گوناگون

راهی برای رسیدن به خدا – رازهای مرگ ۱۶

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۷ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • تصویری / زنی که خدا زیبایی نداد اما…

    تاریخ انتشار: یکشنبه ۱ آبان ۱۳۹۰ 
    |

    تعداد مشاهده : ۱۲۵۰۴ 
    |



    ارسال به دوستان


    زنی که خدا زیبایی نداد اما مردم از او درخواست عکاسی یادگاری می کنند.  آپلود سنتر

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۰ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • خون خدا

    خون خدا

    امام حسین، محرم

    نمی‌دانم تو را در ابر دیدم یا کجا دیدم

    به هر جایی که رو کردم فقط روی تو را دیدم

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۷ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • با نعمت خدا معصیت نکنیم‏

    تاریخ انتشار: شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۰ 
    |

    تعداد مشاهده : ۳۹ 
    |



    ارسال به دوستان


    عبد شاکر آن انسانى است که با نعمت خدا معصیت نکند و با تکیه بر نعمت الهى، با امر و نهى حضرت او- که به مصلحت انسان تنظیم شده- به مخالفت با وجود مقدس پروردگار برنخیزد.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۷ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • سر سفره خدا

    سر سفره خدا

    شاپرک خیال در پهنه پر از شکوفه دامنه های سرسبز خلقت،پاورچین پاورچین به ضیافت می نشیند. آن جا که میزان را بخشنده ای رئوف ومهربانی قدرتمند می یابد، ضیافتی است رنگارنگ ومتفاوت!!از هر سو نگریستم در پهندشت گیتی مائد ه ای را آماده پذیرایی از خویش یافتم واینک بیا تا با هم شاپرک خیال را بدین ضیافت،پر پرواز داده واز خوان رحمتش رزقی روحانی بر کام تشنه مان فرو ریزیم.
    قرآن۱-بی گمان این قرآن به آیینی که استوارتر است،هدایت می کند و به مومنان که کارهای شایسته می کنند بشارت می دهد که برای آنان پاداشی بزرگ هست. (اسری/۹)
    قرآن نازل شد که به سوی دینی پایدار واستوار هدایت کند دین استوار دینی است که از هر دین دیگری بهتر خیر انسان ها را در دنیا وآخرت تامین وتضمین می کند چون موافق فطرت وناموس خلقت است.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۰ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • از تار و تنبور تا تمنای خدا

    از تار و تنبور تا تمنای خدا

    سجاده

    گفتگو با کارشناس موسیقی دانشگاه تهران که به حوزه علمیه قم رفته!
     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۸ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • نامه‌های کودکان به خدا

    خدای عزیزم!
    از اینکه بابای نازمو بردی پیشت تاازش خوب مواظبت کنی ازت ممنونم
    فقط گاهی بهش اجازه بده به منم سر بزنه
    آخه منم دلتنگش میشم

    مهرنوش

     

    خدای عزیز!

    به جای اینکه بگذاری مردم بمیرند و مجبور باشی آدمای جدید بیافرینی، چرا کسانی را که هستند، حفظ نمیکنی؟

    سامی

     

    خدای عزیز!

    شاید هابیل و قابیل اگر هر کدام یک اتاق جداگانه داشتند همدیگر را نمیکشتند، در مورد من و برادرم که مؤثر بوده.

    لاری

     

    خدای عزیز!

    اگر یکشنبه، مرا توی کلیسا تماشا کنی، کفشهای جدیدم رو بهت نشون میدم.

    میگی

     

    خدای عزیز!

    شرط میبندم خیلی برایت سخت است که همه آدمهای روی زمین رو دوست داشته باشی. فقط چهار نفر عضو خانواده من هستند ولی من هرگز نمیتوانم همچین کاری کنم.

    نان

     

    خدای عزیز!

    در مدرسه به ما گفتهاند که تو چکار میکنی، اگر تو بری تعطیلات، چه کسی کارهایت را انجام میدهد؟

    جین

     

    خدای عزیز!

    آیا تو واقعاً نامرئی هستی یا این فقط یک کلک است؟

    لوسی

     

    خدای عزیز!

    این حقیقت داره اگر بابام از همان حرفهای زشتی را که توی بازی بولینگ میزند، تو خانه هم استفاده کند، به بهشت نمیرود؟

    آنیتا

     

    خدای عزیز!

    آیا تو واقعاً میخواستی زرافه اینطوری باشه یا اینکه این یک اتفاق بود؟

    نورما

     

    خدای عزیز!

    چه کسی دور کشورها خط میکشد؟

    جان

     

    خدای عزیز!

    من به عروسی رفتم و آنها توی کلیسا همدیگر را بوسیدند. این از نظر تو اشکالی نداره؟

    نیل

     

    خدای عزیز!

    آیا تو واقعاً منظورت این بوده که « نسبت به دیگران همانطور رفتار کن که آنها نسبت به تو رفتار میکنند؟ » اگر این طور باشد، من باید حساب برادرم را برسم.

    دارلا

     

    خدای عزیز!

    بخاطر برادر کوچولویم از تو متشکرم، اما چیزی که من به خاطرش دعا کرده بودم، یک توله سگ بود.

    جویس

     

    خدای عزیز!

    وقتی تمام تعطیلات باران بارید، پدرم خیلی عصبانی شد. او چیزهایی دربارهات گفت که از آدمها انتظار نمیرود بگویند. به هر حال، امیدوارم به او صدمهای نزنی.

    دوست تو (اما نمیخواهم اسمم رو بگم)

     

    خدای عزیز!

    لطفاً برام یه اسب کوچولو بفرست. من فبلاً هیچ چیز از تو نخواسته بودم. میتوانی دربارهاش پرس و جو کنی.

    بروس

     

    خدای عزیز!

    برادر من یک موش صحرایی است. تو باید به اون دم هم میدادیها! ها!

    دنی

     

    خدای عزیز!

    من میخواهم وقتی بزرگ شدم، درست مثل بابام باشم. اما نه با اینهمه مو در تمام بدنش.

    تام

     

    خدای عزیز!

    فکر میکنم منگنه یکی از بهترین اختراعاتت باشد.

    روث

     

    خدای عزیز!

    من همیشه در فکر تو هستم حتی وقتی که دعا نمیکنم.

    الیوت

     

    خدای عزیز!

    از همۀ کسانی که برای تو کار میکنند، من نوح و داود را بیشتر دوست دارم.

    راب

     

    خدای عزیز!

    برادرم یه چیزایی دربارۀ به دنیا آمدن بچه ها گفت، اما اونها درست به نظر نمیرسند. مگر نه؟

    مارشا

     

    خدای عزیز!

    من دوست دارم شبیه آن مردی که در انجیل بود، ۹۰۰ سال زندگی کنم.

    با عشق کریس

     

    خدای عزیز!

    ما خواندهایم که توماس ادیسون نور را اختراع کرد. اما توی کلاسهای دینی یکشنبه ها به ما گفتند تو این کار رو کردی. بنابراین شرط میبندم او فکر تو را دزدیده.

    با احترام دونا

     

    خدای عزیز!

    آدمهای بد به نوح خندیدند « تو احمقی چون روی زمین خشک کشتی میسازی » اما اون زرنگ بود. چون تو رو فراموش نکرد. من هم اگر جای اون بودم همین کارو میکردم.

    ادی

     

    خدای عزیز!

    لازم نیست نگران من باشی. من همیشه دو طرف خیابان را نگاه میکنم.

    دین

     

    خدای عزیز!

    فکر نمیکنم هیچ کس میتوانست خدایی بهتر از تو باشد. میخوام اینو بدونی که این حرفو بخاطر اینکه الان تو خدایی، نمیزنم.

    چارلز

     

    خدای عزیز!

    هیچ فکر نمیکردم نارنجی و بنفش به هم بیان. تا وقتی که غروب خورشیدی رو که روز سه شنبه ساخته بودی، دیدم، معرکه بود.

     

     

     

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • لیلةالقدر؛ شب خدا

    لیلةالقدر؛ شب خدا

    شب قدرشب قدر شبی است که به شهادت قرآن افضل از هزار ماه است و بلکه با جمله «و ما ادریک» بسیار برتر از آن معرفی شده است. جمله «و ما ادریک» در چند جای قرآن آمده است. هر جا که خداوند اراده کرده عظمت غیر قابل وصف یک امر آخرتی و یا یک امر معنوی بزرگ، که با عبارات دنیایی قابل وصف نیست را، برای آدمی بگوید، این عبارت را آورده است. «و ما ادریک مالقارعه»؛ تو چه دانى که قارعه چیست؟ «و ما ادریک ما الحاقه»؛ و تو چه مى‏دانى آن روز واقع شدنى چیست؟ «و ما ادریک ماالطارق»؛ و تو چه مى‏دانى کوبنده شب چیست؟
    «و ما ادریک ما لیلةالقدر»، نشان می‌دهد که سخن از واقعه بزرگی است همچون قارعه، حاقه و طارق، که عظمت و حقیقت واقعی آن برای انسان، لااقل تا زمانی که جهان آخرت را درک نکرده و حجابها از برابر دیدگان او کنار نرفته است، قابل درک نیست. ظاهرا شب قدر فقط از جنس زمان نیست بلکه یک واقعه عظیم است که جنبه زمانی هم دارد. در این واقعه بزرگ، جهان زیر و رو می‌شود و حوادث یک سال بنابر شهادت قرآن طبق حکمت الهی تعیین می‌شود. «فِیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیم»؛ در آن شب هر فرمانى بر حسب حکمت صادر مى‏شود. (دخان/ ۴، ترجمه آیتی)
    در شب قدر هر سال، همه امور آن سال که باید تا سال بعد جریان یابد تقدیر مى‏شود، چه خیر و چه شر، چه اطاعت و چه معصیت، و چه مولودهایى که باید به عرصه وجود قدم بگذارند، و چه اجلها و رزق‌ها. پس هر چه که در آن شب براى آن سال تقدیر شود، و قضایش رانده شود، آن قضاء حتمى است، ولى در عین حال مشیت خداى تعالى در آن دخل و تصرف دارد. (ترجمه المیزان، ج‏۱۸، ص، ۲۰۳)

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۸ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • پایتخت خدا

    قدس، پایتخت خدا


     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۲ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • مصاحبه با خدا !!!!!!!!!!!

    خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟

    پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید.

    خدا لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است، چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟

    من سؤال کردم: چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟

    خدا جواب داد:

    - اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند.

    - اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند.

    -اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند.

    - اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند.

    دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت…

    سپس من سؤال کردم: به عنوان پرودگار، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟

    خدا پاسخ داد:

    - اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند.

    - اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند.

    - اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.

    - اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند.

    - یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است.

    - اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند.

    - اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.

    - اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند.

    با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که به من دادید سپاسگزارم، چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟

    خدا لبخندی زد و گفت:

    فقط اینکه بدانند من اینجا هستم… “همیشه”

    پایگاه فرهنگی هنری تکناز

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها:
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۱ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش