گوناگون

در حاشیه واکنش تماشاچیان ونیز به فیلم کیارستمی

جابر تواضعی بلاگر "زیر درخت انجیر" درباره واکنشهای منفی تماشاگران ونیزی به آخرین ساخنه عباس کیارستمی چنین نوشته است:

فارغ از این که دوستدار کیارستمی و سینمایش باشیم یا نه، انتشار خبر اعتراض تماشاگران فیلم تجربی«شیرین» کیارستمی در جشنواره ونیز خبر خوشایندی نبود؛ مخصوصا که این اعتراض خیلی هم فرهنگی و مودبانه نبوده و جماعت انگار از هیچ کاری برای نشان دادن اعتراضشان دریغ نکرده‌اند. کیارستمی را به پرمدعایی، هدر دادن وقت تماشاچیان و همچنین ساخت یک فیلم به معنای واقعی خسته‌کننده متهم کرده‌اند و حتی شعار داده‌اند که پولشان را پس بگیرند. این اتفاق در حالی افتاده که کیارستمی به عنوان یک فیلم ساز جشنواره‌ای در سراسر دنیا شناخته شده و مخاطبان خاص خودش را دارد.

ما به هر دلیل سال‌هاست از او فیلمی در ایران ندیده‌ایم. ولی همیشه خارج از کشور خریدار داشته و درست یا غلط حالا او خودش را یک فیلم ساز جهان وطنی می‌داند. به هرحال به قول نیما آن که غربال دارد، از پشت سر می‌آید. ممکن است همین «شیرین» هم بعدها به عنوان یک شاهکار هنری شناخته شود و لکه ننگ این استهزا و اعتراض برای همیشه بر دامن تماشاگران ونیز باقی بماند. 

ولی حقیقت این است که فیلم ساز جهان وطنی ما در ماجراجویی‌های هنری و فرم‌گرایی‌هایش آن قدر افراط کرده که کاسه صبر مخاطبان جشنواره‌ای و خاص او هم لبریز شده و سورپرایزی مثل برداشتن عینکش جلوی خبرنگاران هم آن ها را آن قدر ذوق زده نکرده که از خیر پول بلیتشان بگذرند.

عکس این ماجرا هم هست. به خاطر سفرهای بین شهری زیادم با اتوبوس، علاوه بر فیلم‌های مخاطب ‌پسندی مثل «توفیق اجباری»، گاهی هم این توفیق اجباری را پیدا می‌کنم که به خاطر هوس شاگرد راننده یا اعتراض مسافران همیشگی مسیر که از تکرار چند فیلم خاص خسته شده‌اند، فیلم‌های قدیمی‌تر را مرور کنم. 

در یکی از این سفرها خیلی اتفاقی وسط فیلم از خواب بیدار شدم و فقط از روی بازیگران فیلم حدس زدم که باید «اعتراض» کیمیایی باشد. ولی فیلم آن قدر بی در و پیکر و ژورنالیستی بود که فکر نمی‌کردم حدسم درست باشد. تیتراژ که آمد، از ناباوری یخ کردم. باور نمی کردم کسی که فیلمی مثل قیصر را با یک داستان متناسب با شرایط روز ساخته و اعتراض‌ها و حرف‌های سیاسی‌اش را هنرمندانه مطرح کرده و موج نوی سینمای ایران را به وجود آورده، یک وقتی آن قدر بی‌حوصله و جوگیر شود که درون مایه فیلم را به عنوان اسم فیلمش انتخاب کند و داستانی ژورنالیستی و تاریخ مصرف دار را به تصویر بکشد.

نمی شود وجود «اعتراض»، «پارتی» یا بقیه فیلم‌هایی را که در یک مقطع خاص و تحت تاثیر شرایط روز جامعه ساخته می‌شوند و به نوعی کارکرد روزنامه‌ای دارند، نفی کرد. ولی می‌شود نتیجه گرفت که فیلم سازان بزرگ و باتجربه هم گاهی در انتخاب مسیرشان درست عمل نمی‌کنند و مقهور جریان شرایطی می‌شوند که برایشان پیش آمده یا خودشان برای خودشان به وجود آورده‌اند. همین افراط و تفریط است که کار دستشان می‌دهد؛ جوری که حتی به غربال به دستان عقب کاروان هم امیدی نیست.

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳۰ مرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش