گوناگون

چند مطلب جالب درباره خواب

۱- انسان ۳/۱ عمر خود را در خواب سپری میکند.
۲- انسان قادر است سالانه ۱۸۲۵ رویا ببیند.
۳- میزان خواب در حیوانات مختلف:

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • این مطلب، مال خانمهاست: چهار نکته همسردارى

    تاریخ انتشار: یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۰ 
    |

    تعداد مشاهده : ۱۱۹ 
    |



    ارسال به دوستان


    همسردارى و گرم نگه داشتن کانون زندگى خانوادگى اگرچه کارى سهل و آسان به نظر می رسد اما کمتر کسى موفق مى شود به آسانی و بدون تلاش به زندگى اش گرمی ببخشد. رعایت نکات و فرمول هایى در چگونگى برخورد با همسرانتان مى تواند شما را در داشتن کانونى گرم و دلپذیر کمک کند.نکاتى که مى خوانید حاصل کار و تلاش متخصصان و برگرفته از زندگى هاى موفق است:

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۹ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • چند مطلب دانستنی همراه با شعر

    نویسنده: نا مشخص

    چند مطلب دانستنی همراه با شعر

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۷ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • خانم ها برنده شدند!

    معلم زن اسپانیایی داشت به شاگرداش توضیح می‌داد که اسامی در زبان اسپانیایی برخلاف انگلیسی مذکر و مونث هستند.
    برای مثال خانه مونث هستش و مداد مذکر

    یک دانش آموز پرسید “جنسیت کامپیوتر چیه”
    معلم بجای جواب دادن کلاس را به دو دسته تقسیم کرد:
    آقایان و خانم‌ها و از آنها خواست خودشان تصمیم بگیرند که آیا کامپیوتر مذکر است یا مونث.
    از هر گروه خواسته شد ۴ دلیل برای توصیه‌شان بیاورند.

    گروه آقایان تصمیم گرفتند که جنسیت کامپیوتر قطعا باید مونث باشه چون:
    ١) هیچ کس غیر از سازندگان‌شان از منطق داخلی‌شان سر در نمی‌آورد
    ٢) زبان فطری‌شان برای هیچ کس غیر از خودشان قابل درک نیست
    ٣) حتی کوچک‌ترین اشتباه در حافظه طولانی مدت‌شان باقی می‌ماند تا زمانی آن را به یاد بیاورند (به رخ بکشند)؛
    ۴) به محض این که به یکی از آنها تعهدی پیدا کردی، میفهمی که نصف حقوقت رو باید خرج لوازم جانبیش کنی.

    گروه خانم‌ها به این نتیجه رسیدند که کامپیوتر باید مذکر باشد چون:
    ١) اگه بخواهی بهشون بگی کاری رو انجام بدن، اول باید روشنشون کنی
    ٢) اونها اطلاعات زیادی دارند اما هنوز خودشون نمی تونن فکر کنن
    ٣) از اونها انتظار حل مشکلات میره، اما نصف اوقات خودشون مشکلن؛
    ۴) به محض این که نسبت به یکیشون تعهدی پیدا می‌کنی،
    می‌فهمی اگه یکمی دیگه صبر کرده بودی، یک مدل بهتری می‌تونستی داشته باشی.

    و نتیجه؛
    خانم‌ها برنده شدند

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , ,
  • نوشته: user
  • تاریخ: ۲۳ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • گذشته ها گذشته…

    پیری برای جمعی سخن میراند…
    لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.
    بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.
    او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.
    او لبخندی زد و گفت:
    وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،
    پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردندر مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟
    گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , ,
  • نوشته: user
  • تاریخ: ۱۴ خرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • ۴دروغ مادرانه

    داستان من از زمان تولّدم شروع می‎ شود. تنها فرزند خانواده بودم؛ سخت فقیر بودیم و تهی‎دست و هیچگاه غذا به اندازه کافی نداشتیم. روزی قدری برنج به دست آوردیم تا رفع گرسنگی کنیم. مادرم سهم خودش را هم به من داد، یعنی از بشقاب خودش به درون بشقاب من ریخت و گفت،: “فرزندم برنج بخور، من گرسنه نیستم.” و این اوّلین دروغی بود که به من گفت.

    زمان گذشت و قدری بزرگتر شدم. مادرم کارهای منزل را تمام می‎کرد و بعد برای صید ماهی به نهر کوچکی که در کنار منزلمان بود می‏رفت. مادرم دوست داشت من ماهی بخورم تا رشد و نموّ خوبی داشته باشم. یک دفعه توانست به فضل خداوند دو ماهی صید کند. به سرعت به خانه بازگشت و غذا را آماده کرد و دو ماهی را جلوی من گذاشت. شروع به خوردن ماهی کردم و اوّلی را تدریجاً خوردم.

    مادرم ذرّات گوشتی را که به استخوان و تیغ ماهی چسبیده بود جدا می‎کرد و می‎خورد؛ دلم شاد بود که او هم مشغول خوردن است. ماهی دوم را جلوی او گذاشتم تا میل کند. امّا آن را فوراً به من برگرداند و گفت: “بخور فرزندم؛ این ماهی را هم بخور؛ مگر نمی ‎دانی که من ماهی دوست ندارم؟”و این دروغ دومی بود که مادرم به من گفت.

    قدری بزرگتر شدم و ناچار باید به مدرسه می‎رفتم و آه در بساط نداشتیم که وسایل درس و مدرسه بخریم. مادرم به بازار رفت و با لباس‎فروشی به توافق رسید که قدری لباس بگیرد و به در منازل مراجعه کرده به خانم‎ها بفروشد و در ازاء آن مبلغی دستمزد بگیرد.

    شبی از شب‎های زمستان، باران می‏بارید. مادرم دیر کرده بود و من در منزل منتظرش بودم. از منزل خارج شدم و در خیابان‎های مجاور به جستجو پرداختم و دیدم اجناس را روی دست دارد و به در منازل مراجعه می‎کند. ندا در دادم که، “مادر بیا به منزل برگردیم؛ دیروقت است و هوا سرد. بقیه کارها را بگذار برای فردا صبح.”لبخندی زد و گفت: “پسرم، خسته نیستم.” و این دفعه سومی بود که مادرم به من دروغ گفت.

    به روز آخر سال رسیدیم و مدرسه به اتمام می‎رسید. اصرار کردم که مادرم با من بیاید. من وارد مدرسه شدم و او بیرون، زیر آفتاب سوزان، منتظرم ایستاد. موقعی که زنگ خورد و امتحان به پایان رسید، از مدرسه خارج شدم. مرا در آغوش گرفت و بشارت توفیق از سوی خداوند تعالی داد. در دستش لیوانی شربت دیدم که خریده بود که من موقع خروج بنوشم. از بس تشنه بودم لاجرعه سر کشیدم تا سیراب شدم. مادرم مرا در بغل گرفته بود و “نوش جان، گوارای وجود” می‏گفت. نگاهم به صورتش افتاد دیدم سخت عرق کرده؛ فوراً لیوان شربت را به سویش گرفتم و گفتم، “مادر بنوش.” گفت: “پسرم، تو بنوش، من تشنه نیستم.” و این چهارمین دروغی بود که مادرم به من گفت.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: user
  • تاریخ: ۱۴ خرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • خصوصیات و دانستنی های خانم ها

    - یک زن هرگز از ابراز عشقهای مرد زندگیش خسته نخواهد شد . به زبان آوردن دوستت دارم موجب می شود که زن به عشق واقعی مرد زندگیش پی ببرد و آن را احساس کند . - یک زن هرگز از ابراز عشقهای مرد زندگیش خسته نخواهد شد . به زبان آوردن دوستت دارم موجب می شود که زن به عشق واقعی مرد زندگیش پی ببرد و آن را احساس کند .

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: mahshid
  • تاریخ: ۲۸ دی ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش