گوناگون

فاطمه معتمد آریا

iranianactress - IMGJ40DPPHQVA.jpgنام اصلی: سیمین
 
 نام خانوادگی اصلی: معتمدآریا
 

سمت (در بخش های): بازیگران،

تاریخ تولد: ۱۳۴۰

محل تولد: تهران

مدرک تحصیلی: دیپلم دانشسرای هنر

شروع فعالیت از سال ۱۳۵۲ با شرکت در کلاسهای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و فعالیت در نمایشهای عروسکی.
فعالیت به عنوان عروسک گردان.
شروع فعالیت در تلویزیون با عروسک گردانی مجموعه مدرسه موش ها در سال ۱۳۶۰٫
شروع فعالیت در تئاتر با اجرای نمایش های عروسکی برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.
برنده لوح زرین بهترین بازیگر نقش دوم زن در هفتمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم برهوت (محمدعلی طالبی) در سال ۱۳۶۷٫
برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در دهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم مسافران (بهرام بیضایی) در سال ۱۳۷۰٫
برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن در یازدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم یکبار برای همیشه (سیروس الوند) در سال ۱۳۷۱٫
برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن در دوازدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم همسر (سیروس الوند) در سال ۱۳۷۲٫

۱۳۸۴ تقاطع ( ابوالحسن داودی ) [بازیگر]

۱۳۸۴ کارگران مشغول کارند ( مانی حقیقی ) [بازیگر]

۱۳۸۴ زیر درخت هلو ( ایرج طهماسب ) [بازیگر]

۱۳۸۳ یک بوسه کوچولو ( بهمن فرمان‌آرا ) [بازیگر]

۱۳۸۳ گیلانه ( رخشان بنی اعتماد محسن عبدالوهاب ) [بازیگر]

۱۳۸۱ کلاه قرمزی و سروناز ( ایرج طهماسب ) [بازیگر]

۱۳۸۱ به من نگاه کن ( شهرام اسدی ) [بازیگر]

۱۳۸۰ دختر شیرینی فروش ( ایرج طهماسب ) [بازیگر]

۱۳۸۰ عزیزم من کوک نیستم ( محمدرضا هنرمند ) [بازیگر]

۱۳۷۸ آسمان پر ستاره ( حسن قلی‌زاده ) [بازیگر]

۱۳۷۸ عینک دودی ( محمدحسین لطیفی ) [بازیگر]

۱۳۷۸ یکی بود یکی نبود ( ایرج طهماسب ) [بازیگر]

۱۳۷۷ شوخی ( همایون اسعدیان ) [بازیگر]

۱۳۷۷ عشق + ۲ ( رضا کریمی ) [بازیگر]

۱۳۷۷ مرد عوضی ( محمدرضا هنرمند ) [بازیگر]

۱۳۷۶ زندگی ( اصغر هاشمی ) [بازیگر]

۱۳۷۶ مهر مادری ( کمال تبریزی ) [بازیگر]

۱۳۷۶ بانوی اردیبهشت ( رخشان بنی اعتماد ) [بازیگر]

۱۳۷۴ مرد آفتابی ( همایون اسعدیان ) [بازیگر]

۱۳۷۳ کلاه قرمزی و پسر خاله ( ایرج طهماسب ) [بازیگر]

۱۳۷۳ سفر ( علیرضا رییسیان ) [بازیگر]

۱۳۷۳ روسری آبی ( رخشان بنی اعتماد ) [بازیگر]

۱۳۷۲ همسر ( مهدی فخیم‌زاده ) [بازیگر]

۱۳۷۱ هنرپیشه ( محسن مخملباف ) [بازیگر]

۱۳۷۱ یکبار برای همیشه ( سیروس الوند ) [بازیگر]

۱۳۷۰ مسافران ( بهرام بیضایی ) [بازیگر]

۱۳۷۰ ناصرالدین شاه آکتور سینما ( محسن مخملباف ) [بازیگر]

۱۳۶۸ ریحانه ( علیرضا رییسیان ) [بازیگر]

۱۳۶۷ برهوت ( محمد علی طالبی ) [بازیگر]

۱۳۶۷ ستاره و الماس ( سیامک شایقی ) [بازیگر]

۱۳۶۶ تحفه ها ( ابراهیم وحیدزاده ) [بازیگر]

۱۳۶۶ گمشدگان ( محمدعلی سجادی ) [بازیگر]

۱۳۶۶ جهیزیه برای رباب ( سیامک شایقی ) [بازیگر]

۱۳۶۶محموله ( سیروس الوند ) [بازیگر]

۱۳۶۶ یاد و دیدار ( رجب محمدین ) [بازیگر]

۱۳۶۵ جدال ( محمدعلی سجادی ) [بازیگر]

۱۳۶۳ شهر موش ها ( محمد علی طالبی ) []

کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (گیلانه)

[ دوره ۲۲ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۸۲ ]

………………………………………………………..

>> کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن (گیلانه)

[ دوره ۸ جشن خانه سینما (مسابقه) - سال ۱۳۸۳ ]

………………………………………………………..

>> کاندید لوح زرین بهترین بازیگر زن (گیلانه)

[ دوره ۶ منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال ۱۳۸۴ ]

………………………………………………………..

>> کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن (دختر شیرینی فروش)

[ دوره ۶ جشن خانه سینما (مسابقه) - سال ۱۳۸۱ ]

………………………………………………………..

>> کاندید لوح زرین بهترین بازیگر زن (دختر شیرینی فروش)

[ دوره ۳ منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال ۱۳۸۲ ]

………………………………………………………..

>> برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (مسافران)

[ دوره ۱۰ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۰ ]

………………………………………………………..

>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (هنرپیشه)

[ دوره ۱۱ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۱ ]

………………………………………………………..

>> برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (یکبار برای همیشه)

[ دوره ۱۱ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۱ ]

………………………………………………………..

>> کاندید لوح زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (جهیزیه برای رباب)

[ دوره ۶ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۶۶ ]

………………………………………………………..

>> برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (همسر)

[ دوره ۱۲ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۲ ]

………………………………………………………..

>> برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (برهوت)

[ دوره ۷ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۶۷ ]

………………………………………………………..

>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (ریحانه)

[ دوره ۸ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۶۸ ]

………………………………………………………..

>> کاندید لوح زرین بهترین بازیگر زن (عینک دودی)

[ دوره ۱ منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال ۱۳۸۰ ]

………………………………………………………..

>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (زندگی)

[ دوره ۱۶ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۶ ]

………………………………………………………..

>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (روسری آبی )

[ دوره ۱۳ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۳ ]

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱ بهمن ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • لیلا اوتادی

    honarpisheh - IMGW8DPP9X7UB.jpg 

    لیلا اوتادی متولد سال 1362 و فارغ التحصیل رشته معماری از دانشگاه تهران است. بازیگری در عرصه تئاتر نقطه شروع کار هنری او بوده و چند سالی است که در این عرصه فعالیت می کند.

    اولین بار چهره او را در یک فیلم سینمایی دیدیم که نقش کوتاهی داشت، در فیلم «چشمان سیاه» ، اما ماه رمضانی که گذشت او را در سریال «آخرین گناه» در نقش «آوا» دیدیم.
    از او می پرسم: «شما با تجربه یک فیلم سینمایی، کار تصویری را شروع کردید. کار تلویزیونی نسبت به کار سینمایی چه تفاوتهایی برایتان داشت که به سریالهای تلویزیونی روی آوردید؟
    می گوید: «تفاوت کار سینمایی با تلویزیونی خیلی زیاد است. سینما وجوه خاص خودش را دارد اما این که من بعد از یک فیلم سینمایی به بازی در یک سریال روی آوردم، بیشتر به این خاطر بود که مخاطب تلویزیون با مخاطب سینما متفاوت است. سینما مخاطبان محدودی دارد، علاوه بر این دیدها هم نسبت به سینما و تلویزیون متفاوت است. به عقیده من گاهی سراغ کار تلویزیونی رفتن هم برای بازیگر بد نیست.» می پرسم چه نظری در مورد نقشهای منفی و مثبت داری؟ می گوید: «فکر می کنم نقشهای مثبت و منفی تفاوتی با هم ندارد، مهم این است که بازیگر از پس نقش، خوب بربیاید و خوب کارش را اجرا کند، اما این که می گویند نقش مثبت و منفی، برای من به شخصه هیچ وقت تفاوتی با هم نداشته اند.» قبول کردن یک نقش با همه فراز و فرودهایش القای حسی خاص را در بازیگر می طلبد. وقتی از اوتادی در این مورد می پرسم با تأکید می گوید: «فکر می کنم به لحاظ ذهنی بازیگر حسی می تواند با کارش هماهنگ شود، اما من ترجیح می دهم که علاوه بر حس، تکنیک را هم در کار در نظر بگیرم. من خیلی از نظر حسی با نقش ارتباط برقرار نمی کنم، بلکه سعی می کنم نقشم را با منطق در ذهنم تحلیل و مسائلی که به لحاظ روانشناختی در نقش دیده می شود را برای خودم باز کنم.
    در انتخاب نقش هم این مسأله را لحاظ می کنم، می پرسم چطور؟ می گوید: «بهترین نکته فیلمنامه است، بعد کارگردان و در نهایت نقش که برای هر نقش هم مطالعه در مورد آدمهایی که به آن شخصیت و نقش نزدیکترند، می تواند به بازیگر برای رسیدن به آن شخصیت کمک کند و این مسائل برایم اهمیت خاصی دارند». از اوتادی می پرسم به نقش مقابل و بازیگری که این نقش را ایفا می کند چقدر اعتماد می کند؟ می گوید: «سعی می کنم که اعتمادم خیلی بالا باشد. هر بازیگری اوایل کار دوست دارد با کسانی کار کند که حرفه ای هستند و تجربه زیادی دارند. من خوشبختانه در این زمینه شانس بزرگی داشتم و اصولاً کار با حرفه ای ها آرامش بازیگر را تضمین می کند».
    از آنجا که اوتادی تجربه کار در تئاتر هم داشته از او می پرسم در مورد تئاتر چطور فکر می کند. می گوید: «تئاتر کاری زنده است و کار زنده تمرکز روانی زیادی را می طلبد. چون در این فضا نه تکرار و نه کات وجود دارد. بازیگر باید یک بار بازی کند، آن هم خوب و بدون نقص!» اوتادی را در سریال «آخرین گناه» در نقش «آوا» دیده بودیم.
    از او در مورد این نقش می پرسم، می گوید: «اولین نکته ای که باید بگویم این است که برای کارهای مناسبتی هیچ وقت کل فیلمنامه را آماده نداریم، اما من چکیده ای از کار را خواندم و تقریباً می دانستم که چه اتفاقی قرار است برای این نقش بیفتد. بعدها هم که حدود نصف فیلمنامه آماده شد، همه بازیگران سریال این فیلمنامه را خواندند و همه با اعتماد به کار، از این حیث که پایانی شایسته خواهد داشت نقشها را قبول کردیم. با توجه به این که کارهای مناسبتی فیلمنامه کاملی ندارند، بازیگر و عوامل سریال استرس زیادی را تحمل می کنند. ولی با این وجود ما این استرس را نداشتیم و از این بابت خیال همه برای کار کردن راحت بود. تجربه کار با آقای سهیلی برای همه، خصوصاً برای من بسیار شیرین و لذت بخش بود.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۱ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • آناهیتا همتی

    iranianactress - IMGFKT8MX49EI.jpg  تاریخ تولد: ۱۳۵۲
     
     دارای مدرک تحصیلی دیپلم.

     
     در سال ۱۳۷۲ با نمایش تنبورنوازان (هادی مرزبان) بازی در تئاتر را آغاز کرد. و در سال ۱۳۷۴ با بازی در مجموعه تلویزیونی دبیرستان خضراء (اکبر خواجویی) شناخته شد. او تا به امروز در مجموعه های بسیاری بازی کرده است.
     
     آناهیتا همتی بازی در سینما را در سال ۱۳۷۵ و با فیلم به نمایش درنیامده افسانه پوپک طلایی (خسرو شجاعی) آغاز کرد و الین فیلمی که از او بر پرده سینماها به نمایش درآمد در سال ۱۳۷۸ و با نام عشق کافی نیست (مهدی صباغزاده) بود.
     
     آناهیتا همتی هیچگاه ندرخشید. هیچگاه آنطور که باید دیده نشد، اما حضور فعالش در تلویزیون و بازیهای روان و راحت او باعث شده تا همچنان پرکارترین بازیگر تلویزیونی باشد.
     
     شاید بهترین و ماندگارترین حضورش در تلویویون مربوط به بازی مجموعه تلویزیونی « کلانتر (محسن شامحمدی)» بود.
     
     
     
     فیلم شناسی:
     
     افسانه پوپک طلایی (خسرو شجاعی، ۱۳۷۵)
     
     عشق کافی نیست (مهدی صباغزاده، ۱۳۷۷)
     
     دختری به نام تندر (حمیدرضا آشتیانی پور، ۱۳۷۹)
     
     قلبهای نا‌آرام (مجید مظفری، ۱۳۸۰)
     
     
     
     بخشی از مجموعه های تلویزیونی:
     
     دبیرستان خضراء (اکبر خواجویی، ۱۳۷۴)
     
     بهشت گمشده (کامران قدکچیان، ۱۳۷۵)
     
     کهنه سوار (اکبر خواجویی، ۱۳۷۶)
     
     چراغ جادو (یک قسمت، همایون اسعدیان، ۱۳۷۹)
     
     برگبار (اکبر خواجویی، ۱۳۷۹)
     
     روزهای مهتابی (سپهر محمدی، ۱۳۷۹)
     
     خانه آرزوها (سیامک سهیلی زاده، ۱۳۸۰)
     
     نسیم رویا (۱۳۸۱)
     
     کلانتر (محسن شاه محمدی، ۱۳۸۱)
     
     کلانتر (محسن شاه محمدی، ۱۳۸۵)

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۷ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • الناز شاکردوست

    irani actress - IMGBRSHT9AOR4.jpg

    نام اصلی: الناز
     
     نام خانوادگی اصلی: شاکردوست
     
     سمت (در بخش های): بازیگران،
     
     با بازی در فیلم "گل یخ" ساخته کیومرث پوراحمد به سینما آمد و ظرف کمتر از یک سال در پنج فیلم سینمایی نقش آفرینی کرد. تفاوت بازی او در دو فیلم "گل یخ" و "مجردها" نشان از توانایی های او دارد. او می تواند پدیده سال ۱۳۸۴ باشد.
     
     چند میگیری گریه کنی؟ ( شاهد احمدلو ) [بازیگر]
     
     1384 قتل آن لاین ( مسعود آب پرور ) [بازیگر]
     
     1384 چه کسی امیر را کشت؟ ( مهدی کرم پور ) [بازیگر]
     
     1383 مجردها ( اصغر هاشمی ) [بازیگر]
     
     1383 گل یخ ( کیومرث پوراحمد ) [بازیگر]
     
     1383 عروس فراری ( بهرام کاظمی ) [بازیگر]
     
     کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (مجردها)
     
     [ دوره ۹ جشن خانه سینما (مسابقه) - سال ۱۳۸۴ ]

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۸ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • گفتگوی جدید و خواندنی با مهناز افشار

    با اینکه مهناز افشار به عنوان ستاره سینمای تجاری ایران شناخته می شود، اما گزیده کاری او در سال ۸۶ و پاسخ اش به «دعوت» ابراهیم حاتمی کیا نشان از علاقه به تغییر جایگاه او از ستاره صرف بودن به بازیگری تجربه گرا است.

    افشار در این سال ها پول سازترین بازیگر زن سینمای ایران بوده و حضورش در فیلم ها، تا حدودی گیشه را گارانتی کرده است. او در چند سال اخیر در کنار حضور در فیلم های تجاری، منتظر تجربه فیلم ها و نقش های متفاوت نیز بوده است و بازی در فیلم هایی مانند سالاد فصل (فریدون جیرانی)، کارگران مشغول کارند (مانی حقیقی) یا چه کسی امیر را کشت (مهدی کرم پور) نشان از علاقه افشار به نوعی دیگر از سینما نیز دارد. «انعکاس» ساخته رضا کریمی بیستمین فیلم سینمایی کارنامه هنری مهناز افشار است. با اینکه این فیلم هم در زمره آثار بدنه سینمای ایران طبقه بندی می شود، اما اثری خوش ساخت و حرفه یی است که یک مهناز افشار متفاوت دارد. نقش افشار و حتی گریمش در «انعکاس» به هیچ کدام از فیلم های قبلی او شباهتی ندارد. بهتر است فیلم را اول ببینید تا قضاوت راحت تر شود.

    ● چرا امسال برعکس سال گذشته اینقدر کم کار بودید؟
    بعد از فیلم «تسویه حساب» خانم میلانی، با خودم گفتم مهناز افشار، دیگر بس است. دیگر داری خیلی شلوغ می کنی. قبل از آن هم « محاکمه» و « رئیس» را کار کرده بودم. اتفاقاً در این دوره فیلمنامه هایی هم که می خواندم بعضی هایشان بد نبود اما تصمیم گرفتم کار نکنم تا اینکه فیلمنامه «انعکاس » به دستم رسید و بازی در آن را قبول کردم.

    ● آن موقع هم می خواستید بروید سر کار «کلاغ پر» و کمی طول کشید تا جواب نهایی را بدهید…
    بله. همان اول که این فیلمنامه را خواندم داستانش جذبم کرد. احساس کردم سوژه خاص و بکری است که تا به حال در سینما نداشته ایم. اما به نظرم هنوز نپخته می آمد. البته دوستان هم لطف کردند، نشستند بازنویسی کردند و سرانجام به نتیجه رسیدیم که کار کنیم.

    ● نقش تان در بازنویسی تغییر کر د؟
    نه، پایه داستان که تغییر نکرد و همان متفاوت بودن و خاص بودن سوژه را داشت. اما خب یکسری گره ها و منطق هایی که لازم بود در طول قصه باشد، گنجانده شد.

    ● کاراکتر نسیم به نظرتان چه ویژگی یی داشت ؟
    فکر می کنم اولین قصه یی بود که من خواندم و دیدم که کلیت کار روی دوش کاراکتر زن فیلم است و بسیار جای کار دارد. امیدوارم از پس اش برآمده باشم. به هر حال قصه، انتخاب بازیگر، دفتری که قرار بود با آن کار کنیم و کارگردان فیلم همه برایم مهم بود و همه این عوامل دست به دست هم دادند که در این فیلم همکاری داشته باشم.

    ● درباره ویژگی خود کاراکتر نسیم نگفتید. . .
    خیلی خاص بود. من در بیشتر کاراکترهایم یک دختر شوخ و اصولاً کاراکترم برون گرا است. اما نسیم خیلی درون گرا بود و بازی زیرپوستی داشت. حتی در فیلم کلام زیادی از طرف نسیم گفته نمی شود و بیشتر بازی اش در سکوت و اضطراب است. کلاً درون گرا بودن این کاراکتر خیلی من را جذب کرد.

    ● معصومیت کاراکتر هم خیلی خوب درآمده چون در آغاز فیلم هنوز تماشاگر نمی داند که نسیم خیانت کرده یا نه و این حس معصومیت همراه با شیطنت و دلشوره باید به تماشاگر همزمان منتقل شود.
    دقیقاً. اصلاً دووجهی بودن این شخصیت جالب است. من همیشه معتقدم یک کار خاکستری بودنش مهم است نه اینکه مطلق سیاه یا سفید. این خاکستری بودن کمک می کند که تماشاگر تا انتهای فیلم برود و منتظر کشف جدیدی باشد. این ویژگی هم در کاراکتر نسیم و هم در کلیت داستان وجود داشت.

    ● گریم چقدر به نوع بازی شما کمک کرده بود؟ چون گریم تان خیلی متفاوت با گذشته است.
    بسیار زیاد. من جزء بازیگرانی هستم که گریم و لباس روی بازی و حس درونی ام تاثیر می گذارد و خیلی خوشحالم که در دو فیلمی که کاراکتر خاص داشتم آقای مهرداد میرکیانی طراح گریم بود؛ یکی «سالاد فصل» و یکی هم این فیلم.

    ● با بقیه بازیگران چقدر راحت بودید؟ ظاهراً تا به حال با آنها کار نکرده بودید؟
    خیر، تا به حال با این دو عزیز کار نکرده بودم. آقای کامبیز دیرباز بسیار پرانرژی و باانگیزه بودند. آقای گودرزی را هم که قبلاً تعدادی از کارهایشان را از تلویزیون و سینما دیده بودم، بسیار خوب ظاهر شدند. من هم خدا را شکر آدمی هستم که با کسی زیاد مشکل پیدا نمی کنم. همیشه سعی می کنم با بازیگر مقابل بده بستان کاری داشته باشم.

    ● فیلمنامه اولیه به نظر شما چه نقایصی داشت ؟
    من اصولاً آدم رکی هستم و همه این را می دانند. به خاطر اینکه وقتی آدم رک باشد آدم ها تکلیف شان مشخص است. روزی که نسخه اولیه فیلمنامه را خواندم به نظرم اشکالاتی داشت. بعد جلسه یی با آقای حاجی میری و آقای دکتر کریمی (نویسنده فیلمنامه)، خانم موگویی، آقای دیرباز، آقای گودرزی و بقیه دوستان داشتیم، من نگرانی هایم را گفتم. من بیشتر نگرانی ام درباره آقای حاجی میری بود چون از قبل با آقای کریمی صحبت کرده بودیم و تکلیف روشن بود. وقتی با ایشان سر میز مذاکره نشستیم، دیدم که هدف شان این است که یک فیلم با دیدگاه منطقی و درست تولید کنند. سوژه فیلم جای تولید یک فیلم سوء استفاده گرا را داشت که خوشبختانه اینگونه نشد. آقای حاجی میری خیلی منعطف بودند و در طول کار هم به هر حال یکسری نظریات از طرف ایشان می آمد. حتی یک بار به ایشان اعتراض کردم که چرا حضور فیزیکی ندارید و اگر داشتید شاید انتقال ها راحت تر انجام می شد که خب ایشان گرفتار بودند و به هر دلیلی نمی توانستند بیایند. البته ایشان بعدها جوابی منطقی دادند و گفتند من اگر خودم کارگردان نبودم حتماً می آمدم. ایشان با دید کارگردانی شان ممکن بود ایراداتی به نحوه ساخت فیلم بگیرند و حرف شان منطقی بود چون این فیلم را قرار بود آقای کریمی بسازند. اما باز هم به عنوان بازیگر دوست داشتم آقای حاجی میری حضور فیزیکی می داشتند که چه بسا در نتیجه کار تاثیر بهتری می گذاشت.

    ● به نظر شما نقش نسیم در قصه اول چه چیزهایی کم داشت ؟
    کمی خام بود که بعد پخته شد یعنی فهمیدیم نسیم چه پیش زمینه یی دارد. در مجموع شناسنامه نسیم مشخص شد. شناسنامه داشتن کاراکترها خیلی مهم است چون بازیگر آن می تواند راحت تر ایفای نقش کند. البته آن زمان فکر می کردم یکسری سکانس ها هم اضافی است ولی الان متوجه می شوم که چون قصه خیلی لب مرز حرکت می کند، وجود چنین سکانس هایی لازم است.

    ● برای درآوردن نقش چقدر آزادی عمل داشتید؟
    برای اولین بار در این پروژه آزادی عملم کمتر بود. آن لحظه برایم سخت بود. وقتی با آقای کریمی صحبت می کردیم و نظرهای آقای حاجی میری هم به ما می رسید فکر می کردم چرا برای ایفای نقش آزاد نیستم. ولی الان که اینجا نشسته ام و صحبت می کنم فکر می کنم به خاطر متفاوت بودن قصه و لب مرز بودنش لازم بود کمی محتاط عمل کنیم.

    ● در پروژه های دیگر آزادی عمل بیشتری بهتان می دادند؟ مثلاً سر کار آقای کیمیایی ؟
    البته. اصولاً کارگردان ها به بازیگر آزادی می دهند تا بازیگر از خلاقیتش هم استفاده کند. چون اگر بخواهی سفت بگیری اصلاً فیلم درنمی آید. چون به هر حال من به عنوان یک بازیگر ایده و نظر و فکر دارم و می روم می نشینم روی نقش کار می کنم. برایش شناسنامه درمی آورم و با آن همذات پنداری می کنم. من با آقای کیمیایی هم که کار کردم بسیار ایشان انعطاف داشتند و صحبت ها را قبول می کردند. الان هم که سر کار آقای حاتمی کیا هستم بسیار ایشان منعطف هستند و خیلی خوب حرف ها را گوش می دهند. تا الان که مشکلی نداشتم.

    ● یک ویژگی کار حاتمی کیا دورخوانی های قبل از کار است. چقدر به شما کمک می کند؟
    بله. خیلی متفاوت است. ما دورخوانی فراوانی داریم. سر صحنه هم که می رویم اول تمرین می کنیم و همه چیز مشخص می شود و بعد فیلمبرداری آغاز می شود. این خواست خود ایشان است و به من مهناز افشار هم بسیار کمک می کند.

    ● «انعکاس» چه جایگاهی در کارنامه بازیگری شما دارد ؟ فکر می کنم بیستمین فیلم تان باشد.
    بله. فکر می کنم کم کار نکرده ام. من دوازده، سیزده سال است که دارم در سینما کار می کنم. هیچ توقعی هم ندارم و در سینما سقفی نمی بینم. بدون هیچ ادا و غروری کار می کنم و سعی می کنم اطلاعات و دانشم را بیشتر کنم. ورزش می کنم، کتاب می خوانم و فیلم می ببینم. انتقادها را هم می پذیرم و نظرها را می شنوم. درباره «انعکاس» هم فکر می کنم نتیجه کار را مردم باید مشخص کنند. ما بازتابش را از مردم و منتقدانی که بدون غرض ورزی نظر می دهند باید بگیریم و آن وقت خواهیم فهمید که «انعکاس» چطور فیلمی است.

    ● اولین کارتان سریال «گمشده» بود که ظاهراً الان هم دارد دوباره پخش می شود؟
    بله. مجموعه «گمشده» بود که البته الان پخش اش تمام شده.

    ● دهه ۷۰ دهه شروع کار و تثبیت شما بود با فیلم های «نگین»، «شور عشق» و «شیرهای جوان». در اوایل دهه ۸۰ به عنوان ستاره کاملاً جا افتادید و فیلم هایتان تا سال ۸۵ فروش خوبی کرد. فکر می کنم از سال ۸۶ کم کم دارید به سمت تجربه های متفاوت پیش می روید.
    بعضی ها به من می گویند بازیگر تجاری ، اما به نظر من هیچ اشکالی ندارد که یک بازیگر فیلمی ارزشمند در کارنامه اش داشته باشد که باعث رونق سینمای ایران هم بشود. این یک حسن است و کسی نمی تواند ایراد بگیرد چون اگر سینما رونق نداشته باشد کسی فیلم نمی بیند تا بعدش فیلم های ارزشمند هم تولید شود. ولی این را قبول دارم که من بازیگر، اگر فیلم پرفروشی دارم باید حتماً فیلم باارزشی هم باشد و حرفی برای گفتن داشته باشد. خب به هر دلیلی آدم اشتباه هم می کند. اوایل کار هم ممکن است یکسری فیلم ها در کارنامه ام باشد که به دلیل کم تجربگی و اینکه می خواستم وارد سینما بشوم و تجربه کسب کنم بازی کرده ام. من در دبیرستان علوم تجربی خوانده ام و بعد ادامه تحصیل دادم و تدوین خواندم. یعنی الکی وارد سینما نشدم. با یک دیدگاه وارد شدم. بعد هم کلاس های بیان آقای سمندریان را رفتم. کتاب خواندم و فیلم دیدم و تمرین کردم. به هر حال هر فیلمی تجربه یی بود برای فیلم بعدی. ممکن است فیلم هایی در کارنامه من باشد که من از نتیجه اش اطلاع نداشتم و خوب درنیامده باشد آن هم به هزار دلیل. الان که فکر می کنم، می بینم هر انتخابی که کرده ام آن لحظه دلیلی برای خودش داشته و دوست داشته ام. تمام فیلم هایی که در کارنامه ام هست به خاطر وقت و انرژی که برایش گذاشتم برای من قابل احترام است چه بسا که ممکن است بعضی هایشان هم نتیجه خوبی نداشته باشند.
    ● از جایگاهتان در سینما راضی هستید؟
    الان که از جایگاه خودم راضی نیستم. نه شعار است و نه ادا و اصول. ضمناً نمی دانم چرا یک عده با من مشکل دارند و دوست ندارند مهناز افشار ترقی کند…

    ● چه کسانی؟ از بین سینماگران یا مردم ؟
    مردم که نه. بالاخره هر کسی را عده یی دوست دارند و عده یی نه. در خود سینما منظورم است. من فکر می کنم کارهای متفاوتی کرده ام. اگر «شور عشق» را بازی کردم یا «خاکستری» و «نگین»، همزمان «کارگران مشغول کارند » را هم دارم یا فیلم هایی مانند «چه کسی امیر را کشت ؟»، «آتش بس» یا «سالاد فصل». وقتی نگاه می کنم، می بینم که بیشتر کاراکترهایی که کار کرده ام متفاوت هستند و هیچ کدام یک مدل نیست. برخی کم لطفی ها آدم را سرد می کند. البته شاید هم تقصیر خودم باشد. ممکن است روند کاری ام را درست انجام نداده باشم. یک کار خوب انجام داده ام و بعدش یک کار ضعیف کرده ام و آدم ها مانده اند که بالاخره مهناز افشار تکلیفش چیست؟ می خواهد فیلم خوب بازی کند یا نه ؟ می توانم بگویم که خودم هم تقصیر داشته ام. اما به هر حال از انتخاب کارهایم خیلی ناراضی نیستم برای اینکه سعی کردم کاراکترهای متفاوتی را تجربه کنم و امیدوارم بتوانم کارهای بهتری انجام دهم.

    ● فکر می کنید چرا سایه «شور عشق» هنوز بالای سرتان هست و از بین نمی رود؟
    علت دارد. برای اینکه «شور عشق» فیلمی بود که برای بار اول در سینمای ایران درباره یک دختر و پسر جوان ساخته شد و برای خیلی ها بت شد. این مضمون در آن زمان خیلی مهم بود اما شاید اگر الان ساخته شود، دیگر استقبالی از آن صورت نگیرد. این فیلم چون سکوی پرتابی برای من و آقای رادان بود خیلی ها ما را هنوز هم به این دو فیلم وصل می کنند. به نظر من در هر صنفی، هر کس یک استارت و یک سکوی پرتاب دارد و البته این نقطه استارت همیشه در پرونده اش هست. حالا یا می تواند خیلی قوی باشد یا خیلی ضعیف. به هر حال آدم ها بک گراندشان را نمی توانند پاک کنند. من هم خوشحالم که بک گراند بدی ندارم. «شور عشق» هم خیلی فیلم بدی نبوده. . .

    ● البته تنها زرشک سینمای ایران هم نصیب این فیلم شد…
    بله و اتفاقاً من خیلی از این بابت خوشحالم. به نظرم فیلم دیده شد. چرا مراسم اعطای زرشک زرین فقط یک سال انجام شد و فقط هم به «شور عشق» داده شد و تمام؟

    ● سکوی پرتاب شما و بهرام رادان با هم بود. بهرام رادان عامدانه رفت به سمت تجربه گرایی و این باعث شد کارنامه قابل اعتنایی داشته باشد و دو سیمرغ هم بگیرد. اما با این وجود او دیگر جایگاه یک استار را در سینمای ایران ندارد. اما شما انتخاب هایتان طوری بوده یا پیشامد این بوده که جایگاهتان را به عنوان استار تثبیت کرده اید. فکر می کنید این عامدانه بوده یا اینکه شرایط شما را پیش برده؟
    نمی دانم این حرفی که می زنم در این زمانه درست است یا نه. ممکن است به نظر عده یی خنده دار بیاید. اما من به شدت به سرنوشت اعتقاد دارم. البته در کنارش تلاش و تفکر و بینش درست را در نظر دارم. به هر حال درباره هر فیلمی فکر می کردم و تصمیم می گرفتم و انتخاب می کردم اما معتقدم که سرنوشت من این طور رقم خورده و دارم در مسیری هدایت شده در کائنات حرکت می کنم. خداوند من را در این مسیر گذاشته و بعد هم به مهناز افشار گفته که خب حالا خودت چقدر توان و دانش داری ؟

    ● خودتان کدام را بیشتر می پسندید؛ جایگاه یک استار یا یک بازیگر تجربه گرا با نقش های متفاوت؟
    من هردویش را در کنار هم می پسندم.

    ● این ممکن هست ؟
    بله. نمی خواهم بگویم این اتفاق برای من افتاده اما می خواهم بگویم سعی کردم فیلم هایی را بازی کنم که مردم دوست داشته باشند و از آن استقبال کنند و در عین حال آدم های اهل فکر بدون غرض ورزی از آن تعریف کنند. برای من ارزشمند است که یک کارگردان یا نویسنده یا خبرنگار و آدم هایی که اهل فکر هستند بگویند خانم افشار فلان کارتان چقدر خوب بود. پس یعنی من آن مسیر را هم تجربه کرده ام.

    ● فکر می کنید مهناز افشار وقتی می رود در فیلم هایی مثل «چه کسی امیر را کشت» یا «کارگران مشغول کارند» بازی می کند، به خاطر قابلیت های بازیگری اش است یا به خاطر استار بودن او را انتخاب می کنند تا فیلم بیشتر دیده شود؟
    در مورد فیلم «کارگران مشغول کارند» آقای مانی حقیقی به من گفتند وقتی بازی من در «سالاد فصل» را دیدند، خوش شان آمد و خواستند من در فیلم شان حضور داشته باشم. در مورد «سالاد فصل» هم من قبلش فیلم خیلی شاخصی نداشتم و اگر توجه خاص آقای جیرانی و حتی اصرارهای آقای شریفی نیا نبود این اتفاق نمی افتاد. جا دارد که از هر دویشان تشکر کنم.

    ● در این چند سال دو، سه نقش دو بازی کردید که خوب اما خطرناک بود…
    بله بسیار خطرناک بود و می توانست من را کاملاً به گوشه یی پرتاب کند. اما خوشبختانه نتیجه این کارها خوب از آب درآمد.

    ● چطور شد که برای «سالاد فصل» انتخاب شدید؟
    در فیلم «خاکستری» آقای جیرانی را در اتاق تدوین می دیدم. همیشه سبک آقای جیرانی را دوست داشتم و البته الان هم دوست دارم. گفتم بالاخره اتفاق به وقتش خواهد افتاد. گذشت و آقای شریفی نیا گفتند آقای جیرانی می خواهند فیلم بسازند و من رفتم و قسمت شد که بازی کنم. وقتی فیلم تمام شد آقای جیرانی گفتند خیلی خوب بودی و شاید من باید این نقش را گسترش می دادم.

    ● بازی در «چه کسی امیر را کشت» چگونه پیش آمد؟
    یادم است که از طرف آقای کرم پور فیلمنامه یی به من رسید که بخوانم. دیدم خیلی کار نویی است، عوامل و بازیگران خیلی خوبی هم دارد. البته برای بازی در این فیلم واقعاً خیلی ترس داشتم چون فکر می کردم مهناز افشار میان این همه بازیگر پیشکسوت و بزرگ چه می خواهد بکند؟ ولی بعد دیدم چه محک خوبی است. آدم به خودش می گوید سعی کن کم نیاری و خیلی خوب باشی. هیچ وقت لطف آقای شکیبایی را یادم نمی رود که من را دیدند و گفتند وقتی سالاد فصل را دیدم، متوجه شدم از نوک پا تا نوک موهایت بازی می کنی. اصلاً باور نمی کردم آقای شکیبایی این حرف را به من بزند. چقدر خالص و چقدر بی عقده و بزرگوار. این حرف را حتی اگر ایشان فقط برای خوشحال کردن من گفته باشد به من انرژی می دهد و برای من خیلی ارزشمند است. یکسری دوستان در سینما به من کم لطفی کردند اما خدا را شکر دوستانی هم داشتم که به من کمک کردند در سینما بمانم. فیلمنامه «چه کسی امیر را کشت؟» را که خواندم، آقای شکیبایی هم آنجا بودند و دوست داشتم باز هم با ایشان کار کنم. البته با هم بازی نداشتیم ولی نقش عجیب و متفاوتی بود. من همیشه دوست دارم نقش های متفاوت و عجیب و غریب بازی کنم. مثلاً آرزویم این است که نقش آنتونی کویین در گوژپشت نتردام را بازی کنم.

    ● خب اینکه هیچ وقت امکان پذیر نخواهد بود…
    عیب ندارد. نقش زنش را که می توانم بازی کنم، (می خندد) متاسفانه در سینمای ایران یا باید نقش دیوانه یا معتاد را بازی کنی تا دیده شوی. هیچ وقت نقش های رئال دیده نمی شوند، در صورتی که در سینمای جهان نقش های رئال جایگاه ویژه یی دارند.

    ● خیلی از بازیگران به خصوص خانم ها به سمت تجربه های دیگری در سینما مانند کارگردانی رفته اند. شما چنین قصدی ندارید؟
    فعلاً قصد کارگردان شدن ندارم. ورود به هر رشته یی تخصص و تجربه می خواهد اما چون قبل از بازیگری تدوین خوانده ام و کارهای فنی را هم دوست دارم، شاید یک روز با اجازه استادان به سمت فیلمبرداری بروم یا با اجازه تهیه کنندگان، تهیه کننده شوم. البته یک قصه کوتاه هم دارم که بدم نمی آید آن را بسازم. این قصه از باورهای خودم ناشی شده و شاید محک خوبی برایم باشد.
      

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۴ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • جشن تولد نیکی کریمی

    نامش نیکی است، نام خانوادگی‌اش کریمی… کمتر بازیگری در بین زنان را می‌شناسید که سال‌های متمادی، به مانند او سالی چند فیلم بازی کرده و همیشه در حیطه هنر

    این‌چنین بدرخشد، از کودکی علاقه وافری به هنر داشته تا جایی که هرگاه «رمان» می‌خواند، خود را به جای شخصیت‌های داستان می‌گذاشت، آن هم در نقش‌های اصلی…

    شاید یکی از دلایلی که این چنین روان بازی می‌کند، همان تمرینات تک نفره‌اش در دوران کودکی بود. «نیکی» سینمای ایران از کودکی دوست داشت، فقط بیاموزد،

    نیکی کریمی

    بیاموزد و بیاموزد… و به همین خاطر زمانی که در ۱۹ سالگی به سال ۱۳۶۹، در فیلم «عروس» بهروز افخمی بازی کرد، برایش تا حدی عادی بود که در این سن و سال کم،

    به او لقب اولین سوپراستار زن سینمای ایران پس از انقلاب را داده‌اند، چرا که در دنیای کودکی‌اش و در کودک درون خود چنین روزی را پیش‌بینی می‌‌کرد و دقیقا هم،

    اوضاع به همین شکل رقم خورد، او سوپراستار زن سینمای ایران شد، خیلی‌ها پیش از او بودند و خیلی‌ها هم پس از او آمدند، اما «نیکی کریمی»، همیشه طی این سال‌ها،

    نامش بر سر زبان‌ها بود، سال‌ها آموختن و علاقه‌اش به هنر تنها در بازیگری خلاصه نشد، بلکه یک «مترجم» حرفه‌ای هم است، کتاب‌هایش در بازار کتاب دیده می‌‌شود،

    که شاهکار او خاطرات مارلون براندو با نام «آوازهایی که مادرم به من یاد داد» و «به نزدیکی» می‌باشد، اما این تنها هنر او نیست، چند سالی است که در مقام کارگردان و

    نویسنده هم فعالیت می‌کند و همچنین در سال‌های اخیر یک پای همیشه ثابت جشنواره‌های خارجی به عنوان داور است که افتخاری برای سینمای ایران می‌باشد. او یک

    انسان بااراده است و سعی می‌کند کارهایش را به نحو احسن انجام دهد. بانوی سینمای ایران گاهی اوقات هم نقاشی می‌کشد و با بوم و رنگ روغن هم آشنااست، می‌گوید:

    فعالیت در بخش‌های مختلف هنری، باعث می‌شود بتوانم هر روز یاد بگیرم و بتوانم مفید واقع شوم. گفتگوی هنری این شماره اختصاص دارد به بانوی سینمای ایران، نیکی

    کریمی که نزدیک به ۲۰ سال است از او به عنوان ستاره سینما یاد می‌‌کنند.گفتگویی که مصادف شد با ماه تولد او، آبان ماه و یک تولد پاییزی دیگر…

    از سال گذشته با تلفن همراه نیکی کریمی تماس می‌گرفتیم، تا قرار یک گفتگوی اختصاصی را با وی بگذاریم و همچنین تصاویری اختصاصی از او بگیریم، اما هر بار به زمان دیگری موکول شد، تا این‌که سرانجام «نیکی کریمی»، راضی شد مقابل دوربین خانواده‌سبز قرار بگیرد، مکان این ملاقات محله بهار جنوبی تهران، روبه‌روی «خانه سینما» بود نیکی کریمی با رویی گشاده از ما استقبال کرد، با این‌که گرفتاری‌های زیادی داشت و به عنوان داور در جشن خانه سینما شرکت داشت، اما از آنجا که انسانی بسیار مبادی آداب و به زمان و قول و قرار بسیار پایبند است، چند لحظه‌ای از سالن خانه‌سینما، خارج شد و در کوچه‌ای باریک، مقابل دیواری قدیمی که مختص بافت قدیمی تهران است، روبه‌روی دوربین ایستاد. او انسان بسیار رک، راحت و البته جدی است، اگر کاری راکه دوست نداشته باشد، انجام نمی‌دهد و اگر هم تصمیم به انجام کاری بگیرد آن را انجام می‌دهد. هنرپیشه فیلم‌های عروس، پری، سارا، دوزن، نسل سوخته، دیوانه‌ای از قفس پرید و… خاطرات زیادی را در ذهن علاقه‌مندان به سینما نشانده است، او را می‌شناسید؟با او به گفتگو نشستیم…

    کودکی و نوجوانی

    نیکی کریمی

    اصلیت خانواده‌اش ، بر می‌گردد به شهرستان تفرش در استان مرکزی ، پدرومادرش مثل همه والدین ایرانی به فرزندانشان عشق می‌ورزد، نام پدر همایون و مادر توران است، ثمره ازدواج این دو، سه فرزند می‌‌باشد، دو دختر و یک پسر… در یک روز پاییزی برابر با نوزدهم آبان‌ماه سال ۱۳۵۰ (دهم نوامبر ۱۹۷۱) نیکی کریمی در تهران دیده به جهان گشود… می گوید: فرزند بزرگ خانواده‌ام و پس از من، سه سال بعد خواهری در خانواده کریمی متولد شد که نامش را نازنین گذاشتند، که حالا برای خودش یک خانم وکیل است و پس از او پسری در خانواده‌مان به دنیا آمد که نامش خشایار است، او در رشته روان‌شناسی تحصیل می‌کند.
    نیکی کریمی از دوران گذشته می‌گوید: مدرسه‌های رازی در دبستان، جهان کودک در مقطع راهنمایی و همچنین دبیرستان هدف، مکان‌های تحصیلی من بود… پس از اخذ دیپلم تجربی، به آمریکا رفتم و یک سال در آنجا، طراحی لباس خواندم، اما عشق به ایران باعث بازگشت من شد، آن زمان تصمیم من قطعی بود، می‌خواستم بازیگر شوم…
    کریمی از آن دوران یاد می‌‌کند: «راستش را بخواهید در دوران بچگی، زیاد درسخوان نبودم. البته تجدید هم می‌آوردم، یادم می‌آید یک‌بار در کلاس اول دبیرستان در درس عربی، نمره بدی آوردم، در ریاضی هم تجدید آوردم، اما شیمی و زبان انگلیسی‌ام، بسیار خوب بود، به خصوص زبان که به هم‌کلاسی‌هایم،درس یاد می‌‌دادم. اما هیچ‌گاه در کلاسی مردود نشدم. ولی هر سال یک تجدید را در دبیرستان می‌آوردم. حال و حوصله کلاس‌های جغرافی و ریاضی را اصلا نداشتم، بیشتر اوقات هم به بهانه بیماری سر این کلاس‌ها حاضر نمی‌شدم، یاد آن روزها بخیر.»
    هر بچه‌ای در این سنین آرزو دارد که بزرگ شد، شغلی آبرومند برای خودش انتخاب کند، آقا پسرها معمولا می‌گویند می‌خواهیم، خلبان، مهندس، دکتر و دختر خانم‌ها هم می‌‌گویند می‌خواهیم پرستار، خانم دکتر، دندانپزشک و… شویم.
    اما نیکی کریمی؛ «بیشتر به نویسندگی فکر می‌کردم، کریمی مثل خیلی دیگر از بچه‌ها در این کره خاکی، در دوران کودکی‌اش علاقه وافری به کارتون داشت «تن‌تن، سندباد و علی‌بابا، خانواده دکتر ارنست و… کارتون‌های مورد علاقه‌ام بود. ضمن اینکه از کودکی علاقه شدیدی به ترجمه داشتم.»

    تشویق‌های پدر
    تمام فرزندان، زمانی که بزرگ می‌شوند، مشوقی دارند و این مشوق‌ها از اعضای خانواده هستند و البته گاهی اوقات هم معلم‌ها، اما مشوق نیکی کریمی چه کسی بود؟ «مادر اوایل مخالف بازیگر شدن من بود، اما پدر از من حمایت می‌کرد و سرانجام مادر هم موافقت خود را با بازیگری اعلام کرد.»
    کریمی خاطرات دیگری را به یاد می‌آورد «در دوران دبیرستان، یک تئاتر مدرسه‌ای داشتیم که در خود مدرسه بارها آن را اجرا کردیم و مورد استقبال قرار گرفت، یادم می‌‌آید آن زمان تئاتری اجرا می‌کردیم که نامش «فروغ» بود، این تئاتر آن چنان مورد استقبال قرار گرفت که به دبیرستان‌های مختلف می‌رفتیم و آن را به نمایش می‌گذاشتیم.» اما چه شد که او به بازیگری رو آورد؟
    «علاقه به بازیگری از کودکی در وجود من بود، کتاب‌های زیادی می‌خواندم که بیشترشان رمان بود، خودم را جای شخصیت اصلی داستان می‌گذاشتم و از همان زمان بود که علاقه به بازیگری در وجود من رشد کرد و من هم سعی کردم آن را پرورش دهم و این‌گونه شد که به بازیگری رو آوردم.»

    ورزش

    تصاویر کودکی نیکی کریمی

    نیکی کریمی در دوران دبیرستان، تنها به بازیگری علاقه نداشت، او به ورزش هم می‌پرداخت. «فوتبال را دوست دارم، طرفدار تیم خاصی نیستم، اما تیم ملی را خیلی دوست دارم و سعی می‌کنم که بازی‌های تیم ملی را ببینم، دوست دارم، ایران، همیشه برنده شود، در سطح باشگاهی باید بگویم، سایپا را به خاطر علی دایی دوست دارم. او شخصیت جالبی دارد و فعل خواستن را به درستی صرف کرده است، دایی مربی بسیار باشعوری است و تجربیات زیادی از سال‌ها بازی در تیم ملی و آلمان به همراه دارد.»
    نیکی کریمی به تنیس و شنا هم علاقه زیادی دارد و هنوز هم به این دو ورزش می‌پردازد.
    «تنیس را به صورت اختصاصی بازی می‌کنم و به پیشرفت‌های قابل توجهی هم رسیده‌ام، در رشته کرال سینه شنا هم در ۱۵ سالگی در آموزشگاه‌های تهران اول شدم، هنوز آن کاپ قهرمانی را دارم.» کریمی هم مثل هر ایرانی دیگر، گل خداداد عزیزی به استرالیا با پاس علی دایی را هیچ‌گاه از یاد نمی‌برد.

    درست آموختن
    نیکی کریمی در فیلم‌های زیادی ایفای نقش کرده است، اولین فیلم او بازی در «وسوسه» بود و سپس «عروس»، همان فیلمی که او و ابوالفضل پورعرب را به اوج شهرت در سینمای پس از انقلاب رساند. او در بین فیلم‌هایش بازی در سارا را خیلی دوست دارد، می‌گوید: «فکر کنم بهترین فیلم داریوش مهرجویی هم بود، البته باید به پری هم اشاره کنم.»
    کریمی بازیگری را با دل و جان دوست دارد. «به نظر من هر بازیگری باید از خود شناخت داشته باشد، چرا که هر بازیگری می‌تواند نقشی را به خودش نزدیک و سپس به همان اندازه آن را از خود دور کند که این امر بسیار پیچیده است. بازیگر می‌تواند، یک موجود جدید را پرورش دهد و آن را به وجود بیاورد. این قانون بازیگری است و اگر کسی چنین حسی نداشته باشد، نمی‌تواند به موفقیتی برسد.»
    نیکی کریمی می‌گوید: «من بازیگری را با علاقه‌ای که به ادبیات و هنر سینما دارم، به طور آگاهانه انتخاب کردم، فکر نمی‌کنم، من چیزی را طی مدت بازیگری‌ام از دست داده باشم، در هر فیلمی که بازی و یا کارگردانی می‌کنم، به دنبال آموختن هستم، هر نقشی برای من تجربه جدیدی دارد، هر نقشی برای من لذت جدیدی دارد.انسان‌هایی به موفقیت می‌رسند که سعی می‌کنند درست بیاموزند و از توانایی‌های خود نهایت استفاده را ببرند.»
    اما نیکی سینمای ایران، اعتقادهای جالب دیگری هم در زمینه بازیگری دارد «من در انتخاب نقش‌هایم همیشه از خود وسواس به خرج می‌دهم، اما چند فیلمی هستند که انتخاب برای بازی در آنها اشتباه بود، اعتراف می‌کنم به خاطر پول در آنها بازی کردم. گرچه باید بگویم طی سال‌ها بازیگری،برای من نقش و کارگردان مهم‌تر از پول بوده است.»

    اعتماد به زنان ایرانی
    باید به زنان ایرانی اعتماد کرد، آنها باید خودشان باشند و برای خود تصمیم بگیرند. آنها باید خودشان را نشان دهند تا دیگران به آنها اعتماد کنند، پدر و مادر من همیشه به من اجازه دادند که خودم برای کارهایم تصمیم بگیرم، می‌دانید چرا؟ به این خاطر که اگر آنها به من اعتماد نداشتند، مرا آزاد نمی‌گذاشتند تا برای آینده‌ام تصمیم بگیرم. از زمانی که وارد جامعه شدم، هیچ وقت تفکرم این نبود که والدینم باید هوای مرا داشته باشند، اعتقاد من این بود که باید روی پای خودم بایستم… همیشه به دنبال جستجو بودم، دلم می‌خواست، خودم پول در بیاورم و هنر بهترین راه بود. یادم می‌آید، زمانی که در عروس بازی کردم، برای یک سال به آمریکا رفتم، آنجا تصمیم گرفتم که بازیگری را کنار بگذارم و به رشته تحصیلی‌ام طراحی لباس بیشتر فکر کنم. پس از عروس، پیشنهادهای زیادی به من شد، پیشنهادهای سینمایی که در زمان خودش از لحاظ مادی عالی بود، اما من نپذیرفتم، می‌دانید چرا؟ چون ابتدا برایم یادگیری مهم بود، نه پول در آوردن و این رویه را ادامه دادم.
    همان زمان اعتقاد داشتم تصمیمی بگیرم که بعدها پشیمان نشوم و به آن افتخار کنم. دلم نمی‌خواست تنها یک بازیگر باشم و از آن‌جا ‌که دورنمای نگاهم فراتر از یک بازیگر بود، باید هزینه آن را می‌پرداختم، باید می‌خواندم، باید فیلم می‌دیدم و روی خودم بیشتر کار می‌کردم، از این بابت که بیشتر یاد بگیرم و این یادگیری‌ها را در زندگی هنری به کار برم.

    ستاره ماندگار
    خیلی از اصحاب سینما چنین باوری دارند، «نیکی کریمی جزو معدود بازیگرانی است که توانسته بیش از یک دهه، یک ستاره ماندگار در سینمای ایران بماند و در این عرصه در زمینه‌های مختلف هنری فعالیت مستمر داشته باشد» اما نیکی کریمی چه اعتقادی دارد؟ «به نظر من هیچ آدمی نباید تنها روی یک کار متمرکز بماند، هر آدمی باید شخصیت درونی خودش را کشف کند، به نظر من، انسان‌ها، رنگ‌های مختلفی دارند که باید روی هر کدام از این رنگ‌ها کار کنند.»

    فیلمسازی
    او در سال‌های اخیر سه فیلم ساخت، «داشتن یا نداشتن»، که یک فیلم کوتاه بود و دو فیلم بلند به نام‌های «یک شب» و «چند روز بعد»… تمامی فیلم‌های این فیلمساز جوان، حرف‌های زیادی برای گفتن دارد، او در آینده می‌خواهد فیلمسازی را به شکل جدی‌تری ادامه دهد.«باید از جایی آغاز می‌شد، زمانی که بازیگری را آغاز کردم، چیزی نمی‌دانستم، اما رفته رفته شروع به یاد گرفتن کردم، در زمینه کارگردانی هم، اوضاع به همین شکل است، باید رفته‌رفته یاد بگیری، تمام سعی‌ام را کرده‌ام که توانم را به طور تمام و کمال ارائه دهم. تا جایی که در توان دارم، تلاش کنم، برای هر چه بهتر شدن… من در فیلم‌هایی که ساختم روی فیلمنامه‌ها، خیلی کار کردم، برای مثال در فیلم «داشتن یا نداشتن» که موضوع آن ارتباط داشت با زوجی که بچه‌دار نمی‌شدند، به خاطر نوشتن فیلمنامه، خیلی مصاحبه و تحقیق کردم، به خصوص با آنهایی که به خاطر بچه‌دار نشدن از یکدیگر جدا شدند، تحقیق کردم و در پایان به نظرم فیلم خوبی از آب در آمد، در داستان «یک شب» هم سعی کردم واقعیت‌ها را مقابل دوربین ببرم. در داستان «یک شب»، موضوع عشق در بیشتر فیلم دیده می‌‌شود، نقش دکتر در این فیلم به خود من بسیار نزدیک بود، به خصوص از لحاظ کلامی…» بحث به عشق کشیده شد، عشق از نظر نیکی کریمی چیست؟ «یعنی انسان‌ها از عشق‌های زمینی جدا شوند و به عشق واقعی که خداوند است، نزدیک‌تر شوند، ما باید ابتدا عاشق خودمان باشیم، عاشق استعدادهایمان، ما باید وجود خداوند را در خودمان پیدا کنیم و عشق واقعی یعنی همین…»
    نیکی کریمی از زندگی‌اش راضی است؟ «خدا را شکر، به هر چه می‌خواستم رسیدم، او تلاش‌های مرا بی‌جواب نگذاشت و از خدا سپاسگزارم.»

    جشنواره‌های خارجی

    نیکی کریمی

    نیکی کریمی از معدود بازیگران زنی است که به عنوان داور در جشنواره‌های خارجی شرکت می‌کند و همچنین فیلم‌هایش را هم در جشنواره‌های خارجی به نمایش گذاشته است. ضمن این‌که جوایزی به عنوان بهترین بازیگر زن از جشنواره‌های سن‌سباستین، سه قاره نانت، قاهره مصر و «تائورمینا»ی ایتالیا را از آن خود کرد و این جوایز برایش افتخار است، گرچه در جشنواره‌های فجر، او تنها توانست یک‌بار سیمرغ بلورین را از آن خود کند. او شش بار کاندیدای دریافت سیمرغ بلورین در جشنواره‌های فجر شد، می‌گوید: «از این موضوع ناراحت نیستم، معمولا در مراسم پایانی شرکت نمی‌کردم، چون می‌دانستم جایزه به من نمی‌رسد، به این خاطر که در آن سال‌ها، بازی من با سلیقه‌های داوری متفاوت بود. جایزه نگرفتنم موضوع خاصی نبود و برنده نشدنم را جدی نمی‌گیرم و به آن فکر نمی‌کنم. به روزهای آینده فکر می‌کنم، به کارگردانی که باید روز به روز بهتر شود، به کتاب جدیدم فکر می‌کنم که ترجمه اشعار ژاپنی است، به نوشته‌هایم برای ساخت فیلم‌های جدید فکر می‌کنم، به پیشنهادهای جدید در عرصه بازیگری فکر می‌کنم. اینها مشغولیات ذهنی من است. باید سعی کنم روز به روز بهتر شوم، هرچقدر هم که بیاموزی باز هم کم است، هر چقدر که بدانی ، باز هم انگار که نمی‌دانی، هر که فکر کند می‌داند در واقع نمی‌داند… باید سعی و تلاش کرد و آموزش دید.»

    به نظر من سینما آموختنی‌های فراوانی دارد، شخصا به یادگیری در عرصه‌های مختلف علاقه‌مند هستم و همیشه عطش یادگیری دارم.
    تلفن همراهش را همیشه پاسخ می‌دهد، برخلاف خیلی از بازیگران که یا روی پیامگیر است و یا خاموش می‌کنند.
    به وقت و زمان اهمیت زیادی می‌دهد، اصولا فرد با برنامه‌ای در زندگی است. از بدقولی همیشه فاصله می‌گیرد.
    مطالب پس از صفحه‌بندی به‌منزل نیکی کریمی فرستاده شده، تا او به مطالعه آن بپردازد و نظرات خود را اعمال کند.
    فیلم جدید نیکی کریمی به نام «چند روز بعد» روانه بخش مسابقه آسیایی جشنواره توکیو شد. این جشنواره از ۲۸ مهر تا ۶ آبان به طول می‌انجامد. گرچه آخرین فیلم او در جشنواره‌های موزه هنرهای زیبای آتلانتا، جشنواره هنگ‌کنگ و شیکاگو به نمایش در آمد. چند روز بعد براساس طرحی از خود نیکی کریمی و به قلم شادمهر راستین است. این فیلم داستان زنی به نام شهرزاد با بازی خودش را به تصویر می‌کشد که باید یک تصمیم مهم در زندگی‌اش بگیرد. در چنین زمانی او می‌خواهد زندگی در تهران را تجربه کند… از دیگر بازیگران این فیلم باید به نیلوفر خوش‌خلق همسر امین حیایی در نقش غزاله، احسان امانی در نقش تابش، بهزاد دورانی در نقش حجتی، علیرضا انوش‌فر در نقش رضا و حسام نورانی در نقش محمود اشاره داشت.
    آخرین فیلمی که نیکی کریمی مقابل دوربین آن رفته، نامش سپیده‌دم می‌باشد که به احتمال زیاد نام آن تغییر خواهد کرد. کارگردانی این فیلم برعهده شهرام شاه‌حسینی است.
    نیکی کریمی دو فیلم در نوبت اکران دارد؛ جعبه موسیقی و سه زن.
    معیارهایم برای انتخاب نقش، تاثیرگذاری آن بر روی بیننده است، نقشی که برای تماشاچی باورکردنی باشد. ضمن این‌که خودم به آن نقش اعتقاد داشته باشیم.
    بازی در فیلم عروس را خیلی دوست داشتم. دوست دارم دوباره آن نقش را بازی کنم.

    می‌گویند در بچگی، بسیار گوشه‌گیر بود، حتی اگر مهمانی خانوادگی هم می‌رفت، خودش را با کتاب‌هایش سرگرم می‌کرد.
    اعتقاد دارد که هنرمندان باید از زندگی شخصی‌شان مراقبت کنند و هر انسانی که مشهور می‌شود باید حواسش جمع باشد و به این رفتار نباید گفت: غرور… غرور با بی‌ادبی تفاوت دارد. او به همه انسان‌ها احترام می‌گذارد و محال است که به کسی بی‌احترامی کند.
    برای انتقاد، ارزش قائل است، به این شرط که چه کسی از او انتقاد ‌کند. اما اگر انسانی سواد انتقاد نداشته باشد، به آن توجه نمی‌کند.
    در دنیای هنر، از بازی آل‌پاچینو و مریل استریب خوشش می‌آید و در دنیای کارگردانی، به کارهای استیون اسپیلبرگ و مارتین اسکورسیزی علاقه وافری دارد.
    از ناعدالتی‌ها، دلش می‌گیرد و از انسان‌هایی هم که حق افراد را می‌‌خورند، خوشش نمی‌آید.
    اعتقادش این است: همه هنرها، وابسته به هم هستند، هنرمند باید به همه علاقه‌هایش در زمینه‌های مختلف بپردازد و پیش برود.
    کسی که کار هنری می‌کند، هیچ‌گاه زندگی عادی ندارد.می‌گوید: به همین خاطر هیچ چیزی کهنه و تکراری نمی‌شود، زمانی که در پشت دوربین و جلوی آن هستیم، در حال یاد گرفتن هستیم و هیچ‌گاه دچار کسالت و بیهودگی نمی‌‌شویم.
    کریمی همیشه سعی می‌کند مسئولیت‌هایش را به درستی انجام دهد، انسان باوفا و با اراده‌ای است، گرچه خیلی‌ها می‌گویند او بسیار زود عصبانی می‌شود، اما نمی‌شود از مهربانی او به سادگی گذشت. باید اشاره داشت که نیکی کریمی یک انسان کاملا جدی است.

    بــازی‌هــای او

    وسوسه (جمشیدحیدری، ۱۳۶۸) عروس (بهروز افخمی،۱۳۶۹)، رد پای گرگ (مسعود کیمیایی، ۷۱-۱۳۷۰)، سارا (داریوش مهرجویی، ۱۳۷۱)، پری (داریوش مهرجویی، ۱۳۷۳)، بوی پیراهن یوسف (ابراهیم حاتمی‌کیا، ۱۳۷۴)، سایه به سایه (علی ژکان، ۱۳۷۴)، برج مینو (ابراهیم حاتمی‌کیا، ۱۳۷۴)، روانی (داریوش فرهنگ، ۱۳۷۶)، جهان پهلوان تختی (بهروز افخمی، ۱۳۷۶)، بازیگر (محمدعلی سجادی، ۱۳۷۷)، دو زن (تهمینه میلانی، ۱۳۷۷)، سیب سرخ حوا (سعید اسدی‌، ۷۸-۱۳۷۷)، دختران انتظار (رحمان رضایی،۱۳۷۸)، نسل سوخته (رسول ملاقلی‌پور، ۱۳۷۸)، هزاران زن مثل من (رضا کریمی،۱۳۷۹)، نیمه پنهان (تهمینه میلانی، ۱۳۷۹)،دیوانه‌ای از قفس پرید (احمدرضا معتمدی، ۸۱-۱۳۸۰)، بر باد رفته (صدرا عبداللهی، ۱۳۸۱)، واکنش پنجم (تهمینه میلانی، ۱۳۸۱)، باج خور (فرزاد موتمن،۱۳۸۲)، نوک برج (کیومرث پوراحمد، ۱۳۸۴)، پرونده هاوانا (علیرضا رئیسیان، ۱۳۸۴)، ستاره‌ها ( فریدون جیرانی، ۱۳۸۴)، شام عروسی (ابراهیم وحید‌زاده، ۱۳۸۵)

    برگرفته از : مجله خانواده سبز

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۶ خرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش