گوناگون

عکس های فاطمه معتمد آریا

در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه show picture را بزنید

عکس های فاطمه معتمد آریا Iranax.ir

عکس های فاطمه معتمد آریا Iranax.ir

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۲ بهمن ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • فاطمه معتمد آریا

    iranianactress - IMGJ40DPPHQVA.jpgنام اصلی: سیمین
     
     نام خانوادگی اصلی: معتمدآریا
     

    سمت (در بخش های): بازیگران،

    تاریخ تولد: ۱۳۴۰

    محل تولد: تهران

    مدرک تحصیلی: دیپلم دانشسرای هنر

    شروع فعالیت از سال ۱۳۵۲ با شرکت در کلاسهای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و فعالیت در نمایشهای عروسکی.
    فعالیت به عنوان عروسک گردان.
    شروع فعالیت در تلویزیون با عروسک گردانی مجموعه مدرسه موش ها در سال ۱۳۶۰٫
    شروع فعالیت در تئاتر با اجرای نمایش های عروسکی برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.
    برنده لوح زرین بهترین بازیگر نقش دوم زن در هفتمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم برهوت (محمدعلی طالبی) در سال ۱۳۶۷٫
    برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در دهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم مسافران (بهرام بیضایی) در سال ۱۳۷۰٫
    برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن در یازدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم یکبار برای همیشه (سیروس الوند) در سال ۱۳۷۱٫
    برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن در دوازدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم همسر (سیروس الوند) در سال ۱۳۷۲٫

    ۱۳۸۴ تقاطع ( ابوالحسن داودی ) [بازیگر]

    ۱۳۸۴ کارگران مشغول کارند ( مانی حقیقی ) [بازیگر]

    ۱۳۸۴ زیر درخت هلو ( ایرج طهماسب ) [بازیگر]

    ۱۳۸۳ یک بوسه کوچولو ( بهمن فرمان‌آرا ) [بازیگر]

    ۱۳۸۳ گیلانه ( رخشان بنی اعتماد محسن عبدالوهاب ) [بازیگر]

    ۱۳۸۱ کلاه قرمزی و سروناز ( ایرج طهماسب ) [بازیگر]

    ۱۳۸۱ به من نگاه کن ( شهرام اسدی ) [بازیگر]

    ۱۳۸۰ دختر شیرینی فروش ( ایرج طهماسب ) [بازیگر]

    ۱۳۸۰ عزیزم من کوک نیستم ( محمدرضا هنرمند ) [بازیگر]

    ۱۳۷۸ آسمان پر ستاره ( حسن قلی‌زاده ) [بازیگر]

    ۱۳۷۸ عینک دودی ( محمدحسین لطیفی ) [بازیگر]

    ۱۳۷۸ یکی بود یکی نبود ( ایرج طهماسب ) [بازیگر]

    ۱۳۷۷ شوخی ( همایون اسعدیان ) [بازیگر]

    ۱۳۷۷ عشق + ۲ ( رضا کریمی ) [بازیگر]

    ۱۳۷۷ مرد عوضی ( محمدرضا هنرمند ) [بازیگر]

    ۱۳۷۶ زندگی ( اصغر هاشمی ) [بازیگر]

    ۱۳۷۶ مهر مادری ( کمال تبریزی ) [بازیگر]

    ۱۳۷۶ بانوی اردیبهشت ( رخشان بنی اعتماد ) [بازیگر]

    ۱۳۷۴ مرد آفتابی ( همایون اسعدیان ) [بازیگر]

    ۱۳۷۳ کلاه قرمزی و پسر خاله ( ایرج طهماسب ) [بازیگر]

    ۱۳۷۳ سفر ( علیرضا رییسیان ) [بازیگر]

    ۱۳۷۳ روسری آبی ( رخشان بنی اعتماد ) [بازیگر]

    ۱۳۷۲ همسر ( مهدی فخیم‌زاده ) [بازیگر]

    ۱۳۷۱ هنرپیشه ( محسن مخملباف ) [بازیگر]

    ۱۳۷۱ یکبار برای همیشه ( سیروس الوند ) [بازیگر]

    ۱۳۷۰ مسافران ( بهرام بیضایی ) [بازیگر]

    ۱۳۷۰ ناصرالدین شاه آکتور سینما ( محسن مخملباف ) [بازیگر]

    ۱۳۶۸ ریحانه ( علیرضا رییسیان ) [بازیگر]

    ۱۳۶۷ برهوت ( محمد علی طالبی ) [بازیگر]

    ۱۳۶۷ ستاره و الماس ( سیامک شایقی ) [بازیگر]

    ۱۳۶۶ تحفه ها ( ابراهیم وحیدزاده ) [بازیگر]

    ۱۳۶۶ گمشدگان ( محمدعلی سجادی ) [بازیگر]

    ۱۳۶۶ جهیزیه برای رباب ( سیامک شایقی ) [بازیگر]

    ۱۳۶۶محموله ( سیروس الوند ) [بازیگر]

    ۱۳۶۶ یاد و دیدار ( رجب محمدین ) [بازیگر]

    ۱۳۶۵ جدال ( محمدعلی سجادی ) [بازیگر]

    ۱۳۶۳ شهر موش ها ( محمد علی طالبی ) []

    کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (گیلانه)

    [ دوره ۲۲ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۸۲ ]

    ………………………………………………………..

    >> کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن (گیلانه)

    [ دوره ۸ جشن خانه سینما (مسابقه) - سال ۱۳۸۳ ]

    ………………………………………………………..

    >> کاندید لوح زرین بهترین بازیگر زن (گیلانه)

    [ دوره ۶ منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال ۱۳۸۴ ]

    ………………………………………………………..

    >> کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن (دختر شیرینی فروش)

    [ دوره ۶ جشن خانه سینما (مسابقه) - سال ۱۳۸۱ ]

    ………………………………………………………..

    >> کاندید لوح زرین بهترین بازیگر زن (دختر شیرینی فروش)

    [ دوره ۳ منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال ۱۳۸۲ ]

    ………………………………………………………..

    >> برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (مسافران)

    [ دوره ۱۰ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۰ ]

    ………………………………………………………..

    >> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (هنرپیشه)

    [ دوره ۱۱ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۱ ]

    ………………………………………………………..

    >> برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (یکبار برای همیشه)

    [ دوره ۱۱ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۱ ]

    ………………………………………………………..

    >> کاندید لوح زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (جهیزیه برای رباب)

    [ دوره ۶ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۶۶ ]

    ………………………………………………………..

    >> برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (همسر)

    [ دوره ۱۲ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۲ ]

    ………………………………………………………..

    >> برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (برهوت)

    [ دوره ۷ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۶۷ ]

    ………………………………………………………..

    >> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (ریحانه)

    [ دوره ۸ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۶۸ ]

    ………………………………………………………..

    >> کاندید لوح زرین بهترین بازیگر زن (عینک دودی)

    [ دوره ۱ منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال ۱۳۸۰ ]

    ………………………………………………………..

    >> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (زندگی)

    [ دوره ۱۶ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۶ ]

    ………………………………………………………..

    >> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (روسری آبی )

    [ دوره ۱۳ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۳ ]

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱ بهمن ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • چگونگی ورود حضرت فاطمه علیهاالسلام به محشر

    چگونگی ورود حضرت فاطمه علیهاالسلام به محشر

    حضرت فاطمه علیهاالسلامدر احادیث معتبر از طریق شیعه و سنی آمده است که در روز رستاخیر حضرت فاطمه علیهاالسلام را به ناقه‏اى از ناقه‏هاى بهشتى سوار مى‏کنند و ملائکه اطراف او را مى‏گیرند، جبرئیل از طرف راست، میکائیل از طرف چپ، امیرالمؤمنین پیشاپیش، امام حسن و امام حسین نیز از پشت سر، ایشان را همراهى مى‏کنند، و با تمام عظمت و جلالت وى را به محشر مى‏آورند، تا جایى که خلایق از دیدن ایشان سرهاى خود را پایین می‎اندازند و چشم‎هایشان را می‎بندند، تا فاطمه علیهاالسلام دختر رسول خدا صلى اللّه علیه و آله عبور کند.
    مردم محشر با شنیدن این پیام که از سوى عرش خدا صادر مى‏گردد، همگى سرهاى خود را پایین مى‏اندازند و چشم‎هایشان را مى‏بندند و فاطمه علیهاالسلام از روى پل صراط عبور مى‏کند و در کنار بهشت قرار مى‏گیرد. سپس با عزت و احترام بى‏نظیر هفتاد هزار فرشته تسبیح گویان حضرت را وارد محشر مى‏کنند و به همین تعداد حوریان بهشتى به استقبالش مى‏آیند… . (یا مَعشرَ الخَلائق! نکسوا رُئوسِکُم و غَضُّوا اَبصارَکُم حَتى تَمُّر فاطمه علیهاالسلام بِنتَ مُحمد عَلى الصِراطِ، فَتَمُر مَع سَبعین الف جاریه مِن الحُور العَین… .)
    آرى در روز قیامت نیز همه‏ چشم‎ها لیاقت دیدن فاطمه علیهاالسلام را نخواهند داشت، فقط آنان که در این دنیا امتحان پس داده و لیاقت شیعه بودن را کسب کرده‏اند، مدال افتخار آن روز را از دست فاطمه علیهاالسلام دریافت مى‏دارند.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۲ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • داوری فاطمه گودرزی درجشنواره فجر شایعه یاواقعیت؟

    فاطمه گودرزی که روز گذشته به عنوان یکی از اعضای هیأت داوران بخش مسابقه سینمای ایران معرفی شده بود، از عدم حضور خود در این جمع به دلیل گرفتاری‌های شخصی خبر داد. گودرزی اظهار داشت: من از دو هفته گذشته راهی سفر شدم و تعجب می‌کنم که چگونه نام من به عنوان یکی از داوران بخش مسابقه سینمای ایران در اخبار رسمی جشنواره منتشر شده و در کاتالوگ و بولتن نیز به ثبت رسیده است.
    وی اظهار داشت: ده روز پیش تماسی با من گرفته شد اما به دلیل گرفتاری‌ام، قولی برای حضور در جمع داوران ندادم.
    گودرزی ادامه داد: تاکنون نیز هیچ کدام از فیلم‌های جشنواره را ندیده‌ام که بخواهم آنها را داوری کنم. زمانی هم که با من از طرف جشنواره تماس گرفته شد به آنها یادآوری کردم که به خاطر وضعیت جسمانی مادرم راهی سفر هستم.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۲ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • گفت وگو با فاطمه معتمدآریا بازیگر گیلانه

    کلوزآپ بغضى شکسته

    فاطمه معتمدآریا ستاره نیست، خودش هم مى داند، نه نامش، نه چهره اش و نه حتى نقش هایش هیچ کدام راه به آسمان نمى برد، حتى اگر در کارنامه اش فیلم هایى چون «ستاره و الماس» و «آسمان پرستاره» باشد. او دقیقاً همان چیزى است که بر پرده بازى مى کند. همان زنان پیرامونى همه ما، همان زنان مادر، همان زنان خواهر، همان زنان همسر، همان زنانى که همیشه فقط به ستاره ها زل زده اند و در روزهاى بى ستارگى، چشم نمناک خود را با گوشه روسرى پاک کرده اند. جغرافیاى نقش هاى معتمدآریا هرگز از میدان انقلاب فراتر نرفته اند. حتى در «مرد عوضى» هم او زن جنوب شهرى آن نابغه از دست رفته بود. به همین خاطر است که تا اسمش را مى آوریم یاد دلشوره ها و دلواپسى مى افتیم. کارنامه پرکار معتمدآریا پر است از لحظه هایى که بغضى زنانه یا عاطفه اى فرو خورده دنبال یک کلوزآپ مى گردد تا بشکند.

    در یک روز پاییزى بى ابر بازیگر «گیلانه» سر ساعت مقرر به دفتر روزنامه مى آید. تازه چند بیلبورد و پوستر با تصویرش که نام «گیلانه» دارد بر در و دیوار شهر رفته. مى گوید این تصویرها حاصل تلاش خودش است تا استراتژى تبلیغاتى فیلم. همیشه در شمال این شهر ستاره هاى حلبى و قلب هاى طلایى ماجرا از همین قرار است. بازیگر زن پرفروش ترین فیلم تاریخ سینماى پس از انقلاب، برنده چندین سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر، بازیگر گلنار دربه در در کاخ گلستان نه تنها ستاره نیست بلکه براى یک گفت وگوى مطبوعاتى هم چندان بازى نشان نمى دهد. قاعده را مى شکند و زود صمیمى مى شود و مى گذارد من تا هر جا که مى خواهم جسور باشم. دنیادیده و سرد و گرم چشیده نشان مى دهد. اگرچه همیشه در جنوب شهر جلوى دوربین رفته اما براى مرور یک سال سینماى روشنفکرى برتر جهان به کمتر از جشنواره کن رضایت نمى دهد. او همیشه متفاوت است، گیلانه را که تماشا مى کنید، تیمار آن همه زخم و غم را که مى بینید، هرگز به خاطر نخواهید آورد که او بازیگر نقش سیمین است در فیلم «هنرپیشه». بازیگر روبه رویش در آن شب موهوم روبه روى عکس خندانش بر سردر سینما فریاد کشید «مى آورمت پایین» ، ده سال بعد اکبر عبدى با خود چنین کرد. سیمین اما در پس آن دیوانگى مفرط ادامه داد، تلخ و امیدوار. او در شمالى ترین ارتفاعات ایران ایستاد و زندگى را در جنوبى ترین جغرافیایش بازى کرد. فاطمه معتمدآریا همان سیمین است، هر توصیف دیگرى این تصویر را مخدوش مى کند.

    • در دهه اول انقلاب خلاء عظیمى از حضور بازیگران زن در سینماى ایران وجود داشت. شما در چنین موقعیتى وارد سینما شدید و کار حرفه اى تان را در رشته بازیگرى آغاز کردید. تا چه میزان حضور و سپس تثبیت حضورتان به عنوان یک بازیگر در سینما را به واسطه این خلأ و کلاً وقوع انقلاب ایران مى دانید؟ اصلاً اگر در ایران انقلاب اسلامى رخ نمى داد شما وارد این حرفه مى شدید و چنین موقعیتى را کسب مى کردید؟

    همزمان با من خیلى ها وارد سینما شدند و بعد از من هم خیلى ها آمدند، ولى فقط عده اى از آنها در سینما توانستند ادامه دهند. من از همان اول تصمیم داشتم در هر شرایطى – که البته شرایط بسیار سختى بود _ کار بازیگرى را در سینماى ایران پى بگیرم و در موقعیتى وارد سینما شدم که معیارهاى سینماى ما در حال تغییر بود و یا هنوز چیزى شکل نگرفته بود. همه بازیگرى که وارد سینما مى شد و ادعا مى کرد که تحصیلات این رشته را دارد با یک تمسخرى نگاه مى کردند. کسى باور نمى کرد که سینما یک دانش و علم است که مى شود به واسطه آن دقیق تر و عمیق تر به آن پرداخت. در آن زمان حتى گرفتن صداى سر صحنه عجیب و باور نکردنى به نظر مى رسید و وقتى من با تهیه کننده اى صحبت کردم که حداقل در زمان دوبله جاى شخصیت خودم حرف بزنم با تعجب مرا نگاه مى کرد و فکر مى کرد ارزش یک فیلم به دوبله آن است و من کى هستم که اصرار دارم جاى خودم صحبت کنم. خوشبختانه مدیران دوبلاژ آن زمان مثل خانم راستکار، ژاله کاظمى و آقاى طهماسب انسان هاى فهیم و تحصیل کرده اى بودند و خیلى راحت درک مى کردند که چه کسى قابلیت این را دارد که جاى خودش حرف بزند و چه کسى ندارد.

    • البته من با طرح این سئوال مى خواستم به این جواب برسم که وقوع انقلاب اسلامى چقدر در مطرح شدن و تثبیت شما در سینما موثر بود؟

    راستش شاید اگر انقلاب نمى شد من هیچ گاه پایم به سینما باز نمى شد، یعنى جاذبه هاى تئاتر برایم به مراتب از سینما بیشتر بود. من در نوجوانى همیشه دغدغه و رویایم این بود که روزى در تئاتر هاى لندن بازى کنم و یا نمایشنامه هاى چخوف را روى صحنه هاى تئاتر مسکو اجرا کنم. یعنى به وسعت جهان براى من کار و علاقه مندى وجود داشت و این جسارت و توان را در خودم محک زده بودم و مى دانستم که برنامه ام براى آینده چیست. اما وقتى انقلاب اسلامى رخ داد و تئاتر ها بسته شدند تجربه اولیه را در کشور خودم از دست دادم. من که در آن دوره پر از انرژى بازیگرى بودم فکر کردم که چون درس این رشته را خوانده ام و نه کار دیگرى بلدم و نه علاقه به کار دیگر دارم، پس راهى پیدا کردم تا بتوانم بازیگرى ام را ادامه بدهم و این راه حل در آن دوره خاص، سینما بود. انقلاب در واقع مرا از تئاتر به سینما کشاند. البته فضایى که قبل از انقلاب در سینما وجود داشت اصلاً پذیرش من در آن غیرممکن بود، چون من دور از جاذبه هاى تصویرى و علاقه مندى هایى که قبل از انقلاب در سینما وجود داشت، بودم و اصلاً کسانى که تئاتر کار مى کردند تصور بازیگرى سینما را نمى کردند.

    • «لرتا هایراپتیان» و «دلکش» دو نوع حضور زنان در نمایش را در سال هاى اولیه به وجود آوردند. یکى در تئاتر و دیگرى در سینما. این نگرش ها در بازى سوسن تسلیمى و فروزان در سال هاى بعد شکل گرفت. وقتى شما وارد سینما شدید آیا مى خواستید در تداوم یکى از این دو نگرش باشید یا دیدگاه دیگرى داشتید؟

    من فکر مى کنم اتفاقاتى که در یک موقعیت خاص مى افتد همه را تحت شرایط آن موقعیت قرار مى دهد. فروزان اگر در دوران من قرار بود وارد عرصه سینما شود مطمئناً موقعیت دیگرى پیدا مى کرد. سوسن تسلیمى هم در موقعیتى از تئاترقرار گرفته بود که به عنوان یک روشنفکر به آن شیوه کار مى کرد. یعنى شرایط و موقعیت ها تاثیر زیادى روى کار ما مى گذارند. من وقتى وارد سینما شدم هیچ الگویى در ذهنم نبود. یعنى نه فکر مى کردم بازى فروزان به عنوان یک بازیگر بد است و نه بازى تسلیمى خیلى خوب بوده است. من هرکدام از این بازیگران را در جایگاه خودشان بررسى مى کنم. مى توانم بگویم که سلیقه ام در بازیگرى کدام است ولى به هیچ عنوان هیچ کدام از آنها را رد نمى کنم چون اگر سینماى فروزان نبود، سینماى فعلى اى که ما کار مى کنیم باید تجربه آن سال ها را طى مى کرد. همه این بازیگران در موقعیت و جایگاه خودشان قابل احترام هستند اما من انتخاب کردم که به نوعى دیگر به سینما نگاه کنم.

    • این نوعى دیگر را توضیح مى دهید چون این نوعى دیگر همان نگرش جدیدى است که من در سئوال قبلى مدنظرم بود؟

    این نگرش جدید حضور فعلى من و نوع بازى ام در سینماى فعلى است.

    یعنى هیچ گاه مثل فروزان ستاره نبودید، اما حضورتان همانند تسلیمى در فیلم تعیین کننده بوده است. اتفاقاً وقتى کارنامه کارى شما را نگاه مى کنیم متوجه یک نکته مهم مى شویم که فیلم هایى که بازى کرده اید هیچ یک ستاره محور نیستند اما فروش افسانه اى داشته اند. مثل کلاه قرمزى. آیا موافق هستید که نگرش ستاره محور در سینماى پس از انقلاب تابع شرایط بیرون از سینما بوده است، چون سینما ذاتاً به دنبال چهره ها و ستاره ها است؟

    همان طور که مى دانید در سال هاى بعد از انقلاب سیاست ضدستاره وجود داشت حتى در آفیش ها تصویر زن و اصلاً تصویر بسته زن ممنوع بود یعنى من از اولین کارهاى خودم همیشه تصویرم را یا محو یا پشت سر مردان مى دیدم تا به امروز که باز در پوسترهاى عظیم گیلانه بنا بر سیاست هاى دیگرى تصویر مرا حذف مى کنند و به اصرار و اجبار خودم بیلبوردها و پوسترها تغییر مى کند. من با این دیدگاه و سخت گیرى ها وارد کار سینما شدم و ادامه دادم. خیلى خوشحالم که مشکلات آن دوره براى نسل بازیگران جوان سینما در دوره فعلى وجود ندارد، چون اگر قرار باشد دوباره به آن دوره برگردیم در اصل یک تاریخى را از تجربه و دانش و بینش خودمان حذف مى کنیم. من به خاطر این رشد خوشحالم چون سختى اى که در دوره خودم کشیدم چیز جالبى نبوده که حالا بخواهم نسل بعد از من هم آن را تجربه کند.

    • نگفتید چه ویژگى اى در بازیتان وجود داشت که به رغم اینکه ستاره نبودید اما فیلم هایى که بازى کردید فروش خوبى داشت؟

    این سیاست ضدستاره سالارى تا سال هاى اخیر هم در سینماى ایران ادامه داشت…

    • منظورتان از تا سال هاى اخیر چیست؟ یعنى معتقدید بعد از نمایش فیلم «عروس» این سیاست تغییر نکرد؟

    نه، فیلم «عروس» جزء استثناهاى آن سال ها بود چون نام کارگردانى چون «بهروز افخمى» پشت آن بود. همزمان با عروس خیلى از کارگردان ها مجاز به این کار نبودند. مهم بود که کسى که یک فیلم را مى سازد یا بازى مى کند، چه کسى است؟ از کجا آمده و به چه چیزى اعتقاد دارد، تا مجاز باشد کارى را انجام دهد. این سیاست تا هشت سال پیش هم قابل اجرا بود…

    • یعنى بعد از دوم خرداد این سیاست تعدیل شد؟

    چند سال بعد از دوم خرداد. چون دیدگاه ها تغییر کرد. ما یک دوران گذار خیلى بدى داشتیم. سینماى ایران بعد از رفتن محمد بهشتى و انوار، از یک کنترل صحیح و حمایت له له گونه بیرون آمد و در یک حالت بدون تعادل قرار گرفت و طبیعتاً وزنه سنگین همیشه رو به سقوط مى رود تا رو به بالا. من درباره آن کنترل و تاثیرات مثبت یا منفى اش نمى گویم اما مى دانم که آن کنترل چیزى بود که سینماى ایران را اعتلا بخشید اما بعد از آن، این وزنه همین طور روند رو به سقوطش را طى کرده است…

    • شما چطور توانستید موقعیت تان را در سینما حفظ کنید؟

    در دوره اى که ستاره پرورى ممنوع بود تنها چیزى که باقى مى ماند نحوه ارتباط بازیگر با تماشاگر بود. من این ارتباط را سال ها در تئاتر تجربه کرده بودم و استفاده از آن در سینما به دانش فنى من مربوط مى شد. باور شخصیتى که قرار است به مردم نمایش داده شود باعث شد که ارتباط من با مردم درست برقرار شود و مردم من را به عنوان کسى که به آنها دروغ نمى گوید بپذیرند. این پذیرش خود به خود به جذب مردم به سینما و نقش هایى که من در فیلم ها داشتم کمک کرد. به خاطر اینکه مردم به دنبال چیز متفاوتى در ارتباط با خودشان هستند. اگر پرونده کارى مرا نگاه کنید متوجه این نکته مى شوید.

    • فکر مى کنم شما با اکثر کارگردانان مطرح سینماى ایران کار کردید.

    به جز داریوش مهرجویى، عباس کیارستمى و داریوش عیارى، ولى با اکثر هم نسلان خودم یک یا دو فیلم کار کرده ام.

    • من در گفت و گویى که از شما خواندم «گیلانه» را به عنوان کامل ترین و بهترین نقش در کارنامه کاریتان معرفى کردید درحالى که در کارنامه بازیگرى شما ?? فیلم وجود دارد که اکثر آنها زنان شهرى بوده اند…

    جالبه، شما اولین کسى هستید که این نکته را مى گویید چون اکثر کسانى که درباره بازیگرى من صحبت مى کنند تاکید دارند که من نقش هاى روستایى و زجرکشیده در کارنامه ام زیاد است و در آنها موفق تر بوده ام…

    • اتفاقاً شما سال ?? براى «برهوت»، سال ?? براى «مسافران»، ?? براى «یک بار براى همیشه» و ?? براى فیلم همسر که تمامى نقش زنان شهرى بود جایزه گرفتید و جایزه بین المللى که از جشنواره مونترال کانادا به دست آوردید به خاطر بازى در فیلم «مهر مادرى» بود که آن هم نقش یک مادر شهرى را داشتید. حالا چرا منتقدان نقش زنان روستایى که شما بازى کردید بیشتر در ذهنشان است و اصلاً چرا خود شما روى نقش «گیلانه» و موفقیت آن اصرار بیشترى دارید جاى سئوال دارد.

    دلیل من براى دوست داشتن گیلانه این است که آخرین کار من است و فکر مى کنم کارهایى که انجام مى دهم نسبت به کار قبلى ام اگر برترى نداشته و از آن جلوتر نباشد، کمتر از آن هم نخواهد بود. «گیلانه» موقعیت خیلى ویژه اى به همراه دارد. این زن نه از لحاظ سن و سال به من شبیه بود و نه گویش و قومیت آن به من ارتباطى داشت بنابراین براى درآوردن نقش و بازى در آن تلاشى مضاعف نسبت به دیگر کارهاى شهرى ام مى طلبید. شاید به این دلیل باشد. یا مثل بچه اى که زحمت بیشترى براى تربیتش مى کشى آن را بیشتر دوست دارى من هم حس عمیق ترى نسبت به «گیلانه» دارم.

    • شما در گیلانه نقش کسى را بازى مى کنید که حداقل ?? سال با شما فاصله سنى دارد و براى این کار گریم بسیار سنگینى روى شما انجام شده. از هالیوود که بگذریم که بازیگرانى مثل کیدمن یا چارلیز ترون در آن به دلیل تنوع و تکثر نقش هایى که به آنها پیشنهاد مى شود حاضرند گریم هاى سنگین روى آنها انجام شود اما در ایران فقط کافى است بازیگرى در یک نقش و با یک گریم خاص مورد توجه قرار بگیرد از آن پس همان چند تا نقشى هم که براى او نوشته مى شود یک جورهایى به تکرار نقش هاى قبلى اش برمى گردد. با این مسئله چطور کنار آمدید؟

    من آدم قائم به ذاتى در کارکردن هستم و از اینکه نقش تکرارى را بازى کنم همیشه خوددارى کرده ام. در هر فیلمى که بازى کردم بعد از آن اکثر سناریوهایى که به من دادند تکرار همان نقشم در آن فیلم بوده، فقط یا رنگ و لعاب یا اسمش تغییر کرده و من هرگز در بدترین شرایط روحى، مالى و هر چیزى که فکرش را بکنید حاضر نشدم خودم را در یک بخش جزیى هم تکرار کنم. کنترل این مسئله کاملاً به خود بازیگر برمى گردد و اتفاقاً با چنین شناختى از خودم نقش «گیلانه» را پذیرفتم. وقتى که «گیلانه» به من پیشنهاد شد احساس کردم که «گیلانه» یک موقعیت ویژه است که مى توانم تجربه اى کنم که در دیگر فیلم ها نداشته و نخواهم داشت. ما جهان بینى کوچکى در سینما داریم و بدون توجه به توانایى هاى بازیگر فقط چشم و ابرو و موى او را در نظر مى گیریم. اگر از ظواهر بگذریم آن وقت متوجه مى شویم که وسعت بازیگرى بیشتر از آن زیبایى است که عده اى براى بازیگرى در نظر مى گیرند. اگر بازیگر دیدگاه درستى نسبت به کارش نداشته باشد، آن وقت شرایط هر آن او را به یک طرف مى کشد. متاسفانه مشکل اصلى بازیگرى در سینماى ایران این است که اکثراً بدون شناخت در اختیار قرار مى گیرند، به جاى اینکه خودشان دیدگاه هایى داشته باشند.

    • آیا این مسئله که دیگر در سینماى ایران کمتر فیلمنامه خوبى براساس میانگین سنى میانسال زنان بازیگر نوشته مى شود و آنها اکثراً در نقش هاى دوم و سوم قرار مى گیرند، از نبود دیدگاه درست ناشى مى شود؟

    حتماً یکى از دلایلش همین است که مى گویید، اما علت مهمتر نبود خلاقیت در سینماى ایران است. سینماى ما در دوره هاى مختلف در یک دایره مرتب دور خودش مى چرخد شما به فیلم هایى که در سال هاى ?? تا ?? ساخته شد نگاه کنید، تمام آنها موضوعاتى شبیه به هم دارند…

    • الان هم که دور، دور کمدى است…

    کاش واقعاً کمدى پرمحتوا و خوب ساخته شود، اینها کمدى مبتذل و سطحى است. حالا مبتذل را حذف کنید، چون در سینماى ایران آنقدر شرایط کار سخت است که هر چیزى در آن تولید شود، نباید مورد بى احترامى قرار بگیرد. اما سطح کارها پایین آمده است. اگر فیلمنامه نویس و کارگردان و تهیه کننده بخواهند یک کار متفاوت و خوب انجام دهند، مطمئناً مردم ما آنقدر فهیم هستند که تفاوت کار ضعیف و کارى که برایش زحمت کشیده شده را درک کنند.

    منبع : شرق

    گفت وگو با فاطمه معتمدآریا بازیگر گیلانه

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۴ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • بر خانه حضرت فاطمه (س) چه گذشت؟

    نویسنده: سید ابوالحسن حسینی

    بر خانه حضرت فاطمه (س) چه گذشت؟

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۳ مرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • فاطمه معتمدآریا و همسرش

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۹ مرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • فاطمه (س) در آئینه وحی

    فاطمه (س) در آئینه وحی 
    فاطمه(س) در آیینه وحی (1)


    مقدمه

    گرچه پرداختن به موضوع اهل‏بیت عصمت و طهارت‏علیهم السلام – که حضرت فاطمه نیز از آنانست – امرى شایسته و مطلوب است اما باید پذیرفت که نمى‏توانیم در مقام شناساندن آن چهره‏هاى بى‏نظیر قرار گیریم چرا که آنان کلمات خدایند و از کمالات نامتناهى برخوردارند؛ کمالاتى که تنها بندگان «مُخْلَص» به آنها آراسته‏اند و دیگر انسان‏ها از حدود و حقیقت آن به خوبى آگاه نیستند و به علاوه – جداى از ناتوانى طبیعى ما – وجود مقدّس معصومان‏علیهم السلام هیچ‏گاه نیازمند بیان و بنان ما در ذکر فضیلت و مدیحت نمى‏باشند، بلکه این ما هستیم که علل و انگیزه‏هاى گوناگونى ممکن است در شکل دهى نیاز ما به معصومان‏علیهم السلام مؤثّر باشد.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۵ اردیبهشت ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • مقام فاطمه بودن

    مقام فاطمه بودن

    ولادت حضرت زهرا 

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۷ بهمن ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • مصحف فاطمه چیست؟

    مصحف فاطمه چیست ؟

    گاهی علما و دانشمندان اهل سنت ، از مصحف فاطمه سراغ می گیرند و تصوّر می کنند که مصحب به معنای قرآن است و دخت گرامی پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) قرآن خاصی داشته که با این قرآن متفاوت بوده است!
    فاطمهباید یادآور شویم که واژه « صحف » در قرآن به معنای مطلق کتاب آمده است ، چنان که می فرماید :

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱ بهمن ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش