گوناگون

و من آنگاه خواهم گفت ای اختتام نیکو

نویسنده: عباس نعلبندیان

و من آنگاه خواهم گفت ای اختتام نیکو

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱ بهمن ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • می خواهم بدبینی را کنار بگذارم چه کنم


    می خواهم بدبینی را کنار بگذارم چه کنم
    توجه به گناهانی که در بستر بدبینی می‌روید مثل حسد، غیبت، کینه، و گناهان دیگر
    از جملات مثبت تأکیدی زیادی استفاده کنید، من خوش‌بین هستم، مردم دوست داشتنی‌اند. زندگانی زیباست، گاز باید زد با پوست….

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۵ بهمن ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • می خواهم ازدواج کنم اما …

    می خواهم ازدواج کنم اما …

    " وَ مِن آیاتِه اَن خَلَقَ لَکُم مِن اَنفُسِکُم اَزواجاً لِـتـَسکنوا اِلیَها و جَعـَل بَـینَـکـُم مَودَّة وَ رَحمَـةً اِن فِی ذلِکَ لِآیات لِقومٍ یـَتـَفـَکَّرونَ"

    " یکی از آیات و نشانه های لطف الهی آن است که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در کنار او آرامش یافته و میان شما انس و دوستی و رحمت برقرار نمود که این نیز برای مردمان متفکر و آگاه از نشانه ها ی علم و حکمت آشکاراست ". ( سوره روم / ۲۱)

    ازدواج  و تشکیل خانواده سنگ بنای هرجامعه ی بزرگ انسانی است که در انجام  وظایف فردی و روابط اجتماعی آنها نقش اساسی و بنیادین دارد و یکی از مهم ترین و زیباترین سنن اجتماعی انسان ها در طول تاریخ است که ریشه در فطرت  و آفرینش ویژه ی آدمی دارد و تأمین کننده و تعدیل کننده ی بسیاری از نیازهای روانی ، عاطفی ، اجتماعی ، اخلاقی ، اعتقادی و حتی اقتصادی انسان می باشد که در اسلام بسیار مورد تأکید قرار گرفته است.

    اما باید اذعان نمود ازدواج این امر الهی ، اجتماعی و پدیده ی جهانی که همه ی جوامع سالم بشری و ادیان آسمانی بر آن تأکید داشته و خود نیز ، موضوعی ساده و مقدس است ، در عین حال یک پدیده ی فرهنگی هست که نزد هر ملتی رنگ خاصی به خود گرفته است . در کشور ما با وجود عقاید، الگوها و سنت های  اصیل و ساده ی اسلامی برای  ازدواج ، متأسفانه در حال حاضر این ارزش متعالی و مقدس در چنگال آداب و رسوم غلط  و ضد ارزش ها  گرفتار شده است و در طول زمان دستورات ساده ی اسلام و سنن حسنه ی پیامبر گرامی  و ائمه اطهار از روی عدم آگاهی ، مطابق تمایلات و سلیقه افراد مختلف  جهت داده  و چیزی به آن اضافه شده است . بدان گونه که امروز ازدواج جوانان در میهن اسلامی ما بیش از آن که بُعد مادی و اقتصادی داشته باشد ، ریشه در ابعاد فرهنگی و فکری دارد که تار و پود آن به صورت دامی از ملا ک ها و آداب و رسوم غلط ، تشریفات و توقعات بیجا و بعضاً خرافی است که غالباً محصول چشم و هم چشمی و رقابت های مخرب ، تقلیدهای کورکورانه ، مسخ هویت و کرامت انسانی است.


    برخی از مهم ترین و عمومی ترین آداب و رسوم وسنت های ازدواج بین خانواده های ایرانی:

    ۱-  ازدواج تحمیلی

    با این که خوشبختانه با افزایش دانش و بینش جوانان و خانواده ها ، از شدت این مسئله که برخلاف اصول اخلاقی و اجتماعی و احکام اسلامی است ، کاسته شده ،  اما هنوز هم در برخی مناطق ، پدر و مادر و نزدیکان داماد ، هر دختری را که پسندیدند و پیشنهاد نمودند بدون نظر خواهی معقول از پسر، او را مجبور به ازدواج با آن شخص می کنند  و بعضی پسرها هم بدون توجه به مشکلات بعدی به راحتی می گویند هر که را شما بخواهید و هرچه شما بگویید! در این خانواده ها عموماً وضع دختران و مجبور کردن آنها به ازدواج های تحمیلی ، بسیار وخیم تر است.

    ۲-  

    شیربهادر بعضی  شهرها و روستاها رسم غلط بر آن است که قبل از عروسی برای تهیه مقداری از جهیزیه ، از داماد مبلغی پول نقد به عنوان شیربها می گیرند که خود مانع و مشکل بزرگی برای خانواده هاست و یکی از آسیب های کوچک آن این است که خانواده ی داماد درمقابل ، عموماً انتظار دارند که جهیزیه مفصلی باز گردانده شود. کاش این افراد  لحظه ای می اندیشیدند که شیر مادر چیزی نیست که قابل خرید و فروش باشد.

    مهریه

    مهریه یک سنت حسنه ی اسلامی است که از زمان پیامبر اکرم ( صلی الله علیه واله وسلم ) وجود داشته و تعیین آن مورد تأکید است . با این که عده ای می گویند مهریه را چه کسی داد و چه کسی گرفت ، پرداخت آن عندالمطالبه بر ذمه ی داماد است ؛ یعنی هرگاه زن طلب مهریه کرد شوهر باید آن را پرداخت کند . در قدیم مهریه عموماً ساده و براساس دستورات اسلامی ، به روال مِهرالسُنه ی حضرت فاطمه زهرا ( س) بوده است ، اما متأسفانه امروزه بسیاری از مردم ، این سنت پسندیده را مطابق با تمایلات خود جهت داده اند و مهریه را به عنوان ارزش یک دختر تلقی می کنند و به اشتباه مهریه سنگین را پشتوانه ای محکم و تداوم بخش در زندگی زناشویی می پندارند. چرا باید بعضی دختران به بالا بودن نامعقول مهریه خود افتخارنمایند؟ مگر الگوی زنان ما فاطمه زهرا (س) نیست ؟ و مگر الگوی ازدواجی که خدا و رسول خدا و ائمه اطهارمی پسندند وعقل بر آن صحه می گذارد و رضایت خلق خدا را فراهم می سازد، ازدواج بزرگ مرد تاریخ اسلام حضرت علی ( ع ) با فاطمه زهرا (س) نیست که با نهایت تأسف برخی ازدواج ها با تمام محسنات داماد ، به علت عدم توافق بر سر مهریه و مبلغ آن ، صورت نمی گیرد.

    این دسته از والدین را باید آگاه کرد که دختر ، و زندگی او کالای مورد معامله نیست تا بر سر مبلغ مهریه اش بحث کنند و باید بدانند که طلب کردن مهریه ی سنگین،  نشانه عدم اعتماد و اطمینان کمتر است و بهانه ای برای ایجاد انتظار نامعقول و جهیزیه ی خارج از توان ، که همه ی اینها از آفت های ازدواج و آسیب های فرهنگی و اجتماعی آن محسوب می شوند.

    ۳-  

    جهیزیهجهیزیه باید سبک ، ساده و در حد ضروریات اولیه ی شروع زندگی جدید باشد همان گونه که جهیزیه حضرت فاطمه زهرا( س) به روایتی هفده قلم بوده است که در آن زمان به ۶۳ درهم خریداری شده است و این هم از سنت های حسنه ی اسلامی است که به تدریج از هدف اصلی دورشده و متأسفانه در زمان ما یکی از مشکلات ازدواج شده است ، بدانگونه که برخی خانواده ها به جهیزیه عروسشان با وسواس توجه می کنند و اگر آن را نپسندیدند مایه ی سرشکستگی خود و خانواده خود تصور می کنند و ارزش عروس خود را با وجود فضائل اخلا قی فراوان به جهیزیه اش می شناسند! و توقع دارند که به اصطلاح از شیر مرغ تا جان آدمیزاد همراه خود بیاورد ! تا جایی که دیده شده است پدری یکی از کلیه های خود را برای تهیه جهیزیه دختر خود فروخته است و یا دختری به علت فقر و عدم توانایی تهیه ی جهیزیه ، از ازدواج صرف نظر کرده است . به علاوه بسیار مشاهده می شود که بعضی از وسایلی که به عنوان جهیزیه با هزینه های کمرشکن تهیه شده است، سال ها دست نخورد ه مانده و فقط به نمایش درآمده است .


    ۴-  

    تجمل و تشریفات دست و پاگیرباید نهضتی برضد  ازدواج های پر خرج و تشریفاتی به وجود آورد که هزینه های زیادی را می بلعد و نابود می کند و انگیزه ای جز چشم و هم چشمی و رقابت های مخرب ندارد. باید با الهام از دستورات عالی اسلام با هرگونه تجمل پرستی و خرج تراشی های بی دلیل در امر ازدواج به شدت مبارزه کرد. باید  در فرهنگ عمومی این باور ایجاد شود که خرج تراشی و هزینه های زیاد در مراسم مختلف ازدواج نه دلیل شخصیت ، نه نشانه ی آبرو و نه موجب تحکیم پیوند زناشویی است . ریشه ی بسیاری از کدورت ها ، اختلافات خانوادگی و جدایی ها را باید در همین آداب و رسوم غلط ، در همان شب های جشن و سرور پرخرج ، تقید به مشتی آداب و رسوم غلط  و توقعات بیجا و توجه افراطی به ظواهر مادی به هنگام خواستگاری جستجو کرد. افسوس که تقلیدهای کورکورانه ،  چشم و هم چشمی ها، آبروهای خیالی بدتر از هر بی آبرویی و خواب های خرگوشی مرگبار، بعضی مغزها را منجمد کرده و از درک حقایق و واقعیت های ازدواج  باز داشته است که حاصلی جز اضطراب ، افسردگی ، تظاهر و زندگی بی روح و نشاط  و اختلالات عصبی و روانی ندارد.

    اما در پیوندی که دختر و پسر از روی شناخت ، با یکدیگر صمیمیت و تفاهم داشته و والدین آنها بدون سختگیری های بیجا و پس از مشاوره و بررسی آن را تصویب می  کنند و در یک محفل شاد و دوستانه و صمیمانه برگزار می شود، نیازی به تشریفات کمرشکن ، پیرایه های ابلهانه ، تجملات و مخارج رویایی و افتخارات موهوم ندارد. مسلم است که در چنین ازدواجی ، که بهتر است آن را ازدواج  اسلامی و طبیعی بنامیم ، نه از مهریه های کمرشکن و جهیزیه های  ریز و درشت خبری هست ، نه از شیربها و طلا و جواهرات زیاد و گران قیمت و هدایای سرسام آور و آینه شمعدان های غیر ضروری ، خریدهای آن چنانی قبل از عقد برای عروس و خانواده ی او ، تقدیم و ارسال هدایا  در اعیاد و روزهای خاص و بالاخره تشریفات و اسراف های مراسم عقد و عروسی با هزینه های سنگین و…

    نکته عجیب و قابل تأمل و تحقیق این است که گروه عمده ای از خانواده ها که از این پیرایه ها و تشریفات زاید و کمر شکن شکایت دارند، ناله می کنند و درمقام بحث با این گونه آداب و رسوم غلط و دست و پا گیر مخالفت می ورزند ، در عین حال  غالباً به آنها پای بندند و زمانی که خود به عنوان والدین پسر یا دختر در موقعیت قرار می گیرند صورت مسئله را پاک کرده در دام آن تارهای عنکبوتی افتاده و به مصیبت و خطا گرفتار می شوند . شاید بتوان گفت که یکی از دلایل این تضاد عقیده و عمل ، عدم شهامت کافی و ضعف اراده و تفکر و ایمان آنها به مبارزه و شکستن سنت ها و آداب و رسوم موهوم وغلط است.

    فرانسیس بیکن فیلسوف انگلیسی قرن ۱۷ میلادی ، خطا های مبتلا به ذهن آدمیان را که در تحصیل علم و آگاهی  و کشف حقیقت ، مایه گمراهی انسان می شوند بت نامیده و از آنها به عنوان بت های طایفه ای ، شخصی ، بازاری و نمایشی نام برده است. این گونه آداب و رسوم و سنت های ناپسند و انحراف از فطرت خداوندی و اسلامی  را نیز از جمله بت های فرهنگی  و فکری امروز میهن اسلامی می توان نامید که نیاز به بت شکن و قهرمان های فرهنگی و فکری دارد و درمانش هم بازگشت به سنن اصیل اسلامی است.

    می خواهم ازدواج کنم اما …

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۷ آذر ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • می خواهم مثل او باشم !

    می خواهم مثل او باشم !

    نوجوانان همواره در جست و جوی الگوهایی هستند تا آنها را سرمشق خود قرار دهند. اغلب نوجوانان در محیطی خارج از محیط خانواده به دنبال ایده های تازه می گردند. این شیوه، رفتاری طبیعی است چرا که آنان می خواهند به بزرگسالانی تبدیل شوند که در خارج از محیط خانواده آنها قرار دارند ؛ ولی این امر برای والدین نگران کننده است. یافتن یک سرمشق می تواند نوجوان را از آنچه که هست بهتر کند یا این که او را به تباهی و انحراف بکشاند. برای این که به نتیجه مطلوبی برسیم لازم استآموزش و راهنمایی را از سنین پایین آغاز کنیم. آموزش فرزندتان را برای انتخاب یک الگوی مناسب از زمانی که خیلی کوچک است شروع کنید ولی اگر تا به حال به این موضوع توجه نداشته اید بهتر است از همین امروز راهنمایی ها را آغاز کنید.

    اگر در هنگام صرف شام همه افراد خانواده شما دور یکدیگر جمع می شوند بهترین زمان برای گفت و گو پس از صرف شام است. نخستین قدم برای آموزش فرزندان این است که سرمشق مورد علاقه او را به همه افراد خانواده معرفی کنید و از آنها بپرسید: «چرا این فرد محبوبیت دارد…؟» سپس به آنها اجازه دهید تا فرد مورد نظر را ارزیابی کنند .

    در ابتدا از فرزندتان بپرسید که با پیروی از این فرد و از این الگو چه نکات بدی را یاد خواهد گرفت؟ سپس درباره خصوصیات مثبت و نقطه نظرهای خوبی که می تواند بیاموزد گفت و گو کنید. به خاطر داشته باشید که نظر و سخن شما اگر چه می تواند مؤثر باشد ولی نمی تواند به میزان دریافت و درک فردی نوجوان  کمک کند.

    نکته دیگر در آموزش نوجوانان این است که ابتدا سرمشق های منفی و الگوهای نامطلوب را معرفی کنید و سپس به بررسی الگوهای مثبت و مطلوب بپردازید. اگر فردی مذهبی هستید بهتر است آخرین سرمشق و الگویی را که بررسی می کنید، یک الگوی مذهبی قرار دهید و با بررسی نکات مثبت و مطلوب وی فرزندتان را به پیروی از او دعوت کنید. در غیر این صورت می توانید فردی را برگزینید که مورد توجه شماست و می تواند سرمشق خوب و مثبتی برای فرزندان شما باشد.

    در آموزش ها و راهنمایی ها ، موضوع با اهمیت این است که به فرزندان خود تفهیم کنید که یک فرد ، موجود کاملی نیست. یک قهرمان یا یک سرمشق می تواند از همه نظر کامل به نظر برسد ولی به دلیل ویژگی های خاصی که دارد، ممکن است برای نوجوان الگوی خوبی محسوب نشود. لازم است نوجوان به راهی قدم بگذارد که او را به بزرگسالی مطلوب برساند و بهترین راه را خود و خانواده اش می توانند برگزینند. نوجوان نباید بدون تأمل و تفکر ، از زندگی قهرمانان تلویزیونی و سرمشق های مورد علاقه اش پیروی کند، بلکه بهتر است جنبه های تحسین برانگیز و پسندیده فرد را مورد توجه قرار دهد و برای پرورش دادن ابعاد مذکور در خود تلاش کند.

    به نوجوانان توصیه کنید تا چند فرد مختلف را سرمشق زندگی خود قرار دهند. آنها می توانند بسیار شاداب تر و سرزنده تر از دوست خود باشند، می توانند قوی تر از قهرمانان ورزشی مورد علاقه خود شوند، حتی می توانند سختکوش تر از والدین خود شوند و باهوش تر از بهترین آموزگار مدرسه.

    در صورتی که نوجوانان به پیروی از ویژگی های مثبت افراد مختلف تشویق شوند و از این که فرد خاصی را سرمشق خود قرار دهند اجتناب ورزند، می توانند خود را از گمراهی و احتمالاً تباهی رهایی بخشند. زیرا در مواردی که قهرمان مورد علاقه نوجوان شکست می خورد یا دچار انحطاط اخلاقی می شود، نوجوانی که او را سرمشق و الگوی زندگی خود قرار داده نیز با بحران جدی رو به رو خواهد شد.

    زمانی که نوجوان از سرمشق و فرد موردعلاقه اش سخن می گوید از او بپرسید که چرا او را تحسین می کند؟ سعی کنید شنونده باشید و قضاوت نکنید. اگر به انتقاد از قهرمان مورد توجه فرزندتان بپردازید ممکن است با فریاد و اعتراض او رو به رو شوید و نوجوان از سخن گفتن در این باره خودداری کند. ممکن است انتخاب فرزندتان شما را مضطرب و نگران سازد اما با آرامش از او پرس و جو کنید و به ویژگی خاصی که قهرمان مورد توجه فرزندتان دارد و توانسته نظر او را به خود جلب کند پی ببرید.

    ارزش های پیشرفته (برتر) فرزند خود را بشناسید.اگر فرزندتان با خبر شود که سرمشق و قهرمان مورد علاقه اش سابقه اعتیاد به مواد مخدر را دارد آیا ناراحت می شود؟ از اینکه بفهمد که قهرمان مورد توجه او به تخریب و خشونت می پردازد چه احساسی دارد؟ با وجود این، در چه زمینه هایی می خواهد او را الگوی خود قرار دهد؟ آیا ابعادی از زندگی الگوی فرزند شما وجود دارد که مورد توجه نوجوان قرار نگرفته باشد؟ آیا نوجوان می خواهد شبیه به قهرمان مورد علاقه اش زندگی کند یا این که کاملاً مثل او باشد؟

    البته ما بزرگسالان نیز علاقه مندیم که مانند افراد معروف و مشهور زندگی کنیم ولی نمی خواهیم به فردی کاملاً شبیه به الگوی مورد نظرمان تبدیل شویم. بهتر است به طور مرتب الگوها و سرمشق های مثبت را به نوجوان معرفی کنید، درباره آنها به گفت و گو بپردازید. سعی کنید الگوهای مثبت را وارد زندگی کنید. الگوهای مثبت را می توان در مکانهای مذهبی، مدرسه یا حتی همسایگی خود یافت. به این ترتیب می توانید تأثیری را که قهرمان مورد علاقه فرزندتان بر او گذاشته است کمرنگ سازید.

    مادری می گفت : زمانی که دختر من ۱۰ سال داشت، نوجوان هیجده ساله ای به او درس می داد. او تأثیر قابل ملاحظه ای بر دختر من گذاشت. وی عضو شورای دانش آموزی بود، در منزل یک کدبانو و در کلاس درس نیز محبوبترین شاگرد به حساب می آمد. همه شاگردان او را دوست داشتند و می خواستند مثل او شوند. خوشبختانه این دختر توانسته بود الگوی مثبت و ممتاز ارائه کند. او از شخصیتی قوی برخوردار بود و از دوست شدن با کسانی که لباس پوشیدن او را قدیمی می دانستند و به دلیل رفتار شایسته اش او را مسخره می کردند، پرهیز می کرد. در تمام روزهای تابستانی دخترم از او سخن می گفت. وقتی که درباره پوشش ( لباس) مناسب با دخترم صحبت می کردم بلافاصله به گفته ها و تذکرات او اشاره می نمود و همیشه نکاتی را که وی به آنها توجه می کرد در نظر می گرفت مانند: خوب درس خواندن، کمک کردن و مهربانی با افرادی که دیگران به آنها توجهی ندارند و .. رفتار و گفتارش بر دختر من تأثیر زیادی گذاشت. او به عنوان یک دختر شاداب و دوست داشتنی سرمشق دانش آموزان کوچک تر از خود بود. اگر درسهایی را که او به دخترم آموخت، من بیان می کردم چنین تأثیر عمیقی نمی گذاشت و چه بسا با مقاومت او رو به رو می شد.

    بهتر است که ما، پدرها و مادرها، در جست جوی الگوهایی باشیم که بتوانند ما را یاری کنند تا نوجوان خود را به سوی یک زندگی مناسب و مطلوب راهنما شویم.

    می خواهم مثل او باشم !

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۷ آذر ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • می خواهم لاغر شوم

    می خواهم لاغر شوم

    من یک رژیم موثر می خواهم. این تقاضای یک بیمار از میان خیل بیماران سردرگم در رژیم های مختلف و رنگارنگ است، البته بسیاری از آنها پس از مدتی ناامید می شوند و به این نتیجه می رسند که این گونه رژیم های غذایی اصولا اثر طولانی مدت ندارند.

    هنگام رژیم گرفتن یک اصل مهم را هیچ گاه فراموش نکنید: تنها راه صحیح و پایدار برای کاهش وزن و نگهداشتن وزن جدید این است که افراد چاق بدانند روش تغذیه ی گذشته آنها اشتباه بوده است و تنها یک برنامه غذایی مناسب می تواند در وهله اول پرخوری آنها را کاهش دهد یا حذف کند و برای رسیدن به این هدف راه های مختلفی وجود دارد.

    رژیم کم کربوهیدرات

    اگر چه بانیان این نوع رژیم توضیحات بیولوژیکی پیچیده ای در دفاع از آن عنوان می کنند، اما تحقیقات جدید نشان می دهد رژیم های کم کربوهیدرات ، اثر کاهش وزن خود را بیشتر در شش ماه اول نشان می دهند، ولی پس از گذشت یک سال نتیجه آنها چندان مثبت ارزیابی نمی شود. به علاوه حتی در شش ماه اول هم، استفاده از این نوع رژیم برای بسیاری از کاربران بی نتیجه بوده است ؛ اما آنچه مسلما باید مورد توجه قرار گیرد، این است که افرادی که از این نوع رژیم پیروی می کنند باید رفتار تغذیه ای خود را کاملا تغییر دهند و در واقع عامل اصلی نتیجه گرفتن، خود آنها هستند.

    در این رژیم غذایی، میزان و حجم غذا هیچ تغییری نمی کند، بلکه مصرف یک سری مواد کربوهیدراتی مثل ماکارونی ، سیب زمینی ، شیرینی ، نوشابه ، آبمیوه ، شکلات و… قطع می شود.

    این افراد به علت آن که حجم کافی غذا را دریافت می کنند احساس گرسنگی ندارند، اما باید این موضوع مهم را در نظر گرفت که آنها نمی توانند برای مدت طولانی از خوردن مواد رکبوهیدراتی خودداری کنند و در نتیجه نه تنها پس از مدتی به آنها روی می آورند، بلکه بسیاری از بررسی ها حاکی از مصرف بیش از حد این مواد کربوهیدراتی به تلافی گذشته است!

    به هر حال طرفداران این رژیم باید تنوع غذایی را رعایت کنند. در ضمن این پرهیز غذایی را به تدریج در برنامه خود قرار دهند.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۶ آذر ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش