گوناگون

شفاعت امام حسن علیه السلام

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۶ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • واکنش به انتقاد تند علیه جراحی با لیزر

    واکنش به انتقاد تند علیه جراحی با لیزر

    هنوز یک هفته از انتشار خبر درمان بزرگی خوش خیم پروستات با مدرن‌ترین نوع لیزر موسوم به KTP برای اولین بار در ایران و در یکی از بیمارستان‌های خصوصی تهران در مطبوعات و خبرگزاری‌ها نگذشته بود که رئیس جامعه ی جراحان ایران(دکتر فاضل)، تبلیغاتی که در خصوص مزایای گسترده ی لیزر در انواع جراحی “توسط برخی افراد” انجام می‌ شود را “عوام ‌فریبی”خواند، جملاتی که واکنش‌هایی را در محافل پزشکی برانگیخت.
    جراحی با لیزربخش قابل توجهی از صحبت‌های روز دوشنبه ی(۱۰ اردیبهشت) دکتر ایرج فاضل در جمع خبرنگاران، در مورد تبلیغات گمراه ‌کننده ی پزشکی بود.
    رئیس جامعه ی جراحان با بیان اینکه پزشکان حق ندارند به غیر از معرفی خود و یا اعلام تغییر مکان خود از لحاظ دیگری تبلیغات انجام دهند، گفت: لیزر نیز مانند نخ جراحی یکی از ابزار پزشکی است که بیشتر در چشم پزشکی کاربرد دارد، اما متأسفانه برخی پزشکان با تبلیغ اینکه خدمات پزشکی و اعمال جراحی را با لیزر انجام می ‌دهند ،در صدد القای این پیام هستند که خدمات بهتری ارائه می ‌کنند و این عوام ‌فریبی مثل این است که فردی نخ جراحی خارجی خود را به رخ مریض بکشد و پول بیشتری بگیرد. به گفته ی دکتر فاضل برخی تبلیغات که در خصوص کاربرد لیزر در جراحی‌های زیبایی بینی ، جراحی استخوان و سایر جراحی‌ها می‌ شود، نوعی روش برای جلب توجه مردم است.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۹ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • مقایسه قصه ابراهیم (علیه السلام) در قرآن و تورات

    نویسنده: محمد مهدی فیروز مهر

    مقایسه قصه ابراهیم (علیه السلام) در قرآن و تورات

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۵ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • کیدمن علیه خشونت زنان

    صندوق توسعه سازمان ملل برای زنان باحمایت نیکول کیدمن، هنرپیشه معروف و مطرح هالیوود، برنامه ای برای مبارزه با خشونت علیه زنان، در اینترنت راه اندازی کرده است. در بیانیه ای از سوی نیکول کیدمن از مردم خواسته تا به این سایت بپیوندند و با خشونت علیه زنان مبارزه کنند.کیدمن علیه خشونت زنان

    شعار "به خشونت علیه زنان نه بگویید" تا هشتم مارس ۲۰۰۸ روز جهانی زنان ادامه دارد و از برنامه های مورد حمایت سازمان ملل برای مقابله با خشونت علیه زنان و بالا بردن آگاهی ها در خصوص این مشکلات به شمار می رود. در این برنامه از دولت خواسته شده است تا حذف چنین خشونت هایی در مورد زنان را ادامه و در دستور کار خود قرار دهد.

    مدیر صندوق توسعه سازمان ملل زنان ابراز امیدواری کرد که میلیون ها امضا در مورد این درخواست از دولت ها برای مقابله با خشونت علیه زنان بیفزاید.

    نیکول کیدمن سفیر حسن نیت زنان در مراسم آغاز به کار این سایت حضور نداشت، اما طی بیانیه ای خاطر نشان کرد که او از اولین امضا کنندگان چنین درخواستی بوده است.

    وی خشونت علیه زنان را ناقض حقوق بشر دانست.
    آمارها نشان می دهد که از هر سه زن، یکی از آنها در طول زندگی خود با انواع خشونت ها مواجه می شود. خشونت در محل زندگی، قاچاق و تجاوز به زنان در مناطق بحرانی از جمله این خشونت ها هستند.

    تمرکز نیکول کیدمن بر روی مسائلی همچون تلاش برای خاتمه خشونت علیه زنان و تساوی حقوق زنان با مردان است.
    این در حالی است که با آغاز اکران فیلم " قطب نمای طلایی" که بر اساس کتاب پر فروش "فیلیپ پولمن" ساخته شده منتقدان کاتولیک معتقدند می تواند اذهان نوجوانان را در معرض بحث های بسیار سنگین بزرگسالان قرار دهد و بسیاری از گروه های مسیحی، فیلم جدید نیکول کیدمن را "آموزش بی خدایی" برای کودکان توصیف کرده اند.

    نکته جالب اینجاست که سفیر حسن نیت صندوق حمایت از کودکان و زنان سازمان ملل چگونه در چنین فیلمی به ایفای نقش می پردازد.

    بابک عباسی

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۴ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • مقام امام حسین علیه السلام در روایات

    مقام امام حسین علیه السلام در روایات

    در حدیث صحیحی آمده است: پیامبری نیست مگر این که سرزمین کربلا را زیارت کرده و به آن سرزمین خطاب کرده که ماه درخشنده‌ای را در تو دفن می‌نمایند.

    حضرت نوح در کربلا

    وقتی کشتی نوح بر روی آب سیر می‌کرد به سرزمینی رسید که نوح از تلاطم شدید آن ترسید که کشتی غرق شود. گفت:”طفت الدنیا و ما اصابنی فرع مثل هذه الارض”؛ همه دنیا را دور زدم و مثل این سرزمین، دلهره و نگرانی به من دست نداد، ‌جبرئیل نازل شد و گفت: “اینجا سرزمین کربلا و قتلگاه حسین علیه السلام فرزند آخرین پیغمبر خدا است.” حضرت نوح و اصحابش برای مظلومیت آن حضرت گریه کردند و بر قاتلش لعن نمودند.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۸ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • احکام عزادارى امام حسین علیه السلام

    احکام عزادارى امام حسین علیه السلام

    مقدمه:

    تمام اعمال و رفتار انسانها; چه فردى و چه اجتماعى، مشمول حکمى از احکام شرعى مى‏باشد و تمام موضوعاتى که به گونه‏اى با رفتار آدمى ارتباط پیدا مى‏کند، در فقه اسلامى داراى قانون و مقرراتى است . عزادارى سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام و امامان معصوم علیهم السلام نیز همچون سایر اعمال انسان داراى احکامى است که در این مختصر بدان مى‏پردازیم .

    لازم به ذکر است که براى جمع آورى این احکام، از فتاوا و سخنان مراجع معظم تقلید و عالمان بزرگوار تا آنجا که مقدور بوده است ‏سود برده‏ایم و از آنجا که در رساله‏هاى عملیه و استفتائات همه مراجع بزرگوار، درباره عزادارى در ابعاد مختلف بحث نشده است، فقط به فتاوا و استفتائات موجود بسنده کرده‏ایم .

    • احکام عزاداری

    امام خمینى رحمه الله:

    «عزادارى براى سیدالشهداء از افضل قربات و مایه تقویت روح ایمان و شهامت اسلامى و ایثار و فداکارى و شجاعت در مسلمین است .» (۱)

    سؤال: آیا بر پا کردن مراسم عزادارى [توسط زن] بدون اذن شوهر جایز مى‏باشد؟

    آیت الله نورى همدانى: در صورتى که از اموال شوهر باشد جایز نیست . (۲)

    سؤال: گاهى برخى از دسته‏ها که وارد مسجد مى‏شوند، با کفش وارد مى‏شوند، که نوعى بى احترامى به مسجد محسوب مى‏شود، لطفا بفرمائید که این مسئله چه حکمى دارد؟

    آیت الله نورى همدانى: اگر موجب هتک شود اشکال دارد . (۳)

    سؤال: در مورد زنجیر زنى که منجر به سیاه شدن یا مجروح شدن بدن مى‏شود و همچنین غالبا پشت پیراهن افراد باز است و بیشتر درخیابان و معابر عمومى ظاهر مى‏شوند، نظر شما چیست؟

    امام خمینى رحمه الله: مانعى ندارد، مگر اینکه موجب ضرر فاحش بر بدن شود . (۴)

    سؤال: آیا برهنه شدن مردان با حضور زنان براى عزادارى عیب دارد یا خیر؟

    آیت الله فاضل لنکرانى: مانعى ندارد و زنها نباید به بدن مرد اجنبى نظر کنند . (۵)

    سؤال: در مجالس زنانه، زنان مداحى و سخنرانى مى‏کنند و صداى آنها به گوش مردان رهگذر مى‏رسد . آیا این عمل جایز است؟

    آیت الله فاضل لنکرانى: شنیدن صداى ایشان اگر در معرض ریبه و التذاذ نباشد حرام نیست . (۶)

    سؤال: سینه زدن با تیغ و یا زنجیر زدن با زنجیرى که داراى چاقو و یا تیغ مى‏باشد و منجر به زخمى شدن بدن و جارى شدن خون مى‏شود چه حکمى دارد؟

    آیت الله مکارى شیرازى: کیفیت عزادارى باید چنان باشد که بهانه‏اى به دست دشمنان اسلام ندهد و موجب سوء استفاده از آن نشود . (۷)

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۲ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • رسـول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)


    نویسنده: استاد سید حسن ابطحی

    رسـول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)

    ناشر: آی آر پی دی اف

    توضیحات:

     


    زبان: فارسی

    حجم کتاب: ۲٫۲۵ مگابایت

    تعداد صفحات: ۱۶۹

    نوع فایل: PDF


     *** برای مطالعه این کتاب برنامه اجرا کننده آن را از این قسمت دانلود کنید.

     *** در صورت دانلود نشدن کتاب، بر روی Download راست کلیک کرده و گزینه …Save Target As را انتخاب نمایید.

    irpdf . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۵ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • شعار هواداران استقلال علیه پرسپولیس و تراکتورسازی

    هواداران استقلال علیه تراکتورسازی و پرسپولیس شعار دادند

    در تمرین امروز استقلال هواداران علیه تیم‌های تراکتورسازی و پرسپولیس شعار دادند.

    تمرین تیم استقلال از ساعت ۱۸ در زمین شماره ۳ آزادی انجام شد…

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۲ مرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • کلام امام حسین علیه السلام به حـر بن یزید ریاحـى

    کلام امام حسین علیه السلام به حـر بن یزید ریاحـى

    انت کما سمتک امک الحر، حر فی الدنیا و سعید فی الاخرة. بـعـد از حرکت کاروان کربلا از بطن العقبه، حضرت شب را در “شراف”(۱) گذراندند صـبـح، مـوقـع حـرکت، امام علیه السلام به اصحاب خود تاکید کردند که هر چه مى‌توانید همراه خود آب بردارید، ولى آنان علت تاکید حضرت را نمى‌دانستند بعد از پر کردن مشک‌ها و ظرف‌ها تا نزدیک ظهر به راه ادامه دادند که صداى تکبیر یکى از اصحاب، توجه همه را به خود جلب کرد: فقال الحسین علیه السلام: لم کبرت؟ حضرت فرمود: چرا تکبیر گفتى؟

    قال: رایت النخل. گفت: نخلستان را دیدم.

    بـعـضى که آشناى به محل بودند گفتند اینجا درخت خرمایى وجود ندارد: بلکه اینها نیزه‌ها و گوش‌هاى اسبان است. امام علیه السلام فرمود: من هم همین را مى‌بینم. بـعـد سؤال فرمود آیا پناهگاهى را سراغ دارید که اگر بخواهند با ما جنگ کنند از خود دفاع کنیم؟

    کـوه “ذوحسم” که محل شکار نعمان بن منذر بوده و در سمت چپ قرار داشت را به حضرت معرفى کردند، حضرت به آنجا رفتند و خیمه‌ها را برافراشتند. مـدتـى نـگـذشـت کـه حر بن یزید ریاحى با هزار نفر سرباز مقابل حضرت حاضر شدند، وقتى امام علیه السلام متوجه شد که سربازان حر، تشنه هستند، فرمود: سربازان و اسبان آنان را سیراب کنید. اینجا بود که اصحاب متوجه شدند به چه علت حضرت بر پر کردن مشک‌ها اصرار مى‌ورزید. عـلـى بن طعان آخرین نفر از سربازان حر بود که با حالت تشنگى از راه رسید، حضرت فرمود: “انـخ الـراویـه”، “راویـه” در لـغـت عراقى به مشک آب گفته مى‌شود، اما او مقصود حضرت را نـفـهمید، مجددا امام علیه السلام فرمود: شتر را بخوابان. على بن طعان مى‌گوید: شتر را خـوابـاندم و آب نوشیدم ولى آب از اطراف مشک مى‌ریخت، حضرت فرمود: او از کـثـرت تـشـنـگـى نمى‌داند چه کند. حضرت تشریف آورد و دهانه مشک او را برگرداند تا خود و اسبش سیراب شدند آنگاه امام علیه السلام به حمد و ثناى الهى پرداخت و فرمود:

    حضرت شروع به سخنرانى فرمود:مـا خـانـدان پـیـامبر صلی الله علیه و آله به ولایت و تصدى حکومت سزاوارتر هستیم از کسانى که هیچ اساس و ریـشه‌اى ندارند و در میان شما ظلم و ستم مى‌کنند و اگر از آنچه در نامه‌هایتان نوشته‌اید، تغییر عقیده داده‌اید، من برمى‌گردم.

    حـر گـفـت: سوگند به خدا! من از این نامه‌هایى که مى‌گویى اطلاعى ندارم. ایـنـجـا بـود که حضرت به عقبة بن سمعان دستور داد دو خرجین که مملو از نامه‌هاى مردم کـوفـه بـود، بیرون آورد و جلو حر ریخت حر با دیدن این نامه‌ها گفت: من براى شما نامه ننوشتم و مامور هستم شما را رها نکنم تا شما را به ابن زیاد تحویل دهم!!

    مـن نـیـامده‌ام مگر آن که نامه‌ها و قاصدان شما آمدند و مرا دعوت کردند که ما امام و رهبر نداریم و خـداونـد بـه وسـیـلـه مـا، شـما را هدایت نماید، اکنون اگر بر همان دعوت پایدار هستید، پیمان و مـیـثاقى را به من بدهید که از شما مطمئن شوم و اگر از آمدن من ناراحت هستید، برمى‌گردم، اینجا همگى سکوت کردند چون نه مى‌توانستند نامه‌ها را منکر شوند و نه مى‌توانستند به حسین بن على علیه السلام بگویند برگرد. وقـت نـماز فرا رسید، حجاج بن مسروق جعفى که نامش در زمره شهداى کربلا جاودانه شده، اذان گـفت حضرت خطاب به حر فرمود: آیا تو هم با اصحاب و یارانت نماز مى‌خوانى عرض کـرد: همگى در نماز به شما اقتدا مى‌کنیم. بعد از نماز، حضرت شروع به سخنرانى فرمود:

    مـا خـانـدان پـیـامبر صلی الله علیه و آله به ولایت و تصدى حکومت سزاوارتر هستیم از کسانى که هیچ اساس و ریـشه‌اى ندارند و در میان شما ظلم و ستم مى‌کنند و اگر از آنچه در نامه‌هایتان نوشته‌اید، تغییر عقیده داده‌اید، من برمى‌گردم.

    حـر گـفـت: سوگند به خدا! من از این نامه‌هایى که مى‌گویى اطلاعى ندارم. ایـنـجـا بـود که حضرت به عقبة بن سمعان دستور داد دو خرجین که مملو از نامه‌هاى مردم کـوفـه بـود، بیرون آورد و جلو حر ریخت حر با دیدن این نامه‌ها گفت: من براى شما نامه ننوشتم و مامور هستم شما را رها نکنم تا شما را به ابن زیاد تحویل دهم!!

    حـضرت فرمود: مرگ براى من از این آسان‌تر است که به نزد عبیداللّه بیایم. آنگاه بلافاصله به اصحاب و زن‌ها دستور حرکت داد ولى حر ممانعت کرد، حضرت فرمود: “ثکلتک امک” ؛ مادرت به عزایت بنشیند.

    حـر گـفـت: اگـر کسى دیگر از اعراب نام مادرم را مى‌برد، من هم نام مادرش را مى‌بردم، ولى درباره مادرت، جز به عظمت نمى‌توانم سخن بگویم اکنون راه سومى را پیش بگیر که نه راه مدینه بـاشد و نه کوفه تا من با عبیداللّه مکاتبه کنم و پایان این کار، عاقبت به خیرى براى من باشد و دستم به خون شما آغشته نشود. ایـنجا حضرت سمت چپ جاده از طریق عذیب هجانات و قادسیه را در پیش گرفتند و حر هم مراقب بود تا در منزل “بیضه”، خطبه معروف “من راى سلطانا جائرا” را خواندند. بعد حر گفت: ترا به خدا! به جانت رحم کن که اگر جنگ کنى، کشته مى‌شوى. امام علیه السلام فرمود: آیا مرا از مرگ مى ترسانى؟

    نمى‌دانم چه پاسخى به تو بدهم مـگـر هـمـان پاسخ برادر اوسى به پسر عمویش هنگامى که عازم نصرت پیامبر صلی الله علیه و آله بود، ولى پسر عمویش او را بر حذر مى‌داشت، به او در غالب شعر گفت:

    مى‌روم و مرگ بر جوان عار نیست هنگامى که نیتش حق و مجاهدتش تسلیم در برابر خدا باشد. پـس اگـر زنـده بـمـانـم پـشیمان نیستم و اگر بمیرم، سرزنش نمى‌شوم، ولى این ننگ براى تو کافى است که سرزنش شوى و پشمان گردى.حـضرت فرمود: مرگ براى من از این آسان‌تر است که به نزد عبیداللّه بیایم. آنگاه بلافاصله به اصحاب و زن‌ها دستور حرکت داد ولى حر ممانعت کرد، حضرت فرمود: “ثکلتک امک” ؛ مادرت به عزایت بنشیند. حـر گـفـت: اگـر کسى دیگر از اعراب نام مادرم را مى‌برد، من هم نام مادرش را مى‌بردم، ولى درباره مادرت، جز به عظمت نمى‌توانم سخن بگویم اکنون راه سومى را پیش بگیر که نه راه مدینه بـاشد و نه کوفه تا من با عبیداللّه مکاتبه کنم و پایان این کار، عاقبت به خیرى براى من باشد و دستم به خون شما آغشته نشود.

    بـا شـنـیـدن ایـن اشعار، حر خود را کنار کشید تا این که قصر “بنى مقاتل” را پشت سر گذاشتند، ناگهان اسب سوار مسلحى که از سمت کوفه مى‌آمد، توجه همه را به خود جلب کرد، چون نزدیک رسـید، به حر سلام کرد ولى به حضرت توجهى ننمود وى “مالک بن نسرکندى” ، حامل نامه ابن زیاد به حر بود با این بیان: وقـتـى نامه‌ام به تو رسید و قاصدم نزد تو آمد، بر حسین سخت بگیر و او را در زمین بى آب و علف و دور از آبـادى فرود آور و به قاصدم دستور داده‌ام که ملازم و مراقب تو باشد تا به من خبر دهد که فرمان مرا اجرا کرده‌اى یا نه. حـر نـامـه را هـمـراه قـاصـد عـبـیداللّه به خدمت سیدالشهدا علیه السلام آورد و گفت: این شخص جاسوس است و من وظیفه دارم بر شما سخت بگیرم.

    امام علیه السلام فرمود: اجازه بده در نینوا یا غاضریه و یا شفیه اقامت گزینم.

    حر گفت: نمى‌توانم، زیرا این مرد جاسوس است.

    زهـیـر بـن قـین گفت: اى پسر پیامبر! الان جنگ با اینها آسان‌تر مى‌باشد، چون جمیعتشان کم است، اجازه بده با اینان جنگ کنیم.

    امام علیه السلام فرمود: من آغازگر جنگ نخواهم بود.

    زهـیر گفت: اکنون که نمى‌خواهید جنگ کنید در این نزدیکى قریه‌اى است در کنار شط فرات، هم پناه‌گاه است و هم در کنار آب و فقط از یک جهت مى‌توانند با ما بجنگند. حضرت از نام آن قریه سؤال کرد؟

    گفت: عقر

    فرمود: اللهم انی اعوذ بک من العقر.

    سـپـس حـضـرت بـه حـر فـرمود: مقدارى دیگر راه برویم، هر دو لشکر مقدارى راه رفتند تا به سـرزمـیـن کـربـلا رسـیدند با شنیدن نام “کربلا”، اشک در چشمان سبط پیامبر، حلقه زد و فرمود: الـلـهم انی اعوذ بک من الکرب والبلا، ههنا محط رکابنا و سفک دمائنا و محل قبورنا بهذا حدثنی جدی رسول اللّه صلی الله علیه و آله؛ خـدایـا! از بـلا و سختى به تو پناه مى‌برم! آنجا محل پیاده شده و جنگیدن و ریخته شدن خون ما و محل قبور ماست و این قضیه را پیامبر صلی الله علیه و آله به من خبر داده است.

    صبح عاشورا و توبه حر

    صـبـح عـاشـورا قـبـل از شـروع جنگ، حر، نزد عمر سعد رفت و گفت: امقاتل انت هذا الرجل؛ آیا تو با حسین خواهى جنگید؟!

    عمر سعد گفت: ای واللّه! قتالا ایسره ان تسقط الرؤوس و تطیح الایدی؛ آرى جنگى که کمترین آن این است که سرها از تن جدا شود و دست‌ها از بدن قطع گردد.

    حر گفت: حداقل با یکى از پیشنهادات حسین موافقت کن.

    عمر سعد گفت: لو کان الامر الی لفعلت ولکن امیرک قد ابى؛ اگر کار به دست من بود، مى‌پذیرفتم ولى امیر تو راضى نمى‌شود. حـر خـود را کنار کشید و در محل توقف کرد، بعد رو کرد به قرة بن قیس ریاحى و گفت: آیا اسب خود را آب دادى؟

    قرة گفت: خیر. حر گفت: نمى‌خواهى آب بدى. قـرة بن قیس مى‌گوید فهمیدم که مى‌خواهد دور از نظر من، میدان را ترک کند، لذا به بهانه سیراب کردن اسب، خود را کنار کشیدم، اما اگر مى‌دانستم چه منظورى دارد، من هم به او ملحق مـى‌شدم و خود را به خیمه حسین علیه السلام مى‌رساندم: حر، آهسته آهسته خود را به حسین نزدیک مى‌کرد. مهاجر بن اوس ریاحى گفت: چه مى‌کنى؟ آیا مى‌خواهى حمله کنى؟

    حر چیزى نگفت در حالى که لرزه بدنش را گرفته بود. مـهاجر به او گفت: رفتار تو انسان را به شک مى‌اندازد هیچگاه مانند اینجا تو را ایـن چنین ندیده بودم، زیرا اگر مى‌گفتند شجاع‌ترین مردم کوفه کیست؟

    غیر تو کسى را معرفى نمى‌کردم، این حرکت امروز تو ناشى از چیست؟

    حـر گـفـت: انـی واللّه! اخـیر نفسی بین الجنة والنار و واللّه لا اختار على الجنة شیئا و لو قطعت و حرقت؛ خودم را بین بهشت و جهنم مى‌بینم، ولى من بهشت را انتخاب مى‌کنم هر چند در این راه قطعه قطعه و سوخته شوم. سپس عنان مرکبش را به طرف خیمه امام حسین علیه السلام گردانید و گفت من همان کسى هستم که راه را بر شما بستم: و انـی قد جئتک تائبا مما کان منی الى ربی و مواسیا لک بنفسی حتى اموت بین یدیک افترى لی توبة قال نعم، یتوب اللّه علیک و یغفر لک؛ آمـدم تا توبه کرده و برای شما شما جانم را فدا کنم، آیا توبه من پذیرفته است؟

    حضرت علیه السلام فرمود: آرى، خداوند تعالى توبه تو را مى‌پذیرد و گذشته تو را مى‌بخشد. قـبـل از شروع به جنگ، مردم را نصیحت کرد ولى به جاى پذیرفتن نصایحش، او را تیرباران کردند و کـسـى را یاراى مقابله با او نبود، تا اسب حر را پى کردند، آنگاه در یک حمله دستجمعى توانستند حر را به شهادت برسانند.(۲)

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • نویدهاى امام محمد باقر علیه السلام در مورد ظهور حضرت مهدى (عج)

    نویدهاى امام محمد باقر علیه السلام در مورد

    ظهور حضرت مهدى (عج)

    ۱- ابوحمزه ثمالى آورده است که: در یکى از روزها در محضر درس امام محمدباقر علیه السلام بودم، هنگامى که حاضران ‏رفتند، امام باقر علیه السلام فرمود:

    اباحمزه! از رخدادهایى که خداوند آن را قطعى ساخته است قیام قائم ماست. هر کس در آنچه مى‏گویم ‏تردید کند با حال کفر به خدا، او را ملاقات خواهد کرد. آنگاه افزود: پدر و مادرم فداى وجود گرانمایه او باد که همنام و هم‏کنیه من است و هفتمین امام پس از من. پدرم فداى کسى باد که زمین را لبریز از عدل و داد مى‏کند همان گونه که به هنگامه ظهورش از ستم و بیداد لبریز است .

    یا اباحمزه! هر کس سعادت دیدار او را داشت و همان گونه که به پیامبر صلی الله علیه و آله و على علیه‌السلام سلام و درود مى‏گوید بر آن حضرت درود گفت و فرمانبردار او گردید، بهشت‏ بر او واجب مى‏گردد و هر کس به آن وجود گرانمایه سلام نگفت، خداوند بهشت را بر او حرام ساخته و او را در آتش سوزان جاى خواهد داد و چه بدجایى است جایگاه ستمکاران! (۱)

    ۲- بانوى دانش پژوهى که به (ام‏هانى) شهرت داشت آورده است که بامدادى بر حضرت باقر علیه السلام وارد شدم و گفتم: سرورم! آیه‏اى از قرآن شریف، ذهن و فکرم را به خود مشغول داشته و خوابم را ربوده است .

    فرمود: کدام آیه ام‏هانى؟ بپرس!

    گفتم: این آیه شریفه که مى‏فرماید: فلا اقسم بالخنس. الجوار الکنس. (۲)

    فرمود: به! به! چه مسئله خوبى پرسیدى، این مولود گرانمایه‏اى است در آخرالزمان. او (مهدى) این عترت پاک ‏است. مهدى خاندان وحى و رسالت، براى او غیبت و حیرتى است که گروهى در آن گمراه مى‏گردند و گروه‌هایى راه حق و هدایت را مى‏یابند. خوشا به حالت اگر او و زمان او را درک کنى … و خوشا به حال آنان ‏که او را درک خواهند نمود. (۳)

    پى‏نوشت‏ها:

    ۱- بحارالانوار، ج ۲۴، ص ۲۴۱ .

    ۲- سوره تکویر، آیه ۱۶ و ۱۷ .

    ۳- اکمال الدین، شیخ صدوق، ج ۱، ص ۳۳۰ / بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۳۷ .

    منبع:

    ماهنامه موعود جوان، شماره ۲۱، ساره سام کن .

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۲ فروردین ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش