گوناگون

همه چیز درباره زنده یاد ناصر عبداللهی – از زندگی تا مرگ کشکوک

همه چیز درباره زنده یاد ناصر عبداللهی – از زندگی تا مرگ کشکوک

 

همه چیز درباره زنده یاد ناصر عبداللهی - از زندگی تا مرگ کشکوک

 

ناصر عبداللهی در ساعت ده و ده دقیقه ی دهمین روز از دهمین ماه , سال ۱۳۴۹ در محله باغ بندر عباس به دنیا آمد. پدرش عبدالرحمن عبداللهی از کارگران بازنشسته شرکت نفت و مادرش مهرنگاربندری نیایی خانه دار است.

او چهاربرادر و یک خواهر دارد، تنها خواهرش نسرین و برادرانش به ترتیب سن محمدطیب , نادر , علیرضا و عقیل هستند که ناصر برادر وسطی آنها است , یعنی سومی.

ناصر در هیجده سالگی با فهیمه غفوری اهل بندرعباس که سه سال از خودش بزرگتر است ازدواج کرد و حاصل آن سه فرزند ( دو پسر و یک دختر ) به نامهای نوید، نازنین و نامی است.

اما ناصر چطور خواننده شد؛

همه چیز درباره زنده یاد ناصر عبداللهی - از زندگی تا مرگ کشکوک

 

● می دانید این روزها همه خواننده می شوند ؟
خب اگر چنین باشد چه ربطی به من دارد. هرکس در عرصه گیتی می تواند هرکاری را که دلش خواست بکند. حالا این عده هم که شما می گویید دوست دارند خواننده شوند. حداقلش این است که ما از پیش ترخواننده بودیم .

●یعنی ازکی ؟

یعنی از دوران کودکی البته آن زمان من حتی نمی توانستم حرف بزنم

●پس چه طور می خواندید؟
راستش وقتی من خیلی کوچک بودم به خاطر اتفاقی که جلوی چشمان من افتاد قدرت تکلم خود را ازدست دادم. اتفاقا خیلی هم زجر کشیدم وتا دوران راهنمایی نمی توانستم حرف بزنم. من حتی در ادا کردن کلمات نیز مشکل داشتم. آن قدر که حتی خانواده ام به حرف زدنم می خندیدند. شاید باورتان نشود اگر بگویم همین لکنت زبان و عدم تکلم باعث شد که من خواننده شوم.

●چطور امکان دارد کسی که قدرت تکلم ندارد یکباره خواننده شود؟
اتفاقا این مسئله خیلی کمک کرد وباعث شد که اولاً کم حرف باشم دوماً گوشه گیر شوم و سوماً اینکه گوشه گیری ام باعث شود که تفکر کنم.

●وقتی آدم نتواند حرف بزند فکور می شود؟
بله دقیقا وقتی آدم در تنهایی و سکوت باشد بیشتر فکر می کند. من همیشه درآن تنهایی وخلوت به دنبال جایی بودم که با خدا حرف بزنم. برای خودم اتاقی درست کرده بودم وبا خدا بیشترارتباط برقرار کردم. دراین خلوت همیشه با خدا حرف می زدم وعبادت می کرد

●دراین شرایط اتفاق خاصی نمی افتاد؟

من دراین شرایط نامه می نوشتم برای خدا ودر آیینه تمرین می کردم وحرف می زدم. به چهره خود نگاه می کردم و به طبیعت می رسیدم. به خدا می رسیدم. من حتی با حشرات وحیوانات درتنهایی خلوت خودم دوست می شدم.

●با آدم ها چطور؟
نه. دقیقا این قسمت منفی قضیه بودکه نمی توانستم با مردم ارتباط برقرار کنم. پدرو مادرم هم برای همین همیشه ناراحت بودند وعذاب می کشیدند. این تنهایی به حدی رسیده بود که وقتی کسی به خانه ما می آمد آن قدر انزوا در من بود که خانواده ام را وادار کرد تصمیمات جدی تری درباره من بگیرند.

●تصمیم در مورد چه چیزی؟
این که به دنبال علت واقعی این جریان باشند ودر صدد دفع آن بر آیند. خیلی تلاش کردند تا اینکه بالاخره دکتری در شیراز به آنها گفته بود که تنها راهی که می توانم از آن نجات پیدا کنم خوانندگی است.

●پس علاجتان خوانندگی بود؟
بله ودکتر گفته بود که اگر بخوانم علاج گنگی و لکنتی که دارم خوانندگی است. خانواده ام بدون اینکه بخواهند مستقیما من را وادار به این کار کننند سعی کردند من را به آن سمت و سو سوق بدهند. برای همین با خریدن یک ملودیکا من را به دنیای موسیقی هل دادند

●ملودیکا شما را خواننده کرد؟
نه ! بعد از مدتی با نت ها ارتباط برقرار کردم و بعد از چند سال با گیتار آشنا شدم وبه این ترتیب موسیقی را ادامه دادم.

●یعنی بدون هیچ پیش زمینه ای به موسیقی آمدید؟
درسال های دوره راهنمایی بود که در مدرسه یک گروه سرود تشکیل دادم. مدرسه شهید عباس پور بندرعباس بود. مجبور بودم آنچه را برای بچه ها در نظر دارم به شکل آواز بخوانم. به این ترتیب کم کم شروع کردم ودر خفا برای خودم نواختم و خواندم.

●یعنی برای خودتان آهنگ هم می ساختید ؟
بله و جالب اینکه برای خودم خواننده هم انتخاب کرده بودم. برادرم خواننده من بود. من گیتار می زدم و ملودی ها را می دادم تا او بخواند. اما قبل از برادرم خودم مجبور بودم بخوانم.

●پس آموزش ندیدید؟!
نه چون نمی شد امکانش نبود. اصلا کلاسی نبود که بخواهم بروم و آموزش ببینم. می نشستم و به صدای خواننده ها گوش می کردم و آنها را کپی می کردم. این شده بود یکی از تمرینات من. از این طریق می توانستم بفهمم که خوانندگی از چه عناصری تشکیل شده و دارای چه بخش هایی است .

●ازچه کسانی تقلید می کردید؟
فرقی نمی کرد. ازصدای خانم های خواننده گرفته تا خواننده های هندی و عربی و ایرانی و… همه را کاور می کردم و می خواندم.

●پس با تقلید از دیگران خواننده شدید؟
نه انصافا ! قبل از اینکه خواننده بشوم عاشق شدم . به هر حال مگر می شود جوان بود و عاشق نشد. عاشق که شدم نمی خواستم حرف های عاشقانه دل عاشقم را به کسی بگویم.

●پس با عاشقانه ها چه می کردید؟
عاشقانه هایم را روی کاغذ می نوشتم وبعد آن را می خواندم. با گیتارروی آنها ملودی می ساختم. همین برایم انگیزه شد. البته دراین بین تشویق اطرافیانم بی تاثیر نبود. حتی دوستان خانوادگی هم توانستند در این امر کمکم کنند تا اینکه بالاخره متوجه شدم خواندنم به دل ها می نشیند. در مهمانی ها و مراسمی که می خواندم خیلی ها با ضبط صوت های کوچکشان صدایم را ضبط می کردند. من بدون اینکه بخواهم صاحب یک سبک شده بودم چه از نظر ترانه چه از نظر خوانندگی و گیتارزدن و…

●یعنی فکر می کنید الان صاحب سبک هستید ؟
من خوانندگی را از سال ۷۱ جدی گرفتم واز همان سال سبک معنوی را برای خودم انتخاب کرده و ثبت کردم. تا آن سال ها هم فعالیت آزاد می کردم و موسیقی جوان معنوی پاپ وجود نداشت. من دوست داشتم که حتی اشعار و ترانه هایم معنوی باشد که درعین حمد و ثنا و راز و نیاز و عبادت بشود با او ارتباط برقرار کرد.

●منظورتان کیست؟

منظورم خداست. حتی درارتباط با شعر نیز سعی کردم این حس را حفظ کرده باشم. احساس

کردم خیلی از شعرا توی باغ نیستند اما بالاخره آنچه که می خواستم اتفاق افتاد و بالاخره توانستم موفق بشوم.

●اوج شما کجا بود؟

ببینید من سال ۷۴ با گروه صبح بخیر ایران آشنا شدم. محمد جواد مباشر مدیر سفرنامه صبا بود که دوستانه ومثل برادر بزرگ تر ازمن حمایت کرد. اوگفته بود که سبکی مثل سبک من جایش در موسیقی ما خالی است. وقتی درآن برنامه خواندم با استقبال عمومی روبه رو شد. به این ترتریب به تهران دعوت شدم و اجرای برنامه کردم. وسط سال ۷۵ بود که به تهران آمدم.

●دوستت دارم و… منتشر شد !

نه پس از چند سال تلاش سال ۷۸ موفق شدم در کاستی به نام« حقیقت دارد» دو قطعه« بهاربهار» وبارانی را اجرا کنم. با موزیسین های مطرحی چون تورج شعبانخانی حمید رضا صدری و بهنام ابطحی هم کار کردم.البته در این میان با دوست خوبم فریدن خلعتبری آشنا شدم وچند کار مشترک برای تلویزیون اجرا کردیم. او طی آن سال ها خیلی به من کمک کرد تا این که بالاخره آلبوم عشق است را در سال ۷۸ تولید کردیم آهنگ هایی را که طی این چند سال ساخته بودیم درآن استفاده کریدم. دراین آلبوم از اشعار و غزلیات استارمحمد علی بهمنی استفاده کردیم که ازابتدا قرار بود فریدن خلعتبری تنظیمشان کند تا این اتفاق بیفتد.

●کلیت کار دلچسب شما بود؟

بله به خصوص وقتی که با هنرمند خوب و دوست بسیارارزشمندم پرویز پرستویی که ستاره سینما نیز هست آشنا شدم. اواین افتخاررا به من داد که درکنارمن غزلیات را دکلمه کند. دراین آلبوم من از دوستانی مثل بهنام ابطحی محمد رضا و شادمهر عقیلی ونیز دکتر محمد رضا چراغعلی بهره مند شدم. ضمن اینکه سبک خودم را هم پیاده کردم. این آلبوم و بوی شرجی توسط موسسه دارینوش به عرصه آمد.

●یادم می آید که آلبومی داشتید با یک اسم خیلی خاص که الان حضور ذهن ندارم. گناغ گنو….؟

گنوغ ! به زبان بندرعباسی یعنی دیوانه.

●دیوانه (همان بوی شرجی)چه شد؟

این آلبوم بعد از دو سال تاخیرتوانست به بازار عرضه شود. من تصمیم گرفته بودم از نظر فرهنگی به معرفی فرهنگ مرزو بوم خود بپردازم تا مظلومیت را به جای محرومیت در اذهان جا بیندازم.

●به کجا رسیدید؟

موفق شدم. هرچند که با این آلبوم خصمانه برخورد شد چون گنوغ یک آلبوم معنوی بود نه بازاری!

●ازقبل پیش بینی چنین جایگاهی را کرده بودید؟

شاید باورتان نشود ولی باید بگویم بله ! من پیش ازاین آینده را پیش بینی کرده بودم. چون خداوند به من نیروهایی داده بود که ایمان داشتم اگرپشتکارم را قوی کنم قطعا موفق می شوم. به نظرم تمام انسان ها می توانند با ایمان و پشتکار به آنچه که می خواهند برسند. من درزندگی حتی برای فهم نکات ریز و ناشناخته کوچک تلاش می کردم. چون معتقدم تا رنج نکشی بهره ای از گنج نمی بری.

●این همیشه برایم سوال شده که شما چرا با افراد متعددی کار می کنید؟

به خاطر تنوع است. من تجربه کردن را دوست دارم. دوست دارم با تازگی ها و تازه ها آشنا شوم. اعتقاد دارم وقتی ما آدمها دوست داریم ازآب پاک وگوارا استفاده کنیم وآب اگریک جا بماند می گندد کارهم اگرجریان نداشته باشد نمی ماند و ماندگار نمی شود . دوست دارم با کسانی کار کنم که مثل آب تازه و گوارا باشند. نوین گرا و مطبوع و مطلوب باشند تا مردم بتوانند با آنها ارتباط برقرار کنند. من عاشق نو بودن و تازه بودن هستم.

●ماندن شما نتیجه این مسئله است؟

مدیون لطف خدا هستم. ماندن من نتیجه لطف خداست. ضمن اینکه همکاری شعرا تنظیم کننده ها و دوستان موزیسین که همیشه دور و برم بوده اند و راهنمایی ام کرده اند را نباید نادیده بگیرم .

●برای بودن چه آرلمان هایی مورد نیاز است؟

مهم تر از همه این است که آدم برای خود و موزیکش ارزش قائل شود و کارآمد باشد و بهتر از همه اینها ازحس خوبی برخوردار باشد تا این حس را به مخاطب منتقل کند.

●در موزیک شما همین طور است؟

متنوع است و بسته به نوع آهنگی دارد که انتخاب می کنم. گاهی یک آهنگ است که کار را پیش می برد گاهی شعر است وگاهی تنظیم .

●صدای شما هم که بی تاثیر است؟!

راستش تا به حال به این موضوع فکر نکرده ام که بخواهم تاثیر صدایم را ازبقیه سازها وبقیه عوامل بیشتر کنم. چون به این امر اعتقاد دارم که صدای خواننده در موسیقی حکم ساز را دارد. باید از خواننده به عنوان یک ساز استفاده کرد تا در جهت پیشبرد یک اثر کمک قابل توجهی کرد. اما گاهی پیش می آید که بین این اجزاء هیچ گونه بالانسی نیست و آهنگساز برای صدای خواننده آهنگ می سازد یا بر اساس قابلیت هایی که یک ملودی دارد و. . .

●این نقطه چین ها یعنی چه ؟

یعنی که بعد از همه اینها تنظیم مهم است. صدای خواننده و ملودی قدرت بیشتری دارند وحرف اول را می زنند اما نهایتاً این تنظیم است که تکمیل کننده است.

●خواننده کجای قضیه است؟

حضور خواننده قطعا مهم ترین عامل قضیه است. چون اگر خواننده را ازیک آلبوم منها کنیم می شود موسیقی بدون کلام ! پس وقتی پای خواننده باز باشد قضیه شکل دیگری به خود می گیرد.

●در آلبوم های بعدی شما نیز چنین اتفاقی می افتد؟

آلبوم های بعدی من قطعا هماهنگی های لازم را خواهند داشت. حتی با آلبوم های دیگرمتفاوت خواهند بود. قرار است کارهای بعدی با شکل و شمایل جدیدتری ارائه شود.اجراهای تازه با نگاهی تازه به مخاطب عام.

●ردپای دوستان قبل هم درکارهای جدید دیده می شود؟

بله. حضوردوستان درکارجدید مغتنم است. همچنین حضوربهروزصفاریان که یک حضورخاص است. چون جزء معدود موزیسین های حرفه ای پاپ و تنظیم کننده هاست.من احترام خاصی برایش قائلم. ضمن اینکه شاهد یک آلبوم با سبک وسیاق جدید تر ازمن خواهید بود.

●می شود بگویید چرا اینقدر از مصاحبه فرار می کنید؟

برای اینکه فکر می کنم هر وقت حرفی برای گفتن داشته باشم باید حرف بزنم. تا به الان حرفی برای گفتن نداشته ام. هروقت احساس کنم حرفی برای گفتن دارم درخدمت شما و دوستان هستم.

●فکر می کردم الان هم کلی حرف برای گفتن داشته باشید؟!

حرف که همیشه هست و ما هم همیشه حرف برای گفتن داریم. منتهی گاهی شرایط اجازه نمی دهد بیش از حد صحبت کنیم . فقط می توانم بگویم برای آنها که دوستم دارند و ندارند آرزوی موفقیت می کنم.


از ناصر و زندگی اش بیشتر بدانیم؛

همه چیز درباره زنده یاد ناصر عبداللهی - از زندگی تا مرگ کشکوک

* چطور شد که خواننده شدید ؟
از آشنایی با همسرم و ایجاد یک ارتباط قلبی و عشق و احساس وابستگی عاطفی باعث آن شد که ملودی هایم رنگ و بوی تازه ای به خود بگیرد و شعر تازه ای بگویم وچون آهنگ هایم را با گیتار اجرا می کردم باید که خودم هم می خواندم , نتیجتا خواندم که خوشبختانه مورد استقبال هم قرار گرفت و این آغاز من و تولد دوباره من بود .

* چرا موسیقی پاپ را انتخاب کردید ؟

به علت اینکه در ۲۰ سال اول انقلاب این سبک موسیقی تقریبا محو شد و موسیقی سنتی و اصیل تماما جای آنرا گرفت و از سویی دیگر بازار کاستهای غربی و خارجی در داخل بسیار رونق خوبی داشت و جوانان ما تقریبا صد در صد از موسیقی پاپ خارجی و لس آنجلسی استفاده

می کردند . از این رو تصمیم به ایجاد موسیقی پاپ داخلی گرفتم که هم از محتوای خوب و معنوی برخوردار باشد ( از نظر شعر ) و هم از نظر موسیقی مقبول حال و نشاط جوانان باشد . که بحمدالله می شود گفت موفق هم بوده ام . دست باعث و یاری کننده درد نکند .

* موسیقی در مسیر شما قرار گرفت یا انتخابش کردید ؟

می توان گفت از بچگی موسیقی تاثیر خاصی در روح و روان من

می گذاشت . تا این حد که حتی مادر عزیزم می گوید در زمانی که طفلی بیش نبوده ام به موسیقی با توجه کامل گوش می کردم و حتی اگر در حال گریه بودم با موسیقی آرام گرفته ام

* خوانندگی چقدر درونیات شما را راضی می کند ؟

تا حدود زیادی . زیرا به این صورتی که این حقیر با موسیقی زندگی می کنم , می توان به جرات گفت که موسیقی خوب , روح آدمی را به نوعی آرام و آسوده می دارد و نظم خاصی به سیستم متعادل کننده روح و جسم می بخشد .

* اولین ترانه ای که خواندید چه نام داشت و در آن لحظه چه احساسی داشتید ؟

اولین ترانه ای که برای مردم در تلویزیون اجرا نمودم , قطعه عزیز سمفونی ” محمد (ص)” نام داشت و وقتی که پخش شد , احساسم این بود که روح رسول الله (ص) هدیه ناقابل مرا پذیرفتند و بسیار از حس معنوی سر مست و مسرور شدم .

* فکر می کردید یک روز خواننده مطرح و مشهور و محبوبی شوید ؟

اگر حمل بر هیچ موضوع خاصی نباشد باید عرض کنم ازطفولیت این موضوع را تا حدود زیادی حس کرده بودم .

* از اینکه محبوب و مشهور هستید , چه احساسی دارید ؟

احساس می کنم مسئولیت من روز به روز سنگین و سنگین تر می شود . زیرا اهداف برای من …

وصل روح آدمی به خداوند متعال است .
آرامش معنوی خواست همه ی سینه هاست . این رسالت سبک موسیقی من است

* وقتی که صدا و تصویر شما برای اولین بار پخش شد چه احساسی داشتید ؟

به آینده امیدوار شدم . نتیجه این امید تلاش بیشتر من در این عرصه شد .

* اولین کسی که صدای شمارا شنید و به شما تبریک گفت چه کسی بود ؟

برادر ارجمندم محمد ولی انصاری

* موسیقی پاپ را چگونه ارزیابی می کنید ؟

موسیقی پاپ در آغاز حرکت بسیار خوبی را دنبال می کرد ولی چندیست که گویا به خواست افراد تهیه کننده از مسیر خود خارج شده و راه دیگری را پیش گرفته است که کمی نگران کننده به نظر می رسد . البته یقین دارم که این وضعیتی کاملا زود گذر است و سامان این سبک به زودی فراهم خواهد آمد .

* نظر شما در مورد خوانندگان پاپ جدید چیست و این روند که هر روز خوانندگان جدیدی به موسیقی پاپ راه پیدا می کنند چگونه بر آورده می شود ؟

نظر بخصوصی ندارم . خوب است که هنرمندان این خاک در عرصه موسیقی مطرح شوند و در مورد خوانندگان جدید باید عرض کنم هر کسی به سهم خود خوب است . البته باید عرض کنم که کار نیکو کردن از پر کردن است.

* چقدر اهل موسیقی اصیل و به عبارتی سنتی هستید ؟ تا حالا فکر کرده اید که قدمی در راه موسیقی سنتی بردارید ؟
من تا حدودی علاقه مند به موسیقی اصیل ایرانی هستم و ارادت خاصی به اساتید این فن دارم و در خصوص موسیقی سنتی و بومی هرمزگان , در حال تحقیق ویژه ای برای بازسازی و اجرای آن سبک و تلفیق آن با موسیقی مدرن امروزی می باشم .

* برای پیشبرد موسیقی پاپ چه توصیه هایی دارید ؟

با شناسایی افراد کار آمد و متعهد و حمایت این عزیزان , به نظر می رسد که افق های تازه ای گشوده می گردند و پیشرفت بهتری حاصل خواهد شد .

* خوانندگان مجله , نامه نوشته اند که آهنگ ” ناصریا ” به چه زبان و آهنگیست ؟

” ناصریا ” به زبان فارسی دری اجرا شده و با لهجه بندر عباسی .

*از خانواده تان بگویید.از همسرتان که در فعالیت های هنری شما چه نقشی دارند؟ویا اینکه اهل هنر هستند؟در زمینه موسیقی با همسرتان مشورت می کنید؟

من در سال ۶۷ با خواهر یکی از دوستان عزیزم ازدواج کردم که حاصل آن وصل ۳ فرزند می باشد به نامهای نوید ۱۲ ساله پسرم , نازنین دخترم ۹ ساله و نامی پسر کوچکم ۶ ساله . همسرم همیشه مشوق من بوده و هست . او همیشه مرا همراهی نموده و برای پیشرفت من کمال صبر و حلم را پیشه داشته است . ایشان تا حدودی به سازهای پیانو و گیتار آشنا هستند و می توانم بگویم بهترین ملودی هایم را با مشورت همسرم ساخته و پرداخته ام .

* آیا بچه های شما علاقه ای به خوانندگی دارند ؟

دخترم به خوانندگی علاقه خاصی دارد .

* در خانواده شما مثل پدر , مادر , خواهر , برادر در عرصه هنر فعالیت دارند ؟

برادر بزرگم با ارگ آشنایی دارد , برادرم علیرضا نقاش و گرافیست خوبی است , و برادر کوچکمان عقیل به فن صدا برداری و ضبط علاقه مند است .

* یک مقدار خصوصی تر اگر اجازه بدهید سوال کنیم که هنر آشپزی خانمتان را چطور ارزیابی می کنید؟
آشپزی همسرم به نظر من بسیار لذیذ و دلچسب و بر وفق ذائقه بنده بوده و هست .

*بهترین دست پخت همسر شما ؟

غذا های محلی بندر عباسی و ماکارونی مخصوص خودش .

* به غیر ازموسیقی به هنر دیگری هم مشغول هستید ؟

بله , گاها دستی در نقاشی , طراحی , کار با چوب , مجسمه سازی و غیره دارم .

* راستی در کار خانه به همسرتان کمک می کنید که می کنم نه ؟ شما چه جوابی می دهید ؟

در صورت امکان , با کمال میل و رغبت

* وقتی از همسرتان ناراحت می شوید چه برخوردی می کنید ؟تا حالا شده عصبانی هم بشوید ؟ چرا که اهل جنوب هستید و عصبانیت خاص مردان جنوبیست ؟

عصبانی بودن هیچ ربطی به جنوبی بودن و شمالی بودن ندارد . بسیار معمولی هستم و طبیعتا گاهی از کوره در می روم ولی حتی المقدور طی تجربه آموخته ام که صبور باشم و خشمم را فرو بخورم .

لازم به توضیح است که اگر در منزل عصبانی بودن من روحم را فرا گیرد بیشتر از ناحیه شیطنت فرزندانم می باشد تا همسر مهربان و دلسوزم .

*برای عید به کجا سفر می کنید ؟

زادگاه همیشه پایدارم بندرعباس.خاک پاک جنوب

* سال تحویل که سال نو است و همه در حال دعا کردن و آرزو کردن هستند , شما چه آرزویی دارید ؟

آرزوی من این است که :
خداوند مرحمت نماید و روح مرا از وابستگی به دنیا و تعلقاتش رها سازد تا در آسودگی و آزادگی به هدفم بپردازم و بتوانم خدمتی بکنم به این مردم خوب و صبور و عزیز . و سالی پر بار و پر نشاط را برای مردم از خداوند خواستارم .

* درد دل و ناگفته ای دارید , سرا پا گوش هستیم …

شاید عرضی بیهوده باشد ولی مثل اینکه از هنرمندان هم ردیف و هم صنفم توقعی دیگر داشتم . همیشه با آغوشی گرم و سینه ای مالامال از عشق و دوست داشتن و نصرت به هم نوع و هموطن پا به این عرصه گزاردم ولی مثل اینکه همیشه تنها در میان امواج خروشان نا امنی عاطفی , فقدان مردانگی در عرصه هنر حرکتی سخت داشته باشم .

ای کاش می شد عزیزان این خاک از کوچک و بزرگ به ابتدا بدانند که این حقیر به دنبال عشق و دوستی و مهربانی هستم و دیگر هیچ .

به امید افقی روشن برای فردایی بهتر در سایه پر مهر .

تنها یار و یاور الرحمن الرحیم .
این حدیث بگذار تا وقت دگر .

آثار زنده یاد ناصر عبداللهی؛

آبوم ماندگار
آلبوم دوستت دارم
آلبوم هوای حوا
آلبوم عشق است
آلبوم بوی شرجی

آثار دیگر ناصر عبداللهی؛

تو رو می خوام
بهار بهار!
نارد زیادم
بیتم تویت
سوگ سهراب (نوشتن لیریک)
شب یلدا ( از آلبوم قلب طلائی از شهرام زندی ) { آهنگ، تنظیم }
دلدار ( از آلبوم قلب طلائی از شهرام زندی ) { آهنگ، تنظیم }
دیریا موجن (نوشتن لیریک)

ناصر عبداللهی از میان ما رفت؛

همه چیز درباره زنده یاد ناصر عبداللهی - از زندگی تا مرگ کشکوک

خبر در گذشت ناصر عبداللهی آنقدر ناگهانی بود که باور آن خیلی سخت تر از اتفاقات دیگر بود. همین طور با حواشی و شایعات مطرح شده در آن زمان، دلیل قطعی فوتش هیچگاه معلوم نشد ولی آنچه مشخص است این است که؛

“دل او یه روز به دریا زد و رفت”

ناصر عبداللهی، خواننده‌ و آهنگساز، ظهر چهارشنبه ۲۹ آذر ماه، در ۳۷ سالگی در بیمارستان شهید هاشمی‌‌نژاد درگذشت.

او بامداد سوم آذر ماه، به دلیل از کار افتادن کلیه‌هایش، در بیمارستان خلیج فارس بندرعباس بستری شد و سپس به اغما رفت و بعد از چند روز به بیمارستان شهید محمدی بندرعباس منتقل و در بخش ICU این بیمارستان بستری شد و بعد از آن به بیمارستان شهید هاشمی‌‌نژاد تهران منتقل شد گه در همان جا درگذشت.

همه شایعات پیرامون مرگ از پیش اعلام نشده؛
حیرت‌انگیز بود. ناصرعبداللهی ناگهان از دنیای ما رفت. بی‌آن‌که کسی بداند چه اتفاقی افتاده است.خبر بستری شدن ناصر عبداللهی در بیمارستان این‌قدر عجیب بود که اول خیلی‌ها باورش نکردند.

همه چیز درباره زنده یاد ناصر عبداللهی - از زندگی تا مرگ کشکوک

وقتی هم که خبر رسمی شد، این‌قدر این طرف و آن طرف در مورد بستری شدن خوانندهٔ جوان شایعه درست شد که هر روز توی روزنامه‌های زرد، خبرهای عجیب و غریب تازه‌ای می‌خواندیم.

از این که ناصر دارو خورده بگیر، تا شایعهٔ ضرب و شتم او. همین ضرب‌و‌شتم هم جنبه‌های مختلف پیدا کرد، از شایعهٔ اختلافات مذهبی تا بحث مشکلات خانوادگی.

ناصر عبداللهی چند روزی توی کما بود و آخر سر بدون این‌که به هوش بیاید و بدون این که حرفی زده باشد از دنیا رفت تا این سؤال همچنان باقی بماند که چرا؟
این گزارش تلاشی است برای روشن‌تر کردن ماجرا. ما رفته‌ایم سراغ نزدیکان ناصر. کسانی که او را می‌شناختند و حاضر بودند در این‌باره صحبت کنند.

«می‌خواهم به همهٔ آن‌هایی که الان اسم ناصر را می‌آورند، بگویم در دوران مریضی جز شایعه برایش چیزی نداشتید، حداقل بعد از فوت، قدردان هنری که برای این مملکت خرج کرد باشید.» این رضا صادقی است.

خواننده معروفی که اتفاقا همشهری ناصر عبداللهی هم هست. رضا به می‌گوید آخرین گفت‌وگوی او و ناصر بر می‌گردد به چند ماه قبل از مریضی او: «چهار پنج ماه پیش با من تماس گرفت و گفت آمده‌ام بندرعباس خانه گرفته‌ام. می‌خواهم فضای زندگی‌ام کمی عوض شود. می‌خواهم آرامش داشته باشم. من هم راستش را بخواهی به احترام بزرگ‌تری‌اش نپرسیدم چرا رفتی. و انگار قرار بود این آرامش ناصر، ابدی باشد.»

رضا صادقی از برخورد مطبوعات و رسانه‌ها در روزهایی که ناصر در بیمارستان بستری بود حسابی شاکی است:

«وقتی رفت بندر کسی نپرسید چرا رفتی، برای هیچ‌کس مهم نبود. ولی برای همه مهم بود که چرا توی کماست. یک مشت حرف بیراه برایش درست کردند. هیچ‌کس به این فکر نکرد که چه کار می‌‌شود برایش کرد تا از کمای شایعات خلاص شود.»

ناصر عبداللهی دوستان زیادی داشت، خصوصا در بین هنرمندها. اما او از حدود شش ماه پیش رفته بود بندرعباس و در آن‌جا زندگی می‌کرد.

سعید شهروز یکی از دوستان ناصر است. آن‌ها در آلبوم غزلک، آهنگ «گل یخ» را با هم اجرا کردند. آهنگی که کار ساختنش با عبداللهی بود.

سعید شهروز دربارهٔ علت رفتن ناصر به بندرعباس می‌گوید:

«چند وقتی ازش بی‌خبر بودم. شنیدم رفته بندر. باهاش تماس گرفتم، گفتم می‌ماندی تهران. می‌گفت دیگر برایم فرقی ندارد. آمده‌ام این‌جا که بمانم. ناصر یک جورهایی عرفانی فکر می‌کرد. توی موسیقی هم این‌جوری بود. جدیدا دلش با موسیقی هم نبود، دست و دلش به کار نمی‌رفت.»

● یک نفر بالاخره حرف می‌زند

حرف و حدیث دور و بر اتفاقاتی که برای عبداللهی افتاد زیاد است. روزنامه‌‌‌ها و مجلات زرد هم که حسابی در آن روزها تیترهای درشت زدند و شایعات را کردند توی بوق. در این شرایط سخت، پیدا کردن نزدیکان ناصر و حرف زدن با آن‌‌ها تقریبا کار غیرممکنی می کرد.

چندین بار تماس ما با تلفن همراه فاطمه فهیمی همسر عبداللهی نتیجه نداد. نزدیک‌ترین کسی که توانستیم پیدا کنیم، رضا کریمی، مدیر برنامه‌های سابق او بود.

کریمی دربارهٔ علت برگشتن ناصر به بندرعباس حرف می‌زند:

«زادگاهش و شهرش بندرعباس بود. نیامده بود تهران که بماند. چند سالی این‌جا بود، بعد تصمیم گرفت برگردد. شاید آشناها و خانواده‌اش دوست داشتند آن‌جا بماند.
این یک تصمیم خانوادگی بود، همین.»

او کمی دربارهٔ خلقیات همکار سابقش حرف می‌زند:

«در خلوت خودم و خودش تمام این مسائل پیش‌بینی شده بود.»

کریمی مدعی است که ناصر عبداللهی از قبل دربارهٔ مرگش حرف‌هایی می‌زده:

«می‌گفت تا قبل از۲۰۰۸ من می‌روم، شماره پرواز من ۹ است. (اشاره می‌کند به ماه آذر) ناصر می‌گفت من متولد سال سگ هستم و در همین سال هم خواهم رفت. در دی ماه که ماه تولدم هست هم من را به خاک می‌سپارند و همهٔ این اتفاقات وقتی می‌افتد که باران می‌بارد.»

کریمی می‌گوید از روزی که ناصر در بیمارستان بستری شد تا روزی که رفت، باران قطع نشد. مدیر برنامهٔ سابق عبداللهی اولین کسی است که حاضر می‌شود دربارهٔ علت مرگ او صحبت کند:

«بر اساس شنیده‌های ما و گواهی پزشکی قانونی، مرگ نه در اثر مسمومیت دارویی و نه نارسایی کلیه بوده. مرگ ناشی از ضرب و شتم است.»

کریمی خودش برگهٔ گواهی پزشک قانونی را ندیده:

«من خودم برگه را ندیدم ولی بدنش را زمانی که در آی‌سی‌یو بستری بود دیدم. خودم از نزدیک آثار ضرب و شتم را دیدم. ضربه به مغز، کلیه‌هایش را از کار انداخته بود.»

او حتی مدعی است که چرایی این اتفاق در حال پیگیری است:

«پیگیری‌های قانونی آغاز شده. رسیدن به این که چرا این اتفاق افتاد کار من نیست.»

این ادعایی بود که در روز مراسم تشییع ناصر عبداللهی، «محمد علی چاووشی» رئیس صنف شرکت‌های تولید محصولات شنیداری آن را تأیید کرد:

«ناصر، شهید اندیشهٔ علوی است و حتما دستگاه‌های دست‌اندرکار به نمایندگی از این موج عاطفه به خون‌خواهی او برخواهند خاست.»

همهٔ این‌ها در شرایطی بود که علی‌رغم سکوت پزشکان معالج، دکتر امیدوار رضایی، رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس یک روز قبل از فوت ناصر عبداللهی ضمن بازبینی آزمایشات او علت به کما رفتن بیمار را ضربه خوردن اعلام کرد.

مهدی کاشی، مدیر برنامه‌های عبداللهی هم چند روز قبل از فوت او به کلی قضیهٔ مصرف دارو را رد کرده بود:

«ناصر از هیچ دارویی استفاده نمی‌کرد. و به واسطهٔ این که ایشان در زمانی که این اتفاق افتاده در منزل تنها بودند، هیچ کس نمی‌داند چه اتفاقی برای او افتاده. پزشک معالج او هم از این اتفاق متعجب است، چرا که از کار افتادگی کلیه، ربطی به مغز و کما رفتن ندارد. تا ناصر خودش به هوش نیاید نمی‌توانیم علت دقیق را مطلع شویم.»

ناصر اما هیچ‌وقت به هوش نیامد……………..

● امکان ندارد ناصر چیزی خورده باشد

«زمستان۷۶ بود، مرحوم بابک بیات، ناصر را آورد خانهٔ ما. استاد بیات می‌گفت این جوان چند سال دیگر ستارهٔ پاپ ایران می‌شود. محال بود استاد حرفی بزند و آن اتفاق نیفتد.»

آشنایی ناصر با مهرداد شهسوارزاده از همان زمستان شروع شد. آن‌ها چند سال بعد ترانهٔ سریال «خاکستر باد» را با هم خواندند و کم‌کم شدند دو تا دوست صمیمی:

«مسائلی که مطبوعات برایش نوشتند صحت نداشت. ناصر به کارش معتقد بود، با همه گرم برخورد می‌کرد و حسادتی با کسی نداشت.»

آخرین گفت‌وگوی آن‌ها بر می‌گردد به حدود دو ماه پیش:

«باهاش صحبت که می‌کردم دیدم روحیهٔ خوبی ندارد. پرسیدم چه کار می‌کنی؟ گفت حال و حوصله ندارم، نمی‌خواهم بیایم تهران. گفت می‌خواهم بمانم و دیگر نیایم. نمی‌دانم چرا!»

و بعد همه چیز تمام می‌شود تا روزی که یکی از دوستان زنگ می‌زند به مهرداد که ناصر در بیمارستان شهید محمدی بندرعباس بستری است:

«گفتم چی شده؟ گفت رفته تو کما.»

شهسوارزاده بلافاصله با مجید طوسی، مدیر هنری‌اش تماس می‌گیرد و در نهایت معلوم می‌شود که حال ناصر وخیم است. کنجکاوی آن‌ها تا گرفتن خبر از بیمارستان بندرعباس ادامه پیدا می‌کند:

«آقای دکتر سامی‌مقدم پزشک معالج او حرفی نمی‌زند. ما از کانال یکی از آشناهایمان که مدیر یک بخش بازرگانی در بندر بود پیگیر حال ناصر بودیم.»

و در این پیگیری‌ها، علت وخامت حال خوانندهٔ مشهور را این‌طوری بیان می‌کند:

«گفتند در اثر ضرباتی که در قسمت لگن و سر به او وارد شده به این روز افتاده است. تهران هم که آوردنش هر چه تلاش کردم مسؤولین بیمارستان نمی‌‌گذاشتند ببینم‌اش. ملاقات ممنوع بود. همه منتظر بودند تا به هوش بیاید و خودش صحبت کند.»

● یک دوست با حرف‌های متفاوت

تلفن مدیر برنامه‌های فعلی ناصر خاموش است. پزشکان معالج او حرف نمی‌زنند. معلوم نیست چرا کسی نمی‌‌خواهد مصاحبه ‌کند. این وسط اما یک چهرهٔ جدید پیدا می‌شود. یکی از نزدیک‌ترین دوستان ناصر، فرید افشار یک سری اطلاعات جدید رو می‌کند.

اطلاعاتی که خیلی جاهاش اصلا شبیه حرف‌های قبلی نیست:

«به ناصر پیشنهاد شد که در بندر یک استودیو بزند. برای این که بچه‌هایی که می‌خواهند آن‌جا کار کنند زندگی‌شان را نفروشند و بیایند تهران، آخر سر هم سرشان را کلاه بگذارند.»

افشار صاف می‌رود سر اصل ماجرا:

«زمانی که مریض شد برایش شایعه‌های زیادی درست کردند. در صورتی که من قطعا می‌گویم همچین چیزی نبوده.»

و حالا جزئیات ماجرا از زبان کسی که خودش را نزدیک‌ترین دوست ناصر می‌داند:

«با خانمش که صحبت کردم گفت شب تازه از بیرون آمده بودیم خانه و تلویزیون تماشا می‌کردیم. یکهو ناصر از حال رفت. سریع زنگ زدم به اورژانس. فشارش وحشتناک بالا بود.»

افشار می‌گوید در یک سال اخیر، ناصر حدود هفتاد هشتاد تا کنسرت ارگانی برگزار کرده بود. یک سری مشکلات دیگر هم به خستگی این کنسرت‌ها اضافه شد تا او به شدت تحت فشار و خستگی روحی قرار بگیرد و اتفاق آن شب هم به همین خاطر بوده:

«اورژانس آمد و گفتند مشکل جدی نیست. یک سری قرص آرام‌بخش هم دادند به ناصر تا حالش بهتر شود. ناصر این‌ها را می‌‌خورد و می‌رود حمام. این‌ها را که می‌خورد، چون بدنش ضعیف بوده توی حمام تعادلش را از دست می‌دهد و می‌افتد و از ناحیهٔ سر، ضربه می‌‌خورد.»

او ادامه می‌دهد که سمت چپ صورت ناصر توی حمام ضربه می‌‌خورد:
«زمین که خورد، بردنش بیمارستان خلیج‌فارس. آن‌جا کاری نتوانستند برایش بکنند چون وسیله‌ای نداشتند. متأسفم برای این همه محرومیت بندرعباس. زمان همین‌جوری می‌گذشت. او را انتقال می‌دهند به بیمارستان شهید محمدی و آن‌جا اقدامات اولیه انجام می‌شود. لوله‌ای را که برای اکسیژن رد کردند، حنجرهٔ ناصر را زخم کرد. آن‌جا به خاطر ملاقات زیاد، میکروب وارد بدنش شد. بیمارستان باید به مردم این اطلاعات را می‌‌داد که زیاد نیایند روی سر ناصر. خانواده، همه می‌گفتند ببریمش تهران.
ولی مسؤولان بیمارستان معتقد بودند با همین تجهیزات می‌شود نگهش داشت. این حرف‌ها ممکن است ری اکشن داشته باشد برایم، ولی به درک. من عزیزترین کسم را از دست دادم.»

دوست ناصر می‌گوید، علمشاهی یکی از مسؤولان شرکت آوای نکیسا و کاشی مدیر برنامه‌هایش ترتیب انتقال او به تهران را داده‌اند.

«تصمیم بر این شد که با پرواز اورژانسی او را ببرند تهران، ۵میلیون تومان هزینهٔ این انتقال شد. ناصر در بد وضعیتی بود ولی مسؤولین بیمارستان هاشمی‌نژاد واقعا تلاش کردند و مدتی زنده نگه‌اش داشتند.»

او می‌گوید زمانی که عبداللهی در آی‌سی‌یو بستری بوده، بارها به او سر زده و برای همین قویا شایعهٔ خوردن دارو یا ضرب و شتم را رد می‌کند:

«من تمام بدن ناصر از نوک پا تا موهایش را دیدم؛ فقط یک ضربه روی صورتش خورده بود. دستش هم در رفته بود که توی بیمارستان جا انداختند. من همهٔ این شایعات را تکذیب می‌کنم. گفتند دارو خورده! ناصر حتی سیگار هم نمی‌کشید. خیلی ناراحت می‌شد اگر کسی جلویش سیگار بکشد.»
افشار ادامه می‌دهد: «به جان عزیزترین کسم همهٔ چیزهایی که شنیدید کذب محض است. ببین! هیچی نبود. هیچی! همه‌اش چرت، همه‌اش تیتر. الان که ناصر نیست هر کسی می‌تواند چیزی بگوید.»

دوست ناصر می‌گوید خانوادهٔ او در حال پیگیری شایعات هستند و به زودی خبرهای تازه‌ای در این زمینه خواهیم شنید:

«آقای فهیمی پدر خانم ناصر تمام مطالب کذبی که توی روزنامه‌ها چاپ شده را پرونده کرده. الان هم آقای عاشوری، نمایندهٔ بندرعباس در مجلس پیگیر این ماجرا است. حتی پای شبکه۴ تلویزیون هم ممکن است گیر باشد. شبی که حتی کلیه‌های ناصر به کار افتاده بود یک آقایی که ربطی به موسیقی هم ندارد آمد و توی تلویزیون گفت که ناصر فوت کرده. می‌دانید این چه تأثیر بدی روی بچه‌هایش گذاشت؟»

ناصر افشار از آمدن کاست جدید عبداللهی خبر می‌دهد. کاستی که قبل از مرگش آماده کرده بود:
«اسمش معجزه است. توی این آلبوم ضربه‌هایی که بعضی شرکت‌ها در تهران به‌اش زدند را در قالب ترانه کار کرده.»

او دو سه بیتی از شعر را هم برایمان می‌خواند، به یاد خواننده‌اش، به یاد ناصری که الان دیگر زنده نیست:
«از من نپرس با تو بمونم
تو هیچی از من نمی‌دونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمی‌مونی»

● اولین مصاحبه پزشک معالج ناصر در بندرعباس

گفت‌وگوی تلفنی با دکتر حمیدرضا سامی مقدم، پزشک معالج ناصر عبداللهی در بیمارستان شهید محمدی بندرعباس شاید اولین و تنها مصاحبه با پزشکان معالج ناصر باشد.

▪ آقای دکتر، حال ناصر عبداللهی چطور است؟

فعلا که زیر دستگاه تنفس مصنوعی است، در حالت کما، تعریفی ندارد. توکل به خدا. باید برای او دعا کنیم.

▪ در خبرها آمده بود که مشکل او نارسایی کلیوی است. مشکلش حاد است یا مزمن؟

نه، مزمن نیست. ظاهرا هیچ سابقه‌ای از چنین مشکلی نداشته. نارسایی‌اش حاد است.

▪ پس بیماری‌اش نارسایی حاد کلیه است. دیالیز هم شده؟

بله. جمعه یک جلسه دیالیز برایش انجام شد، اما نتیجه‌اش آن چیزی نشد که دلمان می‌خواست.

▪ احتمال بهبودش چقدر است؟

نمی‌شود قاطع گفت. ان‌شاءالله احتمالش زیاد است.

▪ فقط مسأله‌اش کلیوی است یا مسائل و مشکلات دیگری هم دارد؟

نه، گرفتاری‌های او فقط کلیوی نیست. مشکلات فراوانی دارد: گرفتاری‌های ریوی، گرفتاری‌های مربوط به انعقاد خون و…

▪ وضعیت فعلی؟

تغییر چندانی نکرده. مثل سابق، فعلا در حالت کماست.

▪ یعنی اصلا به درمان جواب نداده؟
خب، جواب به درمان زمان می‌خواهد. بازگشت عملکرد کلیه‌ها یک مدتی طول می‌کشد.

▪ ارزیابی خودتان؟

نمی‌شود ارزیابی خاصی کرد. خیلی سخت است. مثلا وقتی احمدرضا عابدزاده مشکل خونریزی مغزی پیدا کرده بود، کلیه و ریه‌اش سالم بود اما ما این‌جا با اختلال در سیستم‌های متعدد روبه‌رو هستیم: ریه‌ها و سیستم انعقادی و…

گزارش تصویری از مراسم بخاک سپاری شادروان ناصر عبداللهی؛

همه چیز درباره زنده یاد ناصر عبداللهی - از زندگی تا مرگ کشکوک

همه چیز درباره زنده یاد ناصر عبداللهی - از زندگی تا مرگ کشکوک

همه چیز درباره زنده یاد ناصر عبداللهی - از زندگی تا مرگ کشکوک

همه چیز درباره زنده یاد ناصر عبداللهی - از زندگی تا مرگ کشکوک

همه چیز درباره زنده یاد ناصر عبداللهی - از زندگی تا مرگ کشکوک

همه چیز درباره زنده یاد ناصر عبداللهی - از زندگی تا مرگ کشکوک

همه چیز درباره زنده یاد ناصر عبداللهی - از زندگی تا مرگ کشکوک

همه چیز درباره زنده یاد ناصر عبداللهی - از زندگی تا مرگ کشکوک

در پایان؛ هر آنچه گذشت و گفته شد، ناصر عبداللهی به عنوان خواننده مردمی و خادم اهل بیت در دل و ذهن مردم ایران ماندگار می ماند. از تمام حاشیه ها که کنار رویم، ناصر همیشه با کارهایش دل مردم را شاد کرد و همه مردم ایران همه جوره از او راضی و خشنود هستند.

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۱ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • همه چیز درباره استان آذربایجان غربی

    نویسنده: نا مشخص

    همه چیز درباره استان آذربایجان غربی

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۸ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • همه چیز در مورد مقره ها


     یکی از اجزاء مهم شبکه های فشار قوی ، مقره ها می باشد که بر حسب ولتاژ مورد استفاده و شرایط محیطی از نظر آلودگی و رطوبت ، شکل خاصی به خود می گیرند. وظایف مقره ها در شبکه ها را می توان به صورت زیر بیان نمود :
    ۱٫ تحمل وزن هادی های خطوط انتقال و توزیع برای نگهداری سیم های هوایی روی پایه ها و دکل ها در بدترین شرایط (یعنی موقعی که ضخامت یخ و برف تشکیل شده روی سیم ها در حداکثر مقدار باشد) را داشته باشد و اصولاً باید بتوانند بیشترین نیروهای مکانیکی وارد شده بر ان ها را تحمل کنند.
    ۲٫ عایق بندی هادی ها و زمین و بین هادی ها با یکدیگر به عهده مقره است. یعنی مقره ها باید از استقامت الکتریکی کافی برخوردار باشند تا بتوانند بین فازهای شبکه و دکل ها که متصل به زمین هستند ایزولاسیون کافی برای تحمل ولتاژ فازها را داشته باشند. استقامت الکتریکی آن ها باید در حدی باشد کهدر بدترین شرایط (یعنی در حضور رطوبت ، باران ، آلودگی و بروز صاعقه با ولتاژ بالا) دچار شکست کامی الکتریکی نشوند.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۶ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • چه چیز سبب موفقیت زندگی مشترک می شود؟

    تحقیقات به روشنی اثبات کرده اند که در جریان یک بحث خانوادگی دو راه حل در پیشروی زوجین قرار دارد: یا می توانند به طور کلی دیوانه شوند و از شدت عصبانیت به در و دیوار بد و بیراه بگویند و یا اینکه تصمیم بگیرند به طور کلی از وارد شدن به بحث و مشاجره خودداری کنند؛ اما آمار و ارقام گویای این مطلب هستند که از هر ۶ نفر، ۵ نفر ترجیح می دهند که وارد مشاجره شوند و تنها ۱ نفر از دعوا کردن صرفنظر می کند.

    اگر از آینده ارتباط خود نگران هستید و نمی دانید که آینده ارتباط مشترکتان به کجا ختم می شود، اصلاً نگران نباشید (!) چون تنها نیستید. بر طبق گزارش های موسسه ملی آمار می توان گفت که در حدود نیمی از ازدواج های اول نهایتاً به طلاق ختم می شود، و جالب است بدانید که ۶۰ % از ازدواج های دوم نیز به طلاق ختم می شود. و نکته ای که شاید کمتر کسی به آن توجه می کند این است که چرا هیچ کس دلیل سست شدن بنیان های خانوادگی را نمی داند؟

    در جستجوی حقیقت پیرامون این مطلب که چه چیز سبب از بین رفتن زندگی زناشویی می شود و چه چیز توانایی آنرا دارد که پایه های ازدواج را محکم کند، به این نتیجه دست پیدا کرده ام که همه چیز به نحوه برقراری ارتباط کلامی بستگی دارد. اغلب روند گفتگوها حتی در حضور مشاورها نیز درست پیش نمی رود. اگر با دید مثبت به خیلی از مواردی که سبب ایجاد مشکل می شوند، نگاه کنیم دور از انتظار نیست که خودشان می توانند به عنوان نوعی منبع وحدت بیشتر به شمار روند و پیوندهای عاطفی میان زوجین را بیش از پیش تقویت نمایند. حتی دعوا کردن، جر و بحث و گله و شکایت کردن جزء موارد طبیعی ارتباطی هستند و نشان از سلامت یک ارتباط دارند.

    درسی که من از ۲۰ سال کارم در زمینه ازدواج و روابط زناشویی و مطالعه و تحقیق دقیقی که بر روی زندگی بیش از ۲۰۰۰ زوج انجام دادم بدست اوردم این است که زوج هایی می توانند در زندگی خود به موفقیت دست پیدا کنند که مشکلاتی را که از نظر دیگران غیر قال حل است، با گفتگوی مناسب و همدلی حل نمایند. تعداد بسیار زیادی از افراد هستند که تصور می کنند اگر دعوا نکنند ثبات و سلامت ارتباط خود را تضمین کرده اند و اکثراً تلاش می کنند که پرچم “ما اصلاً دعوا نمی کنیم” را بر فراز خانه خود افراشته نگه دارند. عقیده من این است که موفقیت حقیقی زمانی حاصل می شود که دو نفر بتوانند تفاوت های ذاتی یکدیگر را متوجه شده، آنها را بشناسند، و بپذیرند. تنها در این صورت است که دو نفر می توانند عشق واقعی خود را نثار یکدیگر کرده و از ثمرات واقعی ازدواج بهره بگیرند.

    موفقیت و یا عدم موفقیت هر ازدواجی را می توان از ابعاد مختلف مورد تحلیل و بررسی قرار داد اما به نظر من این شدت مشاجرات خانوادگی و توانایی برقراری تعامل کلامی است که می تواند زندگی دل انگیزی را به زن و شوهر هدیه دهد. در تحقیقات شخصی من برای تشخیص موفقیت زندگی های مشترک زوج ها را بر اساس فراوانی تعداد دفعات مشاجرات خانوادگی، سیمای ظاهری زوجین در حین جر و بحث، و واکنش های فیزیکی (نظیر بالا رفتن ضربان قلب، و میزان تعرق) در گروههای مختلف طبقه بندی نمودم. تیم آزمایشگاهی ما همه این موارد را زمانیکه بحث میان زن و شوهر بالا می گرفت تجزیه و تحلیل می کردند. در این میان کلماتی که از زبانشان خارج می شد و لحن ادا کردن این کلمات نیز مورد ارزیابی قرار گرفت.

    اما خانم ها و آقایون همواره باید به این مطلب توجه داشته باشند که تنها دانستن این مطلب که چگونه می توانند به درستی با یکدیگر مشاجره کنند زندگی موفقی را به آنها مژده نمی دهد و برای رسیدن به موفقیت نهایی در زندگی مشترک خود باید چیزهای زیاد بسیاری را نیز آموزش ببینند. شما هیچ دو زوجی را پیدا نمی کنید که مشکلاتشان را با اتکا به یک شیوه ی همسان حل کنند و همچنین تعریف زوجها از مقوله ی “حل کردن مشکل” نیز به طور کلی از یک خانواده به خانواده دیگر کاملاً متفاوت است. با تحقیقات فراوان به این نکته دست پیدا کردم که خانواده های سالم عموماً از سه تکنیک زیر برای حل مشکلاتشان بهره می گیرند:

    بررسی و تائید: اغلب با اتکا به این روش زوجین با یکدیگر مصالحه و سازش می کنند، و مشکلاتشان را برای رسیدن به توافق دو جانبه حل می کنند.

    دگرگونی متغیر: دو طرف جوش می آورند و یک بحث داغ راه می افتد و نهایتاً هر کس بحث را به سوی دلخواه سوق می دهد.

    اجتناب و فرار از مشاجره: زوجین با هم توافق می کنند که کاملاً طبیعی است که در موردی خاص با هم موافق نباشند و سعی می کنند تفاوت ها را همانگونه که هستند بپذیرند و به زندگی ادامه دهند.

    پیش از این مشاوران خانوادگی تصور می کردند که تکنیک فرار و یا اجتناب از مشاجره خطرناک بوده و می توانند منجر به نابودی ازدواج شوند اما طی تحقیقاتی که من انجام دادم به این نتیجه رسیدم که هر سه شیوه کاملاً به یک اندازه مفید هستند و هر زوجی بسته به شرایط شخصیتی زن و مرد می تواند در شرایط مختلف آنها را به کار گیرد.

    شیوه های یک ازدواج “سالم”

    یکی از اولین نکاتی که در ازدواج باید آنرا رعایت کنیم “ادب” است. زمانی که شادی و خنده از میان می رود و جای خود را به خشم و نفرت می دهد، چیزی جز درد و انتقاد در انتظار زوج ها نیست. در این حالت دیگر هیچ شانسی برای برگرداندن ارتباط کلامی به حالت عادی وجود ندارد و الگوهای رفتاری درست در فضای خصمانه و سرشار از افکار منفی به طور کلی از میان می روند؛ اما هنوز یک مطلب جالب وجود دارد: خانواده هایی هستند که دعواهای آنها به سهمگینی طوفان است اما هنوز هم زندگی های شاد و قانع کننده ای را دنبال می کنند.

    سه زوجی را که در زیر به شما معرفی می کنیم هر یک سه شیوه مختلف ارتباطی را برای خود برگزیده اند و هر سه از زندگی خود خشنود و راضی هستند.

    بردیا و حنانه ۳۰ ساله هستند و هر دو از خانواده ها ی می آیند که در آنها والدینشان تمایلی به  برقراری ارتباط کلامی نداشته اند. به همین دلیل این دو تصمیم می گیرند که اصل اول ازدواج خود را بر روی برقراری ارتباط کلامی مفید پایه گذاری نمایند و در این کار هم موفق شده اند. هر چند گاه و بی گاه با هم مشاجره دارند اما پیش از اینکه به مرحله عصبانیت برسند، ابتدا در مورد تفاوت های موجود خود با هم صحبت می کنند و کنفرانس هایی را ترتیب می دهند که در آن هر کدام آزادانه نقطه نظرات خود را برای دیگری توضیح می دهد و اصولاً در آخر کار با هم بر سر مسائل به توافق رسیده و کارشان به مصالحه و سازش ختم می شود.

    مجید ۴۰ ساله و آنیتا ۲۵ ساله دومین زوج ما هستند. آنها خودشان هم قبول دارند که بیش از هر زوج دیگری با هم مشاجره و دعوا می کنند. آنها اصولاً در حین مشاجره حرف یکدیگر را قطع می کنند و فقط از نظرات خود دفاع می کنند و هیچ توجهی به اینکه نظر طرف مقابل چیست و در حال توضیح چه مطلبی است ندارند. به هر حال با این اوضاع و احوال قادرند که در نهایت به نوعی سازش دست پیدا کنند و به نحوی با هم کنار بیایند. هر چند گاهی تنش زیادی به ارتباط آنها وارد می شود، اما به نظر می رسد که پس از اتمام دعوا خیلی سریع همه چیز را فراموش می کنند و به روال عادی زندگی باز می گردند.

    جهان ۲۹ ساله و ملیکا ۲۷ ساله اظهار می کنند که تقریباً نظرشان در مورد بیشتر مسائل یکی است، و از آغاز کار هم همین تشابه بود که آنها را به هم جذب کرد. هر چند می توانند ساعت های متمادی از یکدیگر دور باشند، اما زمانی را که در کنار هم سپری می کنند بسیار لذت بخش است و کمتر اتفاق می افتد که بر سر موضوعی با هم اختلاف سلیقه داشته باشند؛ اما زمانی هم که بر سر مسئله ای با هم دچار مشکل می شوند، تصمیم می گیرند که هر یک جداگانه به پیاده روی برود و یا دوش بگیرند زیرا آب خود باعث تمدد اعصاب می شود و این دو نفر فکر می کنند که این شیوه خیلی بهتر از جر و بحث کردن است.

    جای تعجب نیست که بردیا و حنانه هنوز هم به مدت ۵ سال است که با هم زندگی می کنند و تا کنون هیچ گونه مشکلی نداشته اند و همینطور مجید و آنیتا و جهان و ملیکا. با این وجود زندگی های زناشویی مثل بردیا و حنانه برای مدت زمان زیادی به عنوان تنها الگوی یک ازدواج موفق و ایده آل شناخته می شد. این دو نفر حتی زمانیکه در مورد مسائل حساس صحبت می کنند باز هم این توانایی را دارند که احساسات خود را به طور کامل کنترل کرده، آرامش خود را حفظ کنند، و تا زمانیکه به درستی متوجه عقاید و احساسات طرف مقابل نشده اند از جای خود تکان نمی خورند.

    به همین خاطر هم هست که من این قبیل زوج ها را در گروه “برسی و تائید” جای می دهم. حتی در داغترین نقطه ی بحث هم باز این اجازه را به همسر خود می دهند که حرف های دلش را بزند و به او این اعتبار را می دهند و حرف های او را با ارزش می پندارند حتی اگر نظر شخصی شان چیز دیگری باشد و اصلاً با او موافق نباشند. با بکارگیری این شیوه به مرور زمان نوعی احترام دو جانبه در ارتباط حکمفرما می شود و به مرور زمان از تعداد دفعات بحث و مشاجره ای که ممکن است زوجین با آن روبرو شوند کاسته می شود.

    مجید و آنیتا موضع کاملاً متفاوتی نسبت به بردیا و حنانه دارند، اما باز هم پیوند های عاطفی آنها به قوت خودش باقی مانده. حال چطور افرادی که نحوه صحیح جر و بحث را نمی دانند باز هم می توانند زندگی خوب و خوشی را دنبال کنند؟ البته حقیقت اینجاست که همه زوج هایی که تا این حد با هم دعوا و جر و بحث می کنند، اینقدر خوشحال نیستند و زندگی پایداری را دنبال نمی کنند. به همین دلیل هم هست که ما آنها  را “دگرگونی متغیر” نام نهاده ایم، چرا که در یک لحظه تا آخرین حد با هم دعوا می کنند، اما لحظه ای بعد هیچ چیز به دل نمی گیرند و دعوا را به دست فراموشی می سپارند و چون از حس بخشش بالایی برخوردار هستند به آسانی می توانند در کنار هم به آرامش برسند.

    افرادی که در این گروه جای می گیرند احساس می کنند که حق آنها در زندگی به اندازه همسرشان است. به تمام انسان ها به یک چشم نگاه می کنند، حقوق همه افراد را مساوی می دانند، و افراد مستقلی هستند و انگیزه ی آنها برای ازدواج نمایان ساختم خصوصیت ها منحصر بفردشان می باشد. در حقیقت در بیان احساسات خود به یکدیگر خیلی راحت هستند، هیچ تعللی در ابراز احساسات خود نشان نمی دهند، و افراد رک و روراستی هستند.

    این قبیل ازدواج ها خیلی شور و هیجان بالایی دارند و افراد نسبت به هم احساسات زیادی دارند. و اما کسانیکه از شیوه “اجتناب و فرار” استفاده می کنند مانند جهان و ملیکا مثل این است که اغتشاشات، آشوب، و جنجال یک طوفان سهمگین را به قصد رسیدن به آبهای آرام ساحل تابستان ترک می نمایند. اتفاقات خاصی در این قبیل زندگی ها نمی افتد. نام دقیقتر این قبیل زوج ها “کوچک کننده مشاجرات” است. با جای اینکه که بیایند و بنشینند و در مورد اختلافاتشان با هم بحث کنند جریان را خیلی ساده گرفته و از آن می گذرند و به نوبه خود در ازدواج موفق هستند.

    شاید تفاوت های بسیار زیادی را در این سه نمونه زندگی مشاهده کنید. یکی بی توجهی می کند یکی مشکلات را هدف قرار می دهد و یکی پا به فرار می گذارد؛ اما نکته ای که هست این است که خانواده هایی هستند که به طور مجزا هر یک از سه شیوه فوق ر به کار می گیرند و موفق هم هستند. در حقیقت در مثال های بالا هر یک از سه گروه شیوه منحصر بفرد خود را انتخاب نموده تا در کنار همسرش به آرامش و آسایش دست پیدا کند.

    علم عادت شناسی ازدواج

    ماهیت احساسی هر ازدواج به میزان تعادلی که میان احساسات مثبت و منفی زوجین وجود دارد بستی دارد. این تعادل عامل مهمی است که به مثابه یک ترموستات عمل می کند و کار آن تعدیل هارمونی احساسی در زندگی مشترک است. به عنوان مثال اگر زوجین به یکدیگر توهین کرده و یکدیگر را تحقیر کنند، باید بدون معطلی عذرخواهی کرده و با انتقال احساسات مثبت به طرف مقابل ناراحتی ایجاد شده را از دل او در بیاورند. حالا لازم نیست که حتماً این کار را همان لحظه انجام دهند، اما به هر حال دیر یا زود می بایست این کار را انجام دهند.

    چیزی که اساساً زوج های راضی را از زوج هایی که در بدبختی گیر افتاده اند، جدا می کند تعادل موجود میان احساسات مثبت و منفی است که نسبت به یکدیگر دارند.

    به عنوان مثال زوج های جزء گروه “دگرگونی متغیر” دعواهایی که میانشان اتفاق می افتد را بعداً با مقدار بسیار زیادی عشق و محبت جبران می نمایند، البته منظور ما از تعادل یک رقم ۵۰ – 50 نیست. به عنوان بخشی از تحقیقاتم من مدت زمانی را که زوجین با هم به بحث و مشاجره می پرداختند و زمانی را که به هم انرژی مثبت می دادند، یکدیگر را ناز و نوازش می کردند، به هم لبخند می زدند، از هم تعریف می کرند، و غیره را جدول بندی نمودم و به این نتیجه رسیدم که نسبت بسیار جالبی میان زمانهای مثبت و منفی وجود دارد که در تمام ازدواج های موفق تقریباً مشابه است.

    این نسبت ۵ به ۱ بود. به این معنا که زمانهای خوشی و مثبت ۵ برابر بیشتر از زمان های مشاجره و کدورت است. یک چنین زندگی در طول زمان ثبات و دوام خواهد داشت. در مقابل زوج هایی که نهایتاً کارشان به طلاق کشیده می شود معمولاً لحظات خوبی و خوشی کمتری با هم داشتند و عمده زمانی را که با هم سپری می کردند به بحث و مشاجره می پرداختند.

    علائم خطر: چهار اسب سوار

    اگر شما جزء افرادی هستید که در یک ازدواج نادرست قرار گرفته اید، شاید احساس کنید که به هیچ وجه قادر نیستید از مخمصه ای که در آن گرفتار شده اید بیرون بیایید. بیشتر زوج ها قبل از اینکه راهی دادگاههای خانواده شوند، به هیچ وجه قادر به تغییر روند روابط کلامی خود نیستند و همین امر سببب ایجاد جدایی میان آنها می شود و پایان تلخی را برای زندگی آنها در پی دارد.

    پیش بینی این مسئله که احساسات و عکس العمل هایی که متعاقب آنها از افراد سر می زند می تواند شانس نجات یک ازدواج را افزایش دهد. من معتقدم که زوجین با تجزیه و تحلیل موانعی که سبب ایجاد بی ثباتی در روابط آنها می شود می توانند راه خود را به سمت تجربه یک زندگی شیرین باز کنند و ماجراجویی های زندگی مشترک خود را از نو آغاز نمایند.

    اولین آبشاری که زوجین باید در دمادم آشفتگی های زندگی از آن عبور کنند “چهار اسب سوار” است که ۴ فاکتور مصیبت بار برای تعامل کلامی هستند و قادرند تا تلاش شما را به طور کامل برای برقراری ارتباط کلامی مقتضی پایمال کنند. زمانیکه زوجین به این نوع جبهه گیری ها عادت کنند رفته رفته حس منفی آنها به هم بیشتر شده و بنیان زندگی خانوادگی از هم پاشیده می شود. نهایتاً کور و کر می شوند و به هیچ وجه قادر به رویت تلاش های طرف مقابل برای ایجاد صلح و آرامش نمی شوند. زمانیکه پای یک اسب سوار جدید به رابطه باز می شود، او راه را برای ورود دیگری هموار می سازد و خیلی بی سر و صدا کلیه آمال و آرزوهای زوجین را با خاک یکسان می کند.

    اولین اسب سوار:
    انتقاد

    زمانیکه سلما و رضا سال اول دانشگاه با هم آشنا شدند و ازدواج کردند همه تصور می کردند که خوشبخت ترین زوج روی زمین هستند. اما پس از مدتی مشکلات خودشان را نشان دادند. به عنوان نمونه آنها در زمینه صرفه جویی با هم اختلاف نظر داشتند. سلما احساس می کرد که همسرش بیش از اندازه ولخرج است. در ابتدا به او تذکر می داد اما زمانیکه متوجه شد حرف هایش به هیچ وجه بر روی رضا اثر نمی گذارند، تصمیم گرفت تا موضع خودش را تغییر دهد و اتفاقی که نباید می افتاد به وقوع پیوست و کاری را انجام داد که چیزی جز مرگ و ویرانی را برای ارتباطشان به همراه نداشت: به جای اینکه مستقیماٌ در مورد این رفتار رضا گله و شکایت کند، شروع کرد به انتقاد کردن از او.

    اکر با نگاهی سطحی به این موضع نگاه کنید، شاید به نظرتان هیچ گونه تفاوتی میان انتقاد و شکایت جود نداشته باشد؛ اما انتقاد عبارت است از حمله کردن به شخصیت طرف مقابل و زیر سوال بردن ماهیت درونی وی و معمولاً با سرزنش همراه است. مثلاً وقتی سلما می گوید: “تو همیشه فقط به خودت فکر می کنی” او به رضا توهین می کند و نه تنها کاری که رضا انجام داده است را زیر سوال می برد بلکه او را فرد خودخواهی نیز تصور می کند.

    از آنجایی که تنها تعداد کمی از زوج ها هستند که می توانند به طور کامل از انتقاد خودداری کنند اغلب زوج ها گهگاه از هم انتقاد می کنند و اولین اسب سوار اصولاً بسیار وارد است و به خوبی می داند که باید چگونه پای خود را به زندگی های زناشویی باز کند. یکی از دلایلش هم این است که انتقاد یک میان بر برای گله و شکایت است. البته ما منکر این امر نیستیم که نشان دادن ناراحتی و عدم موافقت یکی از شیوه هایی است که اگر به روش صحیح ابراز می شود می تواند بنیان های خانوادگی را محکم تر کند.

    مشکل از زمانی شروع می شود که یکی از طرفین احساس می کند طرف مقابل برای حرف های او هیچ گونه ارزشی قائل نیست و بدون توجه به شکایات همسر خود برای دفعات مکرر آن کار را تکرار می کند و به طرف مقابل آسیب می زند. زمانیکه چنین وضعیتی پیش می آید با هر بی توجهی فرد به یاد تمام بی توجهی های که همسرش از بدو شروع زندگی مشترک نسبت به او داشته می افتد و به تدریج فرد شروع می کند به انتقاد کردن از همسر و به جای اینکه تنها از کاری که همان لحظه انجام داده ایراد بگیرد و ناراحتی خود را ابراز کند، کل شخصیت او را زیر سوال می برد.

    یکی از رایج ترین انواع شکایت ها این است که فرد لیست بلند و بالایی از کلیه گله و شکایت های بی پاسخ مانده خود در ذهن درست می کند و تحویل طرف مقابل می دهد. من این کار را تشبیه به “سینک ظرفشویی” می کنم. شما هر چیزی که در آشپزخانه به چشمتان می خورد را داخل سینک پرت می کنید. نوع دیگر انتقاد این است که همسرتان را غیر قابل اعتماد می کنید، به این ترتیب که می گویید: “من به تو اعتماد کرده بودم و فکر می کردم تو لیست کارها را چک می کنی ولی تو با بی توجهی این کار را انجام ندادی و باعث شرمندگی من شدی، این بی توجهی و بی اهمیتی تو نسبت به مسائل اطرافت واقعاً مرا شگفت زده می کند”. فرق میان شکایت و انتقاد این است که شکایت فرد را متهم به ارتکاب جرم نمی کند و در حقیقت نارضایتی فرد از یک امر بخصوص را به تصویر می کشد اما انتقاد دارای یک چنین ماهیتی نیست.

    یکی دیگر از جنبه های انتقاد کیفیت تعمیم دادن و گرفتن نتایج کلی در مورد طرف مقابل است. یکی از نشانه های انتقاد استفاده مکرر از کلماتی نظیر: “تو هیچ وقت” و “تو همیشه” است.

    شکایت: “ما به اندازه ای که من دوست دارم بیرون نمیریم”
    انتقاد: “تو اصلاٌ من رو هیچ وقت بیرون نمی بری”

    شاید کسی که انتقاد می کند خودش هم متوجه نباشد که در حال انجام چه کاری است و بادست های خود در حال نابود کردن رابطه اش می باشد. زمانیکه جو انتقاد بوجود می آید، مشکلات فراوان دیگری نیز وارد رابطه می شوند که وضعیت را از قبل هم بدتر می کنند. زمانیکه یک چنین اتفاقی می افتد جارچی خبر ورود دومین اسب سوار را هم می دهد که شما را بیش از پیش دچار دردسر می کند.

    دومین اسب سوار:

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۲ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • همه چیز در باره فیلم های بیست و چهارمین جشنواره

    همه چیز در باره فیلم های بیست و چهارمین جشنواره

    جشن سینمای ایران از دیروز آغاز شد و دست اندرکاران سینمای ایران در این جشن پرشکوه حاصل یک سال تلاش خود را به داوری گذاشتند.

    جشنواره فیلم فجر که مهمترین رویداد سینمای ایران است امسال ۱۰ روز زودتر برگزار می شود و قبل از فرا رسیدن ماه محرم به کار خود پایان می دهد. حضور گسترده نسل جوان فیلم ساز، تنوع موضوع، افزایش تعداد فیلم ها و… از ویژگی های امسال جشنواره فیلم فجر است.

    پرکارترین بازیگران

    رضا کیانیان، هانیه توسلی و نیکو خردمند هر یک با داشتن سه فیلم در بخش مسابقه بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر، پُرکارترین بازیگران این دوره از جشنواره فیلم فجر محسوب می شوند.

    رضا کیانیان با سه فیلم «کارگران مشغول کارند»، «زاگرس» و «باغ فردوس ۵ بعداز ظهر» در این بخش حضور دارد وتوسلی نیز با سه فیلم «عصر جمعه» ، «کافه ستاره» و «زمان می ایستد» در جشنواره حاضر خواهد بود.

    ضمن این که این دو، فیلم های «اسب» و «یک شب» را هم در بخش های دیگر جشنواره فیلم فجر خواهند داشت.

    نیکو خردمند هم پس از سال ها کم کاری امسال با فیلم های «پرونده هاوانا» ، «کافه ستاره» و «چند می گیری گریه کنی» در جشنواره حضور دارد.

    از دیگر بازیگران پرکار جشنواره امسال می توان به امین حیایی و نیکی کریمی اشاره کرد.

    حیایی تنها فیلم «ستاره ها جلد یک» را در بخش مسابقه دارد و دو جلد دیگر ستاره ها به همراه «شام عروسی» و «مواجهه» از دیگر فیلم های این بازیگر است که در بخش میهمان به نمایش درمی آید.

    نیکی کریمی نیز با «پرونده هاوانا» در بخش مسابقه حاضر خواهد بود و «ستاره ها جلد دو» ، «مواجهه» و «شام عروسی» فیلم های دیگر او هستند که در بخش میهمان به نمایش درخواهد آمد.

    ضمن این که فیلم «یک شب» اولین ساخته بلند کریمی در بخش جشنواره جشنواره ها نمایش داده خواهد شد. در این دوره جشنواره فیلم فجر، بازیگرانی هم با دو فیلم در بخش مسابقه حضور دارند که از میان آنها می توان به لادن مستوفی ( شب بخیر فرمانده و باغ فردوس ۵ بعد ازظهر)، پروانه معصومی (سفر به هیدالو و شاهزاده ایرانی)، حامد بهداد ( باغ فردوس ۵ بعد ازظهر و کافه ستاره)، محمدرضا فروتن (به آهستگی، و وقتی همه خواب بودند )، الناز شاکردوست ( چند می گیری گریه کنی، و قتل آنلاین)، محمدرضا داوود نژاد ( سینه سرخ، و هوو)، مسعود رایگان (جایی در دور دست، و کافه ستاره)، یوسف مرادیان (سینه سرخ، و شاهزاده ایرانی)، مهران رجبی (به آهستگی، و جایی در دوردست) و فاطمه معتمدآریا ( تقاطع، و کارگران مشغول کارند)اشاره کرد.

    عزت الله انتظامی (ستاره ها جلد یک )، حمید فرخ نژاد ( چهارشنبه سوری)، جمشید مشایخی ( پرونده هاوانا)، پرویز پرستویی (به نام پدر)، بهرام رادان (تقاطع)، جمشید هاشم پور ( قتل آنلاین)، گلشیفته فراهانی (به نام پدر)، هدیه تهرانی (چهارشنبه سوری)، علی نصیریان (زاگرس)، امین تارخ (پرونده هاوانا)، پژمان بازغی ( کافه ستاره)، رویا تیموریان ( کافه ستاره)، مهدی احمدی ( سینه سرخ)، ثریا قاسمی ( شاهزاده ایرانی)، آزیتا حاجیان ( باغ فردوس ۵ بعد از ظهر)، افسانه بایگان (کافه ستاره)، رویا نونهالی ( عصر جمعه) ، مهناز افشار ( کارگران مشغول کارند)، میترا حجار (زمستان است)، مریلا زارعی ( زاگرس)، داریوش ارجمند ( شاهزاده ایرانی)، شهاب حسینی ( قتل آنلاین)، حسن پورشیرازی ( به آهستگی)، حمیدرضا پگاه (پرونده هاوانا)، بیژن امکانیان (تقاطع)، گلاب آدینه (وقتی همه خواب بودند)، اندیشه فولادوند(ستاره ها جلد یک)، کامبیز دیرباز(به نام پدر)، آهو خردمند (ستاره ها جلد یک)، ژاله علو(زاگرس)، اصغر همت (پرونده هاوانا) و آتیلا پسیانی (کارگران مشغول کارند) از بازیگران دیگری هستند که یک فیلم در بخش مسابقه بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر دارند.

    ضمن آنکه حمید فرخ نژاد با «صحنه جرم، ورود ممنوع»، هدیه تهرانی با «شبانه»، مهناز افشار با «آتش بس»، مهدی احمدی با «گفت وگو با سایه»، داریوش ارجمند با «جایی در دوردست»، اندیشه فولادوند با«ستاره ها جلد دو و سه »، آتیلا پسیانی با «آتش بس و شبانه»، جمشید هاشم پور با «از دوردست»، پژمان بازغی با «راه طی شده» و حمیدرضا پگاه با «صحنه جرم، ورود ممنوع» و «شبانه» در بخش میهمان هم حضور خواهند داشت.

    فرامرز قریبیان، خسرو شکیبایی، محمدرضا گلزار، حسین یاری و لیلا حاتمی بازیگران دیگری هستند که به ترتیب با فیلم های «رویای خیس»، «ستاره ها جلد سه»، «آتش بس»، «دم صبح» و «شاعر زباله ها» تنها در بخش های غیر رقابتی جشنواره امسال حضور دارند. شاهرخ فروتنیان پرکارترین بازیگر دوره قبل جشنواره فیلم فجر نیز امسال با دو فیلم «به آهستگی» و «وقتی همه خواب بودند» در جشنواره حاضر خواهد بود.

    تیموریان با دو فیلم

    رؤیا تیموریان درمورد کارهایی که در جشنواره امسال فیلم فجر دارد ،گفت:«فیلم جدید سامان مقدم یعنی «کافه ستاره» داستان و فیلمنامه بسیار متفاوتی دارد و شامل سه اپیزود است که هر اپیزود داستان یک زن را روایت می کند.

    همه آنها در یک محله هستند و شخصیتی که من آن را بازی کردم به لحاظ شخصیت پردازی و موقعیت اجتماعی و روحیه کاملاً با آنچه قبلاً انجام داده ام متفاوت است.در این فیلم ایفاگر نقش زن تنهایی هستم که خانه ای دارد و با اجاره دادن یکی- دو اتاق خانه امرار معاش می کند. معتقدم «کافه ستاره» جزو بهترین کارهای سامان مقدم محسوب می شود.»

    بازیگر«بید مجنون» در مورد نقش خود در فیلم «شهرآشوب» یدالله صمدی هم گفت:«فیلم یک اثر تاریخی و فرهنگی و علمی است و به مقطعی از تاریخ ایران در عصر تیموریان می پردازد که اوج شکوفایی علم و هنر ایران بوده است.

    نقشی که من آن را بازی می کنم با توجه به این که در تاریخ کمتر به آن پرداخته شده دارای جذابیت های زیادی بود.

    گوهرشاد از جمله زنان تأثیرگذار در آن مقطع تاریخی است که حتی مسجدی هم به نام او ساخته شده است.

    من برای نزدیکی به این شخصیت علاوه بر خواندن فیلمنامه، در متون تاریخی هم تحقیق کردم.»

    تیموریان در مورد برگزاری جشنواره امسال گفت:« باید علل غیبت بزرگان را در جشنواره امسال پیگیری کرد و دید چرا شرایط سینما این قدر دشوار شده که بزرگان در جشنواره فیلمی ندارند.»

    بازیگر «قارچ سمی» در مورد کارهای جدیدش گفت: «این روزها در تئاتر «رویای یک عکس » به کارگردانی مسعود رایگان مشغول بازی هستم و بازی ام در برخی قسمت های مجموعه «صفر درجه » به کارگردانی حسن فتحی باقی مانده که قرار است در خارج از کشور فیلمبرداری شود.»

    معصومی با ۳ فیلم

    نادر معصومی با فیلم های «شب به خیر فرمانده»، «جایی در دوردست» و «وقتی همه خواب بودند» در مقام فیلمبردار در جشنواره بیست و چهارم فجر حضور دارد.

    معصومی در مورد ویژگی های فیلم «شب به خیر فرمانده» به کارگردانی انسیه شاه حسینی گفت: این فیلم به لحاظ فضای فیلمنامه و بار دراماتیک نسبت به کارهای دیگری که در حوزه سینمای دفاع مقدس انجام شده بسیار متفاوت است. خانم شاه حسینی هم در هنگام کار بسیار انعطاف پذیر بود و تلاش کرد به روح واقعی جنگ وفادار باشد، در نتیجه در ساختار بصری آن سعی کردیم واقعگرایانه عمل کنیم و برخی صحنه های فیلم را دوربین روی دست فیلمبرداری کردیم.

    این فیلمبردار در مورد فیلمبرداری فیلم «وقتی همه خواب بودند» به کارگردانی فریدون حسن پور هم گفت:«فیلم یک اثر اودیسه وار و شهودی و به نوعی جاده ای است که در حوزه سینمای معرفتی طبقه بندی می شود. در مجموع تجربه خوبی برایم در عرصه فیلمبرداری بود و در آن تلاش کردم به لحاظ بصری یک کار کارت پستالی و گرافیکی ارائه کنم.»

    معصومی درباره فیلمبرداری فیلم «جایی در دوردست» گفت: «این فیلم در تداوم کار قبلی خسرو معصومی «رسم عاشق کشی» و در همان فضاست که البته حوزه دراماتیک کار تغییر کرده و به نظرم عاشقانه و انسانی تر شده. «جایی در دوردست» به نوعی یک قسمت از سه گانه معصومی است و فکر می کنم فیلمبرداری فیلم با کمک کارگردان، خوب از کار درآمده است.»

    وی در مورد برگزاری جشنواره گفت:«به هر حال جشنواره عرصه ای است برای ارزش گذاری و در واقع تشخیص بهترین ها. البته این دلیل نمی شود که فیلم های دیگر فاقد ارزش باشند. به قول یکی از منتقدان، ما به تعداد بیننده های هر فیلم منتقد داریم، در نتیجه گروه داوران با تمام تخصص ها و آگاهی ها به حوزه سینما، از یک دیدگاه شخصی فیلم ها را قضاوت می کنند و در نتیجه نمی توان گفت فیلم هایی که برای جشنواره پذیرفته نشده اند فاقد کیفیت هستند.

    در مورد حضور فیلم «چه کسی امیر را کشت» در بخش فیلم های اول و دوم، تصمیم گرفتیم کارهای فنی فیلم را با شتاب و عجله انجام ندهیم و به همین دلیل از حضور در جشنواره انصراف دادیم.

    مهدی کرم پور، کارگردان فیلم «چه کسی امیر را کشت» در مورد حضور نداشتن فیلمش در جشنواره فیلم فجر گفت: فیلم برای حضور در بخش فیلم های اول و دوم جشنواره انتخاب شده بود و چون از حضور در این بخش چندان راضی نبودیم ترجیح دادیم با حوصله و آرامش کارهای فنی را انجام دهیم.

    این فیلم ساز تأکید کرد: تدوین فیلم توسط نازنین مفخم به اتمام رسید و محمود موسوی نژاد کارهای صداگذاری را آغاز کرده است و فردین خلعتبری هم همزمان مشغول ساختن موسیقی است.

    وی درباره مخاطبان فیلم «چه کسی امیر را کشت»، گفت: در ایران خیلی تصور درستی از مخاطب عام نداریم، یعنی این که فیلم متعلق به سینمای عام حداقل باید با بلیت ۱۰۰۰ تومانی سی میلیارد تومان در ایران هفتاد میلیونی بفروشد.

    براساس این تعریف و با توجه به فروش فیلم ها، اغلب آثار سینمای ایران در حیطه سینمای مخاطب خاص قرار می گیرد و باید به این مخاطبان خاص بیشتر توجه کنیم تا بتوانیم جذب مخاطب بیشتری داشته باشیم.

    در هنگام ساخت «چه کسی امیر را کشت» هم سعی کردیم برای قشر متوسط رو به بالا و فرهنگی اثری قابل توجه تولید کنیم.

    در خلاصه داستان چه کسی امیر را کشت آمده است: امیر همراه زن و فرزندش زندگی آرامی ندارد و گاهی سایه های تهدید برای کشته شدن او وجود دارد.

    عوامل فیلم عبارت اند از: کارگردان و طراح صحنه و لباس: مهدی کرم پور، فیلمنامه: م.کرم پور، مهدی کیا و خسرو نقیبی، مدیر فیلمبرداری: مهرداد فخیمی، گریم: مهری شیرازی، بازیگران: نیکی کریمی، محمدرضا شریفی نیا، امین حیایی، مهناز افشار، آتیلا پسیانی، تهیه کننده: مرتضی رزاق کریمی، محصول دگا فیلم.

    داوران از پیش داوری بپرهیزند

    فرهاد صبا گفت: بیشتر افراد داوران امسال تئوری دان هستند و این ترکیب داوری بحث برانگیز است. «فرهاد صبا» کارگردان و فیلمبردار سینما و عضو هیئت داوری بخش مسابقه سینمای ایران بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر، ضمن بیان این مطلب در مورد حضورش در این بخش گفت: به هر صورت مسئولین جشنواره تشخیص دادند یک فیلمبردار نیز باید در ترکیب هیئت داوری حضور داشته باشد و این چهارمین باری است که به عنوان داور در جشنواره حضور پیدا می کنم و یکی از نکاتی که برایم در قبولی داوری مهم است، این مسئله است که یک جمعی از داوران می نشینند و منتخبانشان را انتخاب می کنند.

    فیلمبردار «کاغذ بی خط» تأکید کرد: به هر حال قضاوت در مورد تولیدات یک سال سینمای ایران نیازمند آمادگی ذهنی و روانی مناسبی است تا بهترین قضاوت ها انجام شود و باید سعی کرد از هرگونه پیش داوری و برداشت های از قبل تعیین شده پرهیز کرد و قضاوت بی شائبه ای انجام داد.

    فیلمبردار «گاهی واقعی» در ادامه خاطر نشان کرد: همه وقتی در مسند قضاوت قرار می گیرند، تصور می کنند بهترین قضاوت را انجام داده اند،اما فکر می کنم در مورد یک داوری منصفانه باید دیگران اظهار نظر کنند، ولی باید در نظر داشت هر داور فقط یک رأی دارد و نمی تواند نظرش را به دیگر داوران تحمیل کند.

    صبا تأکید کرد: یکی از نقاط ضعف هر ساله ترکیب داوری جشنواره انتخاب تعداد زیادی از کارگردان ها در این جمع است و باید به نوعی از تمام مشاغل سینمایی در ترکیب داوری نماینده ای حضور داشته باشد.

    روزنامه همشهری

    همه چیز در باره فیلم های بیست و چهارمین جشنواره

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۴ تیر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • کتاب یکه از همه چیز حرف می‌زند

    آشنایی با علوم حدیث

    (۱۳)


    جوامع حدیثی؛ تعریف و تاریخچه‌ی آن

    کتابی که از همه چیز حرف می‌زند

    جامع به کتاب حدیثى‏ اطلاق مى‏شود که در بردارنده احادیث مربوط به همه معارف دینى، یعنى عقاید، اخلاق، احکام و نیز ابوابى مانند تفسیر و تاریخ باشد.
    همچنین به کتابهایى گفته مى‏شود که احادیث، در آنها به حسب ابواب فقهى [ به سان فصلهای رساله عملیه] مرتب شده است.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳ اسفند ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • همه چیز اون طور که به نظر می رسه نیست

    یک روز توی پیاده رو به طرف میدان تجریش می رفتم، از دور دیدم یک کارت پخش کن خیلی با کلاس، کاغذهای رنگی قشنگی دستشه، ولی به هر کسی نمی ده!
    خانم ها رو که کلا تحویل نمی گرفت و در مورد آقایون هم خیلی گزینشی رفتار می کرد و معلوم بود فقط به کسانی کاغذ رو می داد که مشخصات خاصی از نظر خودش داشته باشند، اهل حروم کردن تبلیغات نبود…
    احساس کردم فکر می کنه هر کسی لیاقت داشتن این تبلیغات تمام رنگی گرون قیمت رو نداره، لابد فقط به آدمهای باکلاس و شیک پوش و با شخصیت می ده! از کنجکاوی قلبم داشت می اومد توی دهنم…!!!

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۱ دی ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • همه چیز در باره ایدز: علائم، مراحل؛ راه های پیشگیری و …

    …همه چیز در باره ایدز: علائم، مراحل؛ راه های پیشگیری و …

    مرحله دوم؛ بدون علامت

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۲ آذر ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • همه چیز درباره زین الدین زیدان

    همه چیز درباره زین الدین زیدان

    همه چیز درباره زین الدین زیدان

    دسته نرم افزار آموزشی زیردسته
    ورزشی

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۳ آبان ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • همه چیز در مورد جنگنده MiG-21-قسمت اول

    همه چیز در مورد جنگنده MiG-21 – قسمت اول

    میگ ۲۱ سریع، کوچک و چالاک است و تا حال، سینه آسمان اروپا، آسیا، آفریقا و حتی آمریکا را شکافته و با مدرن ترین جنگنده ها هم رو به رو شده است.
    mig-21

    رکوردهای این جنگنده گاه با جنگنده ای مثل فانتوم برابری می کند. MIG-21 معروف به Fishbed ، به خاطر رادار قدرتمند یا سیستم های الکترونیکی گران قیمت مشهور نشده است زیرا این پرنده، هواپیمای یک خلبان زبده است و مانند موم، در دست یک خلبان با تجربه نرم افزار است. موتور قابل اعتماد، نگهداری آسان و توانایی های فراوان، همه و همه دست به دست داده اند تا یکی از مشهورترین جنگنده های جهان را به عرصه نبرد بیاورند. در ادامه با ویژگی های این هواپیما و مدل های مختلف و جدیدترین تغییرات آن آشنا خواهید شد.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۹ آبان ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش