گوناگون

با محمد صادقی، بازیگر سریال «سایه روشن»

تاریخ انتشار: جمعه ۲۷ آبان ۱۳۹۰ 
|

تعداد مشاهده : ۳۲ 
|



ارسال به دوستان


آنقدر مهربان و پرانرژی است که مخاطبش نیز متوجه می‌شود. به هر حال به بهانه بازی‌اش در سریال «سایه روشن» با وی گفت‌وگویی انجام داده‌ایم….

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۴ بهمن ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • شادی بازیگر زن هالیود از طلاق مادرش +عکس

    “رزاریو داوسون” بازیگر “مردان سیاه پوش ۲ ” از جدایی مادرش ” ایزابل کلسته” از همسرش بسیار خوشحال است زیرا معتقد است شوهر مادرش انسان خوبی نبوده است.

    شادی بازیگر زن هالیود از جدایی مادرش +عکس
    داوسون ۳۲ ساله از ابتدا با ازدواج مادرش موافق نبود و اکنون نیز از به نتیجه نرسیدن آن بسیار خوشحال است. او در مصاحبه ای اعلام کرد :” خوشبختانه اون ها الان طلاق گرفته اند ، هرچند اول به خاطر شنیدن این خبر شوکه شدم چون به نظر می رسید همدیگر را خیلی دوست دارند ولی خبر خیلی خوبی بود و از شنیدن آن خوشحال هستم.”

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۸ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • گفت‌وگو با هستی مهدوی‌فر، بازیگر فیلم «سوت پایان»

    تاریخ انتشار: شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۰ 
    |

    تعداد مشاهده : ۵۶ 
    |



    ارسال به دوستان


    نقش‌های سخت را دوست دارم

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۲ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • سه بازیگر «محاکمه در خیابان»

    سه بازیگر «محاکمه در خیابان»
     
    سه بازیگر «محاکمه در خیابان»

    پولاد و بهداد رفقای فیلم تازه مسعود کیمیایی

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۷ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • عکسهای دیدنی بازیگر سینما با افشین قطبی در گروه دل شیر

    عکسهای دیدنی بازیگر سینما با افشین قطبی در گروه دل شیر
    گزارش تصویری از فعالیت گروه دل شیر جهت پاکسازی اطراف شهر تهران با حضور مسئولین این گروه همچون:هنگامه قاضیانی بازیگر سینما و تئاتر و افشین قطبی مربی فوتبال.

    Persianv.com At site

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳۱ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • عکس های امیرحسین رستمی بازیگر سینما

    a /">

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۹ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • طنز – چگونه بازیگر شویم؟

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۴ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • عکس نفیسه روشن و مادرش (بازیگر)

    عکس نفیسه روشن و مادرش (بازیگر)
    عکس نفیسه روشن و مادرش (بازیگر) www.taknaz.ir

    تهیه و تنظیم : پایگاه تکناز

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۰ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • بیوگرافی روناک یونسی بازیگر

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۶ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • گفت وگو با فاطمه معتمدآریا بازیگر گیلانه

    کلوزآپ بغضى شکسته

    فاطمه معتمدآریا ستاره نیست، خودش هم مى داند، نه نامش، نه چهره اش و نه حتى نقش هایش هیچ کدام راه به آسمان نمى برد، حتى اگر در کارنامه اش فیلم هایى چون «ستاره و الماس» و «آسمان پرستاره» باشد. او دقیقاً همان چیزى است که بر پرده بازى مى کند. همان زنان پیرامونى همه ما، همان زنان مادر، همان زنان خواهر، همان زنان همسر، همان زنانى که همیشه فقط به ستاره ها زل زده اند و در روزهاى بى ستارگى، چشم نمناک خود را با گوشه روسرى پاک کرده اند. جغرافیاى نقش هاى معتمدآریا هرگز از میدان انقلاب فراتر نرفته اند. حتى در «مرد عوضى» هم او زن جنوب شهرى آن نابغه از دست رفته بود. به همین خاطر است که تا اسمش را مى آوریم یاد دلشوره ها و دلواپسى مى افتیم. کارنامه پرکار معتمدآریا پر است از لحظه هایى که بغضى زنانه یا عاطفه اى فرو خورده دنبال یک کلوزآپ مى گردد تا بشکند.

    در یک روز پاییزى بى ابر بازیگر «گیلانه» سر ساعت مقرر به دفتر روزنامه مى آید. تازه چند بیلبورد و پوستر با تصویرش که نام «گیلانه» دارد بر در و دیوار شهر رفته. مى گوید این تصویرها حاصل تلاش خودش است تا استراتژى تبلیغاتى فیلم. همیشه در شمال این شهر ستاره هاى حلبى و قلب هاى طلایى ماجرا از همین قرار است. بازیگر زن پرفروش ترین فیلم تاریخ سینماى پس از انقلاب، برنده چندین سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر، بازیگر گلنار دربه در در کاخ گلستان نه تنها ستاره نیست بلکه براى یک گفت وگوى مطبوعاتى هم چندان بازى نشان نمى دهد. قاعده را مى شکند و زود صمیمى مى شود و مى گذارد من تا هر جا که مى خواهم جسور باشم. دنیادیده و سرد و گرم چشیده نشان مى دهد. اگرچه همیشه در جنوب شهر جلوى دوربین رفته اما براى مرور یک سال سینماى روشنفکرى برتر جهان به کمتر از جشنواره کن رضایت نمى دهد. او همیشه متفاوت است، گیلانه را که تماشا مى کنید، تیمار آن همه زخم و غم را که مى بینید، هرگز به خاطر نخواهید آورد که او بازیگر نقش سیمین است در فیلم «هنرپیشه». بازیگر روبه رویش در آن شب موهوم روبه روى عکس خندانش بر سردر سینما فریاد کشید «مى آورمت پایین» ، ده سال بعد اکبر عبدى با خود چنین کرد. سیمین اما در پس آن دیوانگى مفرط ادامه داد، تلخ و امیدوار. او در شمالى ترین ارتفاعات ایران ایستاد و زندگى را در جنوبى ترین جغرافیایش بازى کرد. فاطمه معتمدآریا همان سیمین است، هر توصیف دیگرى این تصویر را مخدوش مى کند.

    • در دهه اول انقلاب خلاء عظیمى از حضور بازیگران زن در سینماى ایران وجود داشت. شما در چنین موقعیتى وارد سینما شدید و کار حرفه اى تان را در رشته بازیگرى آغاز کردید. تا چه میزان حضور و سپس تثبیت حضورتان به عنوان یک بازیگر در سینما را به واسطه این خلأ و کلاً وقوع انقلاب ایران مى دانید؟ اصلاً اگر در ایران انقلاب اسلامى رخ نمى داد شما وارد این حرفه مى شدید و چنین موقعیتى را کسب مى کردید؟

    همزمان با من خیلى ها وارد سینما شدند و بعد از من هم خیلى ها آمدند، ولى فقط عده اى از آنها در سینما توانستند ادامه دهند. من از همان اول تصمیم داشتم در هر شرایطى – که البته شرایط بسیار سختى بود _ کار بازیگرى را در سینماى ایران پى بگیرم و در موقعیتى وارد سینما شدم که معیارهاى سینماى ما در حال تغییر بود و یا هنوز چیزى شکل نگرفته بود. همه بازیگرى که وارد سینما مى شد و ادعا مى کرد که تحصیلات این رشته را دارد با یک تمسخرى نگاه مى کردند. کسى باور نمى کرد که سینما یک دانش و علم است که مى شود به واسطه آن دقیق تر و عمیق تر به آن پرداخت. در آن زمان حتى گرفتن صداى سر صحنه عجیب و باور نکردنى به نظر مى رسید و وقتى من با تهیه کننده اى صحبت کردم که حداقل در زمان دوبله جاى شخصیت خودم حرف بزنم با تعجب مرا نگاه مى کرد و فکر مى کرد ارزش یک فیلم به دوبله آن است و من کى هستم که اصرار دارم جاى خودم صحبت کنم. خوشبختانه مدیران دوبلاژ آن زمان مثل خانم راستکار، ژاله کاظمى و آقاى طهماسب انسان هاى فهیم و تحصیل کرده اى بودند و خیلى راحت درک مى کردند که چه کسى قابلیت این را دارد که جاى خودش حرف بزند و چه کسى ندارد.

    • البته من با طرح این سئوال مى خواستم به این جواب برسم که وقوع انقلاب اسلامى چقدر در مطرح شدن و تثبیت شما در سینما موثر بود؟

    راستش شاید اگر انقلاب نمى شد من هیچ گاه پایم به سینما باز نمى شد، یعنى جاذبه هاى تئاتر برایم به مراتب از سینما بیشتر بود. من در نوجوانى همیشه دغدغه و رویایم این بود که روزى در تئاتر هاى لندن بازى کنم و یا نمایشنامه هاى چخوف را روى صحنه هاى تئاتر مسکو اجرا کنم. یعنى به وسعت جهان براى من کار و علاقه مندى وجود داشت و این جسارت و توان را در خودم محک زده بودم و مى دانستم که برنامه ام براى آینده چیست. اما وقتى انقلاب اسلامى رخ داد و تئاتر ها بسته شدند تجربه اولیه را در کشور خودم از دست دادم. من که در آن دوره پر از انرژى بازیگرى بودم فکر کردم که چون درس این رشته را خوانده ام و نه کار دیگرى بلدم و نه علاقه به کار دیگر دارم، پس راهى پیدا کردم تا بتوانم بازیگرى ام را ادامه بدهم و این راه حل در آن دوره خاص، سینما بود. انقلاب در واقع مرا از تئاتر به سینما کشاند. البته فضایى که قبل از انقلاب در سینما وجود داشت اصلاً پذیرش من در آن غیرممکن بود، چون من دور از جاذبه هاى تصویرى و علاقه مندى هایى که قبل از انقلاب در سینما وجود داشت، بودم و اصلاً کسانى که تئاتر کار مى کردند تصور بازیگرى سینما را نمى کردند.

    • «لرتا هایراپتیان» و «دلکش» دو نوع حضور زنان در نمایش را در سال هاى اولیه به وجود آوردند. یکى در تئاتر و دیگرى در سینما. این نگرش ها در بازى سوسن تسلیمى و فروزان در سال هاى بعد شکل گرفت. وقتى شما وارد سینما شدید آیا مى خواستید در تداوم یکى از این دو نگرش باشید یا دیدگاه دیگرى داشتید؟

    من فکر مى کنم اتفاقاتى که در یک موقعیت خاص مى افتد همه را تحت شرایط آن موقعیت قرار مى دهد. فروزان اگر در دوران من قرار بود وارد عرصه سینما شود مطمئناً موقعیت دیگرى پیدا مى کرد. سوسن تسلیمى هم در موقعیتى از تئاترقرار گرفته بود که به عنوان یک روشنفکر به آن شیوه کار مى کرد. یعنى شرایط و موقعیت ها تاثیر زیادى روى کار ما مى گذارند. من وقتى وارد سینما شدم هیچ الگویى در ذهنم نبود. یعنى نه فکر مى کردم بازى فروزان به عنوان یک بازیگر بد است و نه بازى تسلیمى خیلى خوب بوده است. من هرکدام از این بازیگران را در جایگاه خودشان بررسى مى کنم. مى توانم بگویم که سلیقه ام در بازیگرى کدام است ولى به هیچ عنوان هیچ کدام از آنها را رد نمى کنم چون اگر سینماى فروزان نبود، سینماى فعلى اى که ما کار مى کنیم باید تجربه آن سال ها را طى مى کرد. همه این بازیگران در موقعیت و جایگاه خودشان قابل احترام هستند اما من انتخاب کردم که به نوعى دیگر به سینما نگاه کنم.

    • این نوعى دیگر را توضیح مى دهید چون این نوعى دیگر همان نگرش جدیدى است که من در سئوال قبلى مدنظرم بود؟

    این نگرش جدید حضور فعلى من و نوع بازى ام در سینماى فعلى است.

    یعنى هیچ گاه مثل فروزان ستاره نبودید، اما حضورتان همانند تسلیمى در فیلم تعیین کننده بوده است. اتفاقاً وقتى کارنامه کارى شما را نگاه مى کنیم متوجه یک نکته مهم مى شویم که فیلم هایى که بازى کرده اید هیچ یک ستاره محور نیستند اما فروش افسانه اى داشته اند. مثل کلاه قرمزى. آیا موافق هستید که نگرش ستاره محور در سینماى پس از انقلاب تابع شرایط بیرون از سینما بوده است، چون سینما ذاتاً به دنبال چهره ها و ستاره ها است؟

    همان طور که مى دانید در سال هاى بعد از انقلاب سیاست ضدستاره وجود داشت حتى در آفیش ها تصویر زن و اصلاً تصویر بسته زن ممنوع بود یعنى من از اولین کارهاى خودم همیشه تصویرم را یا محو یا پشت سر مردان مى دیدم تا به امروز که باز در پوسترهاى عظیم گیلانه بنا بر سیاست هاى دیگرى تصویر مرا حذف مى کنند و به اصرار و اجبار خودم بیلبوردها و پوسترها تغییر مى کند. من با این دیدگاه و سخت گیرى ها وارد کار سینما شدم و ادامه دادم. خیلى خوشحالم که مشکلات آن دوره براى نسل بازیگران جوان سینما در دوره فعلى وجود ندارد، چون اگر قرار باشد دوباره به آن دوره برگردیم در اصل یک تاریخى را از تجربه و دانش و بینش خودمان حذف مى کنیم. من به خاطر این رشد خوشحالم چون سختى اى که در دوره خودم کشیدم چیز جالبى نبوده که حالا بخواهم نسل بعد از من هم آن را تجربه کند.

    • نگفتید چه ویژگى اى در بازیتان وجود داشت که به رغم اینکه ستاره نبودید اما فیلم هایى که بازى کردید فروش خوبى داشت؟

    این سیاست ضدستاره سالارى تا سال هاى اخیر هم در سینماى ایران ادامه داشت…

    • منظورتان از تا سال هاى اخیر چیست؟ یعنى معتقدید بعد از نمایش فیلم «عروس» این سیاست تغییر نکرد؟

    نه، فیلم «عروس» جزء استثناهاى آن سال ها بود چون نام کارگردانى چون «بهروز افخمى» پشت آن بود. همزمان با عروس خیلى از کارگردان ها مجاز به این کار نبودند. مهم بود که کسى که یک فیلم را مى سازد یا بازى مى کند، چه کسى است؟ از کجا آمده و به چه چیزى اعتقاد دارد، تا مجاز باشد کارى را انجام دهد. این سیاست تا هشت سال پیش هم قابل اجرا بود…

    • یعنى بعد از دوم خرداد این سیاست تعدیل شد؟

    چند سال بعد از دوم خرداد. چون دیدگاه ها تغییر کرد. ما یک دوران گذار خیلى بدى داشتیم. سینماى ایران بعد از رفتن محمد بهشتى و انوار، از یک کنترل صحیح و حمایت له له گونه بیرون آمد و در یک حالت بدون تعادل قرار گرفت و طبیعتاً وزنه سنگین همیشه رو به سقوط مى رود تا رو به بالا. من درباره آن کنترل و تاثیرات مثبت یا منفى اش نمى گویم اما مى دانم که آن کنترل چیزى بود که سینماى ایران را اعتلا بخشید اما بعد از آن، این وزنه همین طور روند رو به سقوطش را طى کرده است…

    • شما چطور توانستید موقعیت تان را در سینما حفظ کنید؟

    در دوره اى که ستاره پرورى ممنوع بود تنها چیزى که باقى مى ماند نحوه ارتباط بازیگر با تماشاگر بود. من این ارتباط را سال ها در تئاتر تجربه کرده بودم و استفاده از آن در سینما به دانش فنى من مربوط مى شد. باور شخصیتى که قرار است به مردم نمایش داده شود باعث شد که ارتباط من با مردم درست برقرار شود و مردم من را به عنوان کسى که به آنها دروغ نمى گوید بپذیرند. این پذیرش خود به خود به جذب مردم به سینما و نقش هایى که من در فیلم ها داشتم کمک کرد. به خاطر اینکه مردم به دنبال چیز متفاوتى در ارتباط با خودشان هستند. اگر پرونده کارى مرا نگاه کنید متوجه این نکته مى شوید.

    • فکر مى کنم شما با اکثر کارگردانان مطرح سینماى ایران کار کردید.

    به جز داریوش مهرجویى، عباس کیارستمى و داریوش عیارى، ولى با اکثر هم نسلان خودم یک یا دو فیلم کار کرده ام.

    • من در گفت و گویى که از شما خواندم «گیلانه» را به عنوان کامل ترین و بهترین نقش در کارنامه کاریتان معرفى کردید درحالى که در کارنامه بازیگرى شما ?? فیلم وجود دارد که اکثر آنها زنان شهرى بوده اند…

    جالبه، شما اولین کسى هستید که این نکته را مى گویید چون اکثر کسانى که درباره بازیگرى من صحبت مى کنند تاکید دارند که من نقش هاى روستایى و زجرکشیده در کارنامه ام زیاد است و در آنها موفق تر بوده ام…

    • اتفاقاً شما سال ?? براى «برهوت»، سال ?? براى «مسافران»، ?? براى «یک بار براى همیشه» و ?? براى فیلم همسر که تمامى نقش زنان شهرى بود جایزه گرفتید و جایزه بین المللى که از جشنواره مونترال کانادا به دست آوردید به خاطر بازى در فیلم «مهر مادرى» بود که آن هم نقش یک مادر شهرى را داشتید. حالا چرا منتقدان نقش زنان روستایى که شما بازى کردید بیشتر در ذهنشان است و اصلاً چرا خود شما روى نقش «گیلانه» و موفقیت آن اصرار بیشترى دارید جاى سئوال دارد.

    دلیل من براى دوست داشتن گیلانه این است که آخرین کار من است و فکر مى کنم کارهایى که انجام مى دهم نسبت به کار قبلى ام اگر برترى نداشته و از آن جلوتر نباشد، کمتر از آن هم نخواهد بود. «گیلانه» موقعیت خیلى ویژه اى به همراه دارد. این زن نه از لحاظ سن و سال به من شبیه بود و نه گویش و قومیت آن به من ارتباطى داشت بنابراین براى درآوردن نقش و بازى در آن تلاشى مضاعف نسبت به دیگر کارهاى شهرى ام مى طلبید. شاید به این دلیل باشد. یا مثل بچه اى که زحمت بیشترى براى تربیتش مى کشى آن را بیشتر دوست دارى من هم حس عمیق ترى نسبت به «گیلانه» دارم.

    • شما در گیلانه نقش کسى را بازى مى کنید که حداقل ?? سال با شما فاصله سنى دارد و براى این کار گریم بسیار سنگینى روى شما انجام شده. از هالیوود که بگذریم که بازیگرانى مثل کیدمن یا چارلیز ترون در آن به دلیل تنوع و تکثر نقش هایى که به آنها پیشنهاد مى شود حاضرند گریم هاى سنگین روى آنها انجام شود اما در ایران فقط کافى است بازیگرى در یک نقش و با یک گریم خاص مورد توجه قرار بگیرد از آن پس همان چند تا نقشى هم که براى او نوشته مى شود یک جورهایى به تکرار نقش هاى قبلى اش برمى گردد. با این مسئله چطور کنار آمدید؟

    من آدم قائم به ذاتى در کارکردن هستم و از اینکه نقش تکرارى را بازى کنم همیشه خوددارى کرده ام. در هر فیلمى که بازى کردم بعد از آن اکثر سناریوهایى که به من دادند تکرار همان نقشم در آن فیلم بوده، فقط یا رنگ و لعاب یا اسمش تغییر کرده و من هرگز در بدترین شرایط روحى، مالى و هر چیزى که فکرش را بکنید حاضر نشدم خودم را در یک بخش جزیى هم تکرار کنم. کنترل این مسئله کاملاً به خود بازیگر برمى گردد و اتفاقاً با چنین شناختى از خودم نقش «گیلانه» را پذیرفتم. وقتى که «گیلانه» به من پیشنهاد شد احساس کردم که «گیلانه» یک موقعیت ویژه است که مى توانم تجربه اى کنم که در دیگر فیلم ها نداشته و نخواهم داشت. ما جهان بینى کوچکى در سینما داریم و بدون توجه به توانایى هاى بازیگر فقط چشم و ابرو و موى او را در نظر مى گیریم. اگر از ظواهر بگذریم آن وقت متوجه مى شویم که وسعت بازیگرى بیشتر از آن زیبایى است که عده اى براى بازیگرى در نظر مى گیرند. اگر بازیگر دیدگاه درستى نسبت به کارش نداشته باشد، آن وقت شرایط هر آن او را به یک طرف مى کشد. متاسفانه مشکل اصلى بازیگرى در سینماى ایران این است که اکثراً بدون شناخت در اختیار قرار مى گیرند، به جاى اینکه خودشان دیدگاه هایى داشته باشند.

    • آیا این مسئله که دیگر در سینماى ایران کمتر فیلمنامه خوبى براساس میانگین سنى میانسال زنان بازیگر نوشته مى شود و آنها اکثراً در نقش هاى دوم و سوم قرار مى گیرند، از نبود دیدگاه درست ناشى مى شود؟

    حتماً یکى از دلایلش همین است که مى گویید، اما علت مهمتر نبود خلاقیت در سینماى ایران است. سینماى ما در دوره هاى مختلف در یک دایره مرتب دور خودش مى چرخد شما به فیلم هایى که در سال هاى ?? تا ?? ساخته شد نگاه کنید، تمام آنها موضوعاتى شبیه به هم دارند…

    • الان هم که دور، دور کمدى است…

    کاش واقعاً کمدى پرمحتوا و خوب ساخته شود، اینها کمدى مبتذل و سطحى است. حالا مبتذل را حذف کنید، چون در سینماى ایران آنقدر شرایط کار سخت است که هر چیزى در آن تولید شود، نباید مورد بى احترامى قرار بگیرد. اما سطح کارها پایین آمده است. اگر فیلمنامه نویس و کارگردان و تهیه کننده بخواهند یک کار متفاوت و خوب انجام دهند، مطمئناً مردم ما آنقدر فهیم هستند که تفاوت کار ضعیف و کارى که برایش زحمت کشیده شده را درک کنند.

    منبع : شرق

    گفت وگو با فاطمه معتمدآریا بازیگر گیلانه

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۴ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش