گوناگون

آقایان نیز یائسه می شوند

تاریخ انتشار یکشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۰
تعداد مشاهده : ۵۱



ارسال برای دوستان



تاکنون شنیده بودیم که خانم ها در اثر افزایش سن و تغییرات هورمونی دچار یائسه می شوند اما آیا آقایان نیز یائسه می شوند؟

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳۰ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • سریال محرم امسال نیز «آزمایش الهی» را مطرح می‌کند

    سریال محرم امسال نیز «آزمایش الهی» را مطرح می‌کند
    سریال «‌خون مردگی»

    تلویزیون از ساخت سریال‌های پر مخاطب در محرم پرهیز می‌کند

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۷ آذر ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • جوان‌ترین نسل جهان را داریم و نیز بیش‌ترین شاعر را

    بر پایه‌ی درخت کهن شعری گذشته‌تان برویید؛ نه بر پایه‌ی تئوری‌های وارداتی

    منصور اوجی اعتقاد دارد: باید به جوانان شاعر امروز فرصت داد تا آنان با توجه به گذشته فرهنگی و ادبی بارور شوند.

    این شاعر تصریح کرد: هر انسانی در جهان از همان کودکی و بویژه در دوره بلوغ و پس از آن می‌خواهد بگوید که من هستم و هویت خود را به رخ دیگران بکشاند و اگر از راه درست موفق به این کار شد، چه بهتر؛ و اگر نتوانست چه بسا که از راه ناصواب وارد شود. ما نمونه این دو گروه را داریم؛ نمونه اول حاتم طایی که با کرم و بخشش و جوانمردی نزد همه مردم از گذشته تا امروز معروف است و اما برادرش که از طریق درست موفق به ابراز وجود نشده و از طریق نادرست وارد شده است.

    وی با اشاره به وضعیت شعر جوان در ایران متذکر شد: اما در ایران ما جوان‌ترین نسل جهان را داریم و نیز بیش‌ترین شاعر را. حال چرا جوان‌ها به شعر روی می‌آورند؟ با توجه به این‌که اشاره کردم هر انسانی می‌خواهد بگوید من هستم و خود را به رخ دیگران بکشد و موجودیت خود را به ثبت برساند، این جوان‌ها هم می‌خواهند بگویند، هستیم؛ آن هم جوانی که نه شغل و درآمد دارد، نه خانه دارد و نه زن و شوهر و نه آینده؛ چرا که ما به آن‌ها اجازه نداده‌ایم تا به ابراز وجود بپردازند و یا وسایلش را برای‌شان مهیا نکرده‌ایم، بنابراین این جوانان که از سالم‌ترین انسان‌ها نیز هستند، باید به کاری و چیزی روی آورند که موجودیت خود را به اثبات برسانند و به ناچار به کارهایی دست می‌زنند و به هنرهایی روی می‌آورند.

    اوجی دلیل روی آوردن جوانان را به شعر، ارزان و آسان بودن آن ذکر کرد و گفت: دلیل این‌که چرا جوانان به حوزه شعر بیش‌تر از بقیه حوزه‌های هنری روی می‌آورند، این است که کل حوزه‌های هنری به جز شعر پول می‌خواهد و وقت و سال‌ها تجربه و ممارست. مثلا در حوزه نقاشی باید وسایل لازم را خرید و به کلاس رفت و وقت گذاشت و سال‌های سال شاگردی کرد و همین امر در حوزه‌ی موسیقی نیز مصداق دارد؛ سازی باید خرید که گران است، نزد استادی باید رفت که پول می‌خواهد و خود این دانشجو باید سال‌های سال در موسیقی شاگردی کند تا به جایی برسد و چیزی شود. در حوزه‌های دیگر هنر هم روال به همین طریق ادامه دارد. اما چرا بیش‌تر جوان‌های مملکت به شعر روی می‌آورند؛ چنان که به استناد آمار وزارت ارشاد و کتاب‌های شعری که هر هفته بیرون می‌آید، ما می‌توانیم ادعا کنیم که روزی یک شاعر به جمعیت شاعران این مملکت اضافه می‌شود.

    وی افزود: اشاره کردم که بیش‌ترین جوانان به شعر روی می‌آورند و اما دلیلش چنان‌که گفتم، حوزه‌های دیگر گران بود و وقت‌گیر و اما ارزان‌ترین و آسان‌ترین هنری که می‌شود در این دوران به آن روی آورد و موجودیت خود را به به رخ دیگران کشید، شعر است؛ چرا که شعر آسان‌ترین و ارزان‌ترین هنرهاست، چرا که تنها قلمی می‌خواهد و کاغذی و دیگر هیچ. آن هم در دوره‌ای که شعر پست‌مدرن شروع شده است که در آن شعر دیگر نه وزنی می‌خواهد، نه قافیه‌ای و نه آرایه‌های ادبی و بخصوص این‌که معنایی نیز نمی‌خواهد، کافی است جوان قلمی بردارد و کلماتی را زیر هم بنویسد و فعل‌های آن را پاک کند و به روزنامه بدهد تا چاپ شود که می‌شود.

    این شاعر با اشاره به تعداد کم نشریات ادبی در گذشته یادآور شد: در گذشته ما این همه نشریه که شعر چاپ کنند، نداشتیم. کل آن نشریات به تعداد انگشتان یک دست نمی‌رسید و صفحات ادبی آن نشریات را نیز بزرگانی اداره می‌کردند؛ از جمله احمد شاملو در “خوشه”، هوشنگ گلشیری در “روشنفکر”، محمد زهری در “فردوسی”، نصرت رحمانی و یا طاهره صفارزاده در “زن روز” و تا شعرت شعر نبود به هیچ وجه چاپ نمی‌کردند. ولی امروز روز تا بخواهید نشریه داریم و حتا روزنامه‌های ورزشی نیز صفحات شعر دارند که کسان درخوری صفحات شعری آن‌ها را اداره نمی‌کنند و به ناچار اباطیل این بروبچه‌ها را چاپ می‌کنند و این جوانان به این طریق به کسوت شاعری درمی‌آیند، و کافی است چندبار شعرشان چاپ شود، آن وقت به خیال چاپ کردن کتاب هم می‌افتند و با قرض کتاب خود را در ۵۰۰ نسخه یا کم‌تر به چاپ می‌رسانند که هیچ ناشری به توزیع آن‌ها نیز نمی‌پردازند و حتا خود این شاعران کتاب دوستان‌شان را نمی‌خرند.

    وی درباره‌ی وظیفه جوانان شاعر نسبت به خودشان توضیح‌ داد: وظیفه اینان نسبت به خودشان این است که اگر بخواهند در حوزه‌ شعر به جایی برسند، آن هم در سرزمینی که به قول مهدی اخوان ثالث “در تمام قبرستان‌های آن شاعر خوابیده است”، کار مشکلی در پیش دارند. اولین کاری که بایستی انجام دهند، این است که باید بر اساس درخت کهن شعری مملکت برویند؛ نه بر پایه تئوری‌های وارداتی. در یک کلام بگویم خیلی از اینان هیچ نمی‌دانند و اصلا گذشته خود را نمی‌شناسند؛ نه شعر کلاسیک را می‌شناسند و نه شعر نیمایی را و نه شعر سپید را. برای مثال یکی از همین جوان‌ها که شروع کرده بود شعر پست‌مدرن بگوید، سفارش کردم و گفتم که پست‌مدرن واقعی یعنی بهره گرفتن از بهترین آثار گذشتگان و سفارش کردم که حداقل پنج قله شعر کلاسیک‌ ما را بشناسد؛ از جمله سعدی را نخوانده بود، گفت سعدی را ندارم، گفتم بیا من در اختیارت می‌گذارم و آمد کلیات سعدی را برد و دو ساعت بعد تلفن کرد و گفت سعدی که چیز داندان‌گیری ندارد. گفتم از کجا فهمیدی، گفت در تاکسی که به خانه می‌رفتم سعدی را تورقی کردم و من خنده‌ام گرفت و گفتم شما در عرض نیم ساعت که در تاکسی بودی سعدی را خواندی و متوجه شدی که چیزی ندارد. لطف کنید کتاب سعدی را برایم برگردانید و اباطیل خود را ببافید.

    او همچنین تصریح کرد: این معصومان همان‌گونه که گفتم، از این جهت به شعر روی آورده‌اند که ارزان است و آسان. ممکن است شعر و سرودن شعر با یک قلم و کاغذ تمام شود و ارزان باشد؛ ولی آسان نیست. ای شاعر جوان اگر می‌خواهی در شعر به جایی برسی و کسی شوی آن هم در کشوری که غول‌های بزرگی پیش از تو قله‌های شعر را فتح کرده‌اند، باید شعر و فرهنگ مملکت را بشناسی و نیز شعر و فرهنگ جهان را و این کار آسانی نیست.

    اوجی همچنین درباره وظیفه شاعران پیشکسوت نسبت به شاعران جوان گفت: اما وظیفه ما درباره جوانان چیست؟ بگذارید خاطره‌ای نقل کنم. روزی در دفتر مجله “خوشه” بودم در خدمت شاملو. با هم صحبت می‌کردیم، پستچی آمد و تعداد متنابهی نامه آورد. شاملو اشاره کرد نامه‌ها را در گونی گوشه دیوار روبه‌رو بریزد، آن هم گونی که نامه از آن سرازیر بود. پستچی نامه‌ها را در آن گونی ریخت و رفت، بعد شاملو رو به من کرد و گفت تمام این گونی پر از شعر است و اضافه کرد از بس شعر مزخرف خوانده‌ام، حالم به‌هم می‌خورد و اشاره کرد حتا خودم نیز دیگر نمی‌توانم شعر بگویم و من در جواب گفتم، شاملوی عزیز! نخوانید و چاپ نکنید و آن بزرگوار گفت نه نمی‌شود، ما بایستی به تمام این‌ها مجال دهیم و بعد تمثیلی برایم آورد و گفت، وقتی باران از آسمان به زمین و خاک می‌رسد، هر چیز امکان رستن داشته باشد، از خاک سربیرون می‌آورد و ما نبایستی به محض سربرآرودن آن‌ها داس برداریم و دروشان کنیم، بایستی بگذاریم تا همه آن‌ها به حداکثر رشد خود برسند. گرچه می‌دانیم بعد از مدتی بیش‌تر آن‌ها به خس و خاشاک تبدیل می‌شوند.

    منصور اوجی معتقد است: ما باید به امید این‌که از بین این همه روییدنی دو درخت تناور به بار بنشیند، به همه آن‌ها مجال دهیم تا به رویش خود ادامه دهند. خود ما نیز این وظیفه را داریم که به کل آن‌ها این اجازه را دهیم تا آثارشان را به چاپ رسانند و نهایتا به قول نیما “آن که غربال به دست دارد، از عقب کاروان می‌آید و زمانه است که تکلیف آن‌ها را روشن خواهد کرد.” در همین‌جا اضافه کنم، کجا هستند آن چندهزار شاعری که در مجله “فردوسی” سابق شعرهای‌شان را چاپ می‌کردند؛ جز چند نفر بقیه باد هوا شدند و باز برگردم اضافه کنم ای شاعر جوان! گذشته‌ات را بشناس و بر تنه فرهنگ و شعر گذشته‌ات بروی؛ نه بر پایه تئوری‌های وارداتی.

    جوان‌ترین نسل جهان را داریم و نیز بیش‌ترین شاعر را

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۳ آذر ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش