گوناگون

نفرت از یکدیگر، پروژه پنهان این قرن

نفرت از یکدیگر، پروژه پنهان این قرن

نفرت از یکدیگر، پروژه پنهان این قرنمی‌پرسید دغدغه‌هایم چیست؟ و می‌خواهید آن را در ۵۰۰ یا ۶۰۰ کلمه بنویسم. اگر کسی می‌دانست در درون شاعر چه می‌گذرد، می‌دید که هر لحظه‌اش قرنی است؛ بی‌هیچ ادعایی و بی‌هیچ تلاشی بر اثباتش، چون بیهوده است. چراکه به کلمه درنمی‌آید. اگرچه شعرها ترجمان آن لحظه‌های قرناقرنی ا‌ست.
بزرگ‌ترین دغدغه شاعر همه نگرانی‌های اوست و بزرگ‌ترین نگرانی‌اش نرسیدن ما انسان‌ها به «حس مشترک» است. حس مشترک، حس مشترک، حس مشترک؛ تنها چیزی که در بغض هر رگی و در پلک ‌زدن‌های هر کسی و در سطح پوست دست‌ها و صورت، و در برق چشم‌های هر کسی در هر کجای این جهان، حضوری فعال دارد و ما گاه فکر می‌کنیم به درک آن دست یافته‌ایم. اما صد دریغ که این تنها حس بزرگ بشری است که هرگز به دست نمی‌آوریم و ما هرگز یکدیگر را به تمامی درک نخواهیم کرد.این بزرگ‌ترین تراژدی سرنوشت انسان در عالم است و مهم‌ترین دلیل تنهایی او. سرتا پا حیرت می‌شوم وقتی هر بار، هر بار می‌بینم که کسی یا کسانی در حال کشتن یا شکنجه انسانی دیگرند، این حیرت بزرگ از اولین باری که مرگ را در کودکی تجربه کردم، همچنان با من است، چگونه است که عده کوچکی، در جای ناپیدایی از جهان نقشه قتل عده بزرگی را می‌کشند، چطور ممکن است که همه خشم و جهالت خود را در دشنه‌ای بر پهلوی انسانی فرو کرد، یا با چماقی بر سرش کوبید، یا با گلوله‌ای بر قلبش، یا با بمبی بر سرنوشتش. آیا نفرت از یکدیگر، پروژه پنهان این قرن نیست که دارد با خونسردی تمام اجرا می‌شود؟ پس به کجا رفت آن پیام بزرگ تاریخ انسان: «بنی‌آدم اعضای یک پیکرند»؟!

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۰ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش