گوناگون

بیوگرافی احمد نجفی

نام: احمد
نام خانوادگی: نجفی
فعالیت (در بخش های): بازیگران،تهیه و تولید،
تاریخ تولد: ۱۳۲۷
محل تولد: خرمشهر
مدرک تحصیلی: فارغ التحصیل مدیریت بازرگانی

فارغ التحصیل رشته مدیریت سینما از دانشگاه وودبری لوس‌آنجلس امریکا.
موسس شرکت پخش فیلم در امریکا در سال ۱۳۵۵ (۱۹۷۶).
فعالیت در شبکه دوم سیما به عنوان معاون مدیر شبکه در سال ۱۳۵۸٫
مدیر دفتر نمایندگی تلویزیون در امریکا.
فعالیت در کارگاه آزاد فیلم به مدیریت مسعود کیمیایی به عنوان قائم مقام مدیرعامل.
شروع فعالیت سینمایی با فیلم غزل (مسعود کیمیایی) به عنوان دستیار کارگردان و متصدی تدارکات و اجرای دکور در سال ۱۳۵۵٫
مسئول پخش در تل فیلم.
تاسیس دفتر هفتمین هنر به همراه ناصر تقوایی.
با با بازی در فیلمی از مسعود کیمیایی به سینما آمد. در دندان مار چندان موفق نبود و حتی بسیاری از منتقدان بازی او را یکی از ضعفهای دندان مار به حساب آوردند. اما بازی بسیار خوبش در گروهبان همه حسابها را به هم ریخت. جنس بازی او شاید مورد پسند بسیاری از کارگردانها نباشد، اما بازی او در فیلمهای پناهنده، هتل کارتن و در نهایت بازی او در فیلم سگ کشی قابل قبول و پذیرفتنی است.

بخشی از فیلم شناسی:

۱۳۸۴ شوریده ( محمدعلی سجادی ) [بازیگر]

۱۳۸۳ هشت پا ( علیرضا داودنژاد ) [بازیگر]

۱۳۸۳ وعده دیدار ( جمال شورجه ) [بازیگر]

۱۳۸۳ بشارت منجی ( نادر طالب زاده ) [بازیگر]

۱۳۸۱ جایی دیگر ( مهدی کرم پور ) [بازیگر]

۱۳۸۰ سایه روشن ( حسن هدایت ) [بازیگر]

۱۳۷۹ سگ کشی ( بهرام بیضایی ) [بازیگر]

۱۳۷۶ کمکم کن ( رسول ملاقلی‌پور ) [بازیگر]

۱۳۷۵ بالاتر از خطر ( سعید عالم زاده ) [بازیگر]

۱۳۷۵ طوفان شن ( جواد شمقدری ) [بازیگر]

۱۳۷۵ هتل کارتن ( سیروس الوند ) [بازیگر-تهیه کننده-مجری طرح]

۱۳۷۴ بیگانه ‌ای در شهر ( حسن هدایت ) [بازیگر]

۱۳۷۳ آخرین بندر ( حسن هدایت ) [بازیگر]

۱۳۷۳ خط آتش ( علی سجادی حسینی فرید سجادی حسینی ) [بازیگر]

۱۳۷۲ تاواریش (رفیق) ( مهدی فخیم‌زاده ) [بازیگر-تهیه کننده-مجری طرح]

۱۳۷۲ پناهنده ( رسول ملاقلی‌پور ) [بازیگر]

۱۳۷۰ برخورد ( سیروس الوند ) [بازیگر]

۱۳۶۹ گروهبان ( مسعود کیمیایی ) [بازیگر-تهیه کننده]

۱۳۶۸ ای ایران ( ناصر تقوایی ) [مدیر تولید]

۱۳۶۸ دندان مار ( مسعود کیمیایی ) [بازیگر]

جوایز و انتخابها :

>> برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد (طوفان شن)

[ دوره ۱۵ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۵ ]

>> برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد (هتل کارتن)

[ دوره ۱۵ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۵ ]

funpatogh . com

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۶ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • ژاله علو

    نام: ژاله علو

    تاریخ تولد: ۱۳۰۶

    ………………………………………..

    متولد اول فروردین ماه ۱۳۰۶ در تهران.

    فارغ التحصیل دانش سرای مقدماتی تهران وفارغ التحصیل هنرستان هنر پیشگی تهران.

    شروع فعالیت از سال ۱۳۲۷ با تئاتر.

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۱ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • پادشاه پاپ دنیا مایکل جکسون در گذشت

    مایکل جکسون به علت ایست قلبی در شهر لس آنجلس آمریکا در سن ۵۰ سالگی فوت کرد. او در روز ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹ ، به ایست قلبی دچار شد و به کما فرو رفت . او به سرعت به بیمارستان انتقال یافت اما با وجود تلاش تیم پزشکی برای بازگرداندن تنفس او، درگذشت. دلیل قطعی فوت وی موکول به بعد از کالبدشکافی شده و در لحظه نگارش این مطلب هنوز مشخص نیست.

    مایکل جوزف جکسن (زادهٔ ۲۹ اوت ۱۹۵۸، درگذشته ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹) موسیقیدان، سرگرمی‌ساز و بازرگان آمریکایی بود. فرزند هفتم خانوادهٔ جکسن، او فعالیت حرفه‌ای خود را در عرصهٔ موسیقی از سن ۱۱ سالگی بعنوان یکی از اعضای گروه جکسن فایو آغاز نمود و در حالی که هنوز عضوی از گروه بود، در سال ۱۹۷۱ کار خود را به عنوان یک تک‌خوان شروع کرد. او را سلطان پاپ می‌نامند، پنج آلبوم از آلبوم‌های استودیویی او جزء پر فروش ترین آلبوم‌های جهان هستند: Off the Wall (جدا از بقیه)، Thriller (دلهره آور)، Bad (بد)، Dangerous (خطرناک)، HIStory (تاریخ).

    در اوایل دهه هشتاد میلادی، او به عنوان برترین نماد موسیقی مردمی (پاپ)، و اولین سرگرمی ساز آمریکایی آفریقایی تبار شناخته شد که موج قدرتمند و ساختار شکنی عمیقی را بنیانگذاری نمود، آغاز این موج از شبکهٔ MTVبود. محبوبیت موزیک ویدئوهای او مثل، «Billie Jean» (بیلی جین)، “Beat It” (بزن به چاک) و “Thriller” (دلهره آور)، باعث تحول ساختار موزیک ویدئو به صورت یک فرم هنری و ابزار تبلیغاتی شد، و شبکهٔ تازه تاسیس MTV را به شهرت رساند. در دههٔ نود نیز ویدئوهایی مثل «Black or White» و «Scream»، آثار جکسن را به طور مداوم در لیست برنامه‌های اصلی MTV قرار داد. جکسن با اجراهای روی صحنه و موزیک ویدیوهایش، حرکات تکنیکی پیچیدهٔ رقص مثل روبات و مون واک را به محبوبیت رساند. شیوهٔ منحصر به فرد او در موسیقی و سبک آوازش، تعداد بیشماری از هنرمندان هیپ هاپ، پاپ و آر اند بی معاصر را تحت تاثیر قرار داده‌است.


    مرگ آقای جکسون پس از آن اعلام شد که به علت ایست قلبی به وسیله نیروهای امدادی به بیمارستانی در لس آنجلس منتقل شد.


    مایکل جکسون زندگی حرفه ای خود را از سن یازده سالگی در گروه جکسون فایو و به همراه برادرانش آغاز کرد.


     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۰ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • گفت‌وگو با عرب‌نیا پس از ۵ سال نقش آفرینی در مختارنامه

    از نخستین روزی که فریبرز عرب‌نیا برای بازی در سریال تاریخی «مختارنامه» با سیما فیلم قرارداد بست، حدود پنج سال می‌گذرد و او در این مدت به جز یک پروژه، در هیچ پروژه سینمایی و تلویزیونی دیگری مقابل دوربین نرفته‌است.

    از نخستین روزی که فریبرز عرب‌نیا برای بازی در سریال تاریخی «مختارنامه» با سیما فیلم قرارداد بست، حدود پنج سال می‌گذرد و او در این مدت به جز یک پروژه، در هیچ پروژه سینمایی و تلویزیونی دیگری مقابل دوربین نرفته‌است. او در تمام این روزها «مختار» داوود میرباقری باقی مانده‌است، تا علاوه بر رد پیشنهاد کارگردانان و تهیه‌کنندگان برای بازی در مجموعه‌ای دیگر، پاسخش برای مصاحبه با خبرنگاران نیز منفی باشد.
    با این حال فریبرزعرب نیا پس از گذشت پنج سال از ساخت «مختارنامه»، سرانجام در گفت‌وگویی حاضر شد و به خبرنگار سرویس تلویزیون ایسنا درباره‌ی دلایل عدم تمایلش به مصاحبه گفت: شاید یکی از دلایلی که من به طور کلی از صحبت فرار می‌کنم، این است که همواره کلام شهید می‌شود.
    با این حال عرب‌نیا این بار نیز صحبت‌های تکمیلی درباره‌ی نقشش در «مختارنامه» را به هنگام پخش آن موکول کرد و گفت که ترجیح می‌دهد پس از دیدن مختار درباره او سخن بگوید.
    بنابراین او در این مصاحبه ترجیح داد که بیشتر از دغدغه‌ها و علایق یک بازیگر به هنگام پذیرش نقش‌های طولانی را مدت بگوید.
    او که معتقد است باید با نگاه جدی‌تری با مقوله بازیگری برخورد کرد، دراین باره تصریح کرد: تولیدات سینمایی و تلویزیونی بسیاری منوط و مشروط به بازیگری هستند؛ این درحالی است که متأسفانه هنوز بر سر این‌که آیا بازیگری اولین شرط فیلم و سریال‌سازی است، دعواست.
    بازیگر نقش «مختار» در پاسخ به این پرسش که یک پروژه و یک نقش باید چه اندازه برای بازیگر جذابیت داشته باشد که باعث شود او به مدت ۵ سال در هیچ فیلم یا سریال دیگری حاضر نشود؟ گفت: این مساله به جنبه‌های مغفول مانده بازیگری، ارتباط عوامل دیگر صحنه، پشت صحنه و مدیریت‌های فرهنگی برمی‌گردد و به حدی ارتباط این مسایل در ایران با هم مخدوش است که شاید در کلی‌ترین شکل، متأسفانه نه تنها با استانداردهای جهانی که با استاندارهای سال‌های شناخته‌شده این عرصه، فاصله بسیاری داریم.
    وی ادامه داد: در حال حاضر تلویزیون به شکلی سردمدار عرصه فرهنگ و تولید الگو شده است و در برخی زمینه‌ها تلاش‌هایی می‌کنند که پیش از این انجام نشده‌است؛ به هر صورت این جریان روبه جلو است.
    فریبرز عرب‌نیا با پرداختن به این موضوع از جنبه حرفه‌یی و صنفی و همچنین گسترده‌ خواندن این بحث، در عین‌حال گفت: ایراد و خطر اساسی این است که این رشد ابدا متوازن نیست. در برخی زمینه‌ها خصوصا در مقوله نگاه به بازیگر و لوازم کارش بسیاربسیار ابتدایی عمل می‌کنیم.
    فریبرز عرب‌نیا با اشاره به همکاری ۵ ساله خود با پروژه‌ی «مختارنامه» تصریح کرد: من این مطلب را هم به عنوان گله و هم به عنوان خوشبینی می‌گویم. با گذشت ۵ سال از همکاری من با سریال «مختارنامه» هنوز هم در مقطع تمدید قرارداد که هرسال انجام می‌شود، باید بر سر ابتدائیات با ایرادی که در نگاه به لوازم کار بازیگر است، بعضا بجنگم.
    وی سپس متذکر شد که این جنگ تنها به خاطر خودش نیست، بلکه به این خاطر است که باید به حرفه‌ی بازیگری به شکل اصولی و کارشناسانه و عملی نگاه شود.
    عرب‌نیا بار دیگر با تأکید بر این‌که بحث‌های صنفی و حرفه‌یی را مطرح می‌کند، اظهار کرد: جای بحث در مورد مقولات هنری اساسا این جا نیست؛ چراکه آن خود معضل بسیاربسیار پیچیده‌ای است.
    این بازیگر در پاسخ به این پرسش ایسنا که آن‌چه با وجود تمام این مشکلات شما را نگه می‌دارد چیست؟ گفت: این سوال کلیشه‌ای دوست‌داشتنی است که پاسخ آن معلوم است.
    وی سپس گفت: از جنبه‌ی حرفه‌یی آن‌چه یک بازیگر را ۵ سال با وجود تمام مشکلات بسیار عجیب و غریب و گاه ابتدایی از جمله نبود امکانات رفاهی در بدترین شرایط جوی و جغرافیایی نگه می‌دارد، عشقش به دیدن تأثیر تمام چیزهایی است که در این سال‌ها بر او، نقش و جهان هنر و رسانه گذشته است.
    فریبرز عرب‌نیا در پاسخ به این پرسش ایسنا که آیا جسارت و اجازه آن را داشته است که در عین خلق مختار واقعی، آن‌چه خود علاقه داشته است را از این شخصیت ارایه دهد؟ گفت: امیدوارم بر غم تمام مشکلاتی که از آن صحبت شد و با همدلی گروه تمام دست‌اندازهای سر راهمان را پشت سر بگذاریم. خوشبختانه هنوز هم مثل روز اول شوق ارایه این سریال در بالاترین حد ممکن در همه ما وجود دارد.
    وی ادامه داد: مختارنامه به شکل مستقیم برآیند نقاط مشترک علائق من و آقای میرباقری و تمام گروه است؛ اما فکر می‌کنم وقتی نمایش داده می‌شود، از این حرف‌ها فراتر رفته باشد. این اتفاقی است که در هنر نمی‌توان تعریفش کرد. یعنی وقتی سریال «مختارنامه» را ببینم متوجه می‌شویم که احتمالا ارزش همه این زحمات را داشته است.
    فریبرز عرب‌نیا در بخش دیگری از این گفت‌وگو در پاسخ به پرسش ایسنا درباره‌ی استفاده از بدلکار در برخی صحنه‌ها به جای وی و آیا این‌که این امر با اصرار خود وی یا شخص کارگردان صورت گرفته است، اظهار کرد: به هرحال در پرونده‌ای که اگر ابتدا هم نمی‌داشتیم ۵ سال به طول می‌انجامد اما قرار بود ۲-۳ سال ساخت آن زمان ببرد، حتما کارگردان ریسک نمی‌کند که در صحنه‌های جنگل‌های خطرناک و سواری‌های بی‌محبا بازیگر اصلی حضور داشته باشد.
    اما من شخصا به دلیل علائقم و بسیاری از مسایل دیگر تا حد امکان خودم این صحنه‌ها را بازی کردم و دوست دارم بازی کنم.
    وی ادامه داد: تا حدی که ریسک به خطرافتادن پروژه نباشد، آقای میرباقری خوشبختانه این اعتقاد را داشتند که خود من در صحنه‌های اکشن حاضر شوم.
    عرب‌نیا با اعلام این‌که یک بدل تقریبا همیشگی در صحنه‌های خطرناک نقش او را بازی می‌کند، خاطرنشان کرد: ایشان در صحنه‌هایی حضور دارند که صورت مختار لو نمی‌رود. این صحنه‌ها پلان‌های بسیار دور را شامل می‌شود.
    بنابراین در صحنه‌هایی که احساس کنم نمی‌توانم صحنه را کنترل کنم، یا درصد خطا بالا برود و یا آقای میرباقری و شخص دیگری از عوامل تولید تشخیص می‌دهند که باید شخص دیگری جای من بازی کند، قاعدتا بدلکار کار را انجام می‌داد.
    بازیگر نقش مختار با تشکر از بدلکاری که نقش او را در برخی صحنه‌ها بازی کرده است، گفت: حضور ایشان در صحنه از خستگی‌های من کم می‌کرد اما چون این همکارم از نظر سایز و جثه با من تفاوت داشت در صحنه‌هایی که اصلا حدود دیده نمی‌شود و موقعیت از دور مشاهده می‌شد، زحمات را این دوستم متحمل شدند.
    فریبرز عرب‌نیا تأکید کرد: در ایران متأسفانه رابطه بازیگر با صحنه‌هایی که با خطر جانی همراه است و الزامات آن درست تعریف نشده است. آن مشابه بازیگر باید رابطه نزدیک‌تری با پروژه داشته باشد و بسیاری از مسایل برای او تعریف شود. البته خوشبختانه در «پروژه مختارنامه» این اتاق تا حدودی رخ داده است

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱ مرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • جسیکا آلبا حین چسباندن پوسترتبلیغاتی دستگیر شد

    جسیکا آلبا حین چسباندن پوستر تبلیغاتی، لو رفت. جریان از این قرار است که او وقتی داشت پوسترهای تبلیغاتی انجمن حفاظت از حیوانات را روی دیوارهای یک ساختمان می چسباند، توسط دوربیهای خبرنگاران غافلگیر شد.

     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳۱ تیر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • فرخ‌لقا هوشمند درگذشت

    مهر: فرخ‌لقا هوشمند بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون، پس از تحمل یکدوره سخت بیماری در نخستین ساعات بامداد امروز در ۸۱ سالگی از دنیا رفت.

    هوشمند در هفته‌های اخیر به دلیل عارضه مغزی در بیمارستان بستری، اما در پنج روز اخیر به منزل منتقل شد و بامداد امروز دوشنبه ۲۲ اردیبهشت از دنیا رفت.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳۱ تیر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • و بالاخره گپ و گفت شیدا شیرازی با کوئنتین تارانتینو

    شیدا شیرازی – کن : هـشتمین روز جـشـنواره کن پر حرارت‌ترین و جنـجالی‌ترین روز جشنواره بود. نام براد پیت و آنجلینا جولی به تنهایی کافی است بود که خیل عظیمی از جمعیت را به خیابان بکشاند، چه برسد به اینکه علت حضورشان فیلم کونتین تارانتینو باشد.

    FunPatogh.com Community For Persians

    «پست فطرت‌های ضایع»روز چهارشنبه بیست ماه می فیلم بالاخره برای اولین بار در جهان اکران شد. و من این شانس را داشتم که جز ۵۰۰ نفری باشم که این فیلم را برای اولین بار دیدند. فیلم برای

    خبرنگاران که قشر آسیب‌پذیر جامعه هستند ساعت ۸ صبح اکران شد!

    تصور دیدن فیلمی از تارانتینو که کم کم در هر پلانش چهار تا سطل خون می‌پاشند، ساعت هشت صبح کمی نگران کننده بود برایم.

    فیلم خوب بود. بهتر از خوب بود. خود تارانتینو بود که به همه اصولش وفادارانه فیلم ساخته بود.

    طنز فیلم به شدت به طنز قصه‌های عامیانه نزدیک است. فیلم با صحنه‌ای بسیار جدی شروع می‌شود و اوج جدید دیالوگ‌های معروف پر از طنز تارانتینو شوکه‌ات می‌کند. فیلم بسیار جدی و بسیار تخیلی و گاهی بسیار خنده‌دار و مفرح است. فیلم در چند ژانر مختلف ساخته شده است و در همه صحنه‌ها تارانتینو حضوری چشم‌گیر دارد. هیچ چیز به حال خودش رها نشده است و همه چیز حساب شده پیش می‌رود. این فیلم عظیم که درش حداقل به سه زبان مختلف حرف زده می‌شود و بازیگرانش آلمانی، فرانسوی و آمریکایی هستند، پروژه بسیار بزرگی است که تارانتینو به خوبی از عهده انجام دادنش بر امده است، فیلم را باید دید و حدقل دو بار دید تا بتوان به جرات درباره‌اش قضاوت کرد ( هیچکدام هم ساعت هشت صبح نباشد، پیشنهاد میکنم از ۷ شب به بعد!) سینمای تارانتینو در این فیلم چند وجهی است. از هر طرف که به فیلم نگاه کنی از لحاظ دیالوگ‌ها ، تکنیک ساخت، انتخاب بازیگر و کارگردانی فیلمی بی‌نقص است که شما را به دوباره دیدنش دعوت می‌کند.

    بازی براد پیت عالی است و بسیار درخشان. اما از دید من زیباترین بازی را کریستوفر والتز، بازیگر آلمانی در نقش کلنل لاندا ارایه داده است. او با تسلط به دو زبان آلمانی و انگلیسی ماهرانه در نقش خود ظاهر می‌شود. او بازیگری تارانتینویی است که هم زمان می‌تواند شقاوت و سنگدلی و طنز و دلبری را منتقل کند.

    من که از چندی قبل تقاضایم را برای مصاحبه با عوامل فیلم اعلام کرده بودم، تا به حال جوابی نگرفته بودم و به در بسته خورده بودم. پیگیریم مرا به اینجا رسانید که مشکل نام «ایران» است. که کمپانی یونیورسال تمایلی به خبربگاران ایرانی ندارد. با شنیدن این حرف بسیار بر آشفته شدم و با خودم گفتم که شیدا شیرازی و کافه نشین امیر قادری و یک سینمای‌مایی واقعی نیستم، اگر که من این موضوع را با شخص تارانتینو مطرح نکنم. دامنه تحریم‌ها به یونیورسال هم رسیده بود!

    بعد از فیلم با علم به این که کنفرانس خبری شلوغ خواهد شد به سرعت به طرف سالن دویدم و با خیل عظیم خبرنگارانی مواجه شدم که پشت درهای بسته بودند. تا به حال در هیچ فستیوالی این همه خبرنگار را یک جا پشت درهای یک کنفرانس خبری ندیده بودم. به هر ترفندی بود خودم را جلو انداختم و تقریبا از زیر دست وپا وارد شدم.

    کنفرانس شروع شد و خبرنگاران سوالات‌شان را پرسیدند ونوبت من که شد، وقت تمام شد!! به همین سادگی !
    من هم دوباره خودم را از زیر دست و پا جلو انداختم و به کوینتین تارانتینو رساندم و با صدایی که خودم تا به حال از خودم سراغ نداشتم داد زدم:

    - کوئنتین. من شیدا شیرازی هستم از ایران. چرا من به عنوان یک ایرانی نمی تونم با تو مصاحبه کنم؟

    [اطرافیان که توجهشان جلب شده بود کمی ساکت شدند و عکاسان تیک تیک عکس می‌انداختند.]
    تارانتینو جواب داد: من مسول مصاحبه ها نیستم، کس دیگه تنظیم میکنه.

    شیدا: به من گفتن که نمیشه. اینجا بیا ۱ دقیقه وقتت رو به من بده.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۰ خرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • رضا ژیان

    نام: رضا ژیان

    تاریخ تولد: ۱۳۲۸

    ………………………………………..

    شروع فعالیت در تاتر از سالهای تحصیل در دبیرستان.

    فعالیت در « کارگاه نمایش » وابسته به تلویزیون ملی ایران از سال ۱۳۴۸ تا سال ۱۳۵۷٫

    عزیمت به آمریکا به تشکیل « کارگاه تاتر تهران ».

    بازگشت به ایران و ادامه فعالیت به عنوان بازیگر.

    شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم « پسر ایران از مادرش بی خبر است » (فریدون رهنما) در سال ۱۳۵۵٫

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۴ خرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • جمشید مشایخی

    نام:جمشید مشایخی

    تاریخ تولد: ۱۳۱۳

    ………………………………………..

    متولد ۱۳۱۳ در تهران.

    تحصیل تاسال سوم دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران.

    شروع فعالیت در سینما بافیلم کوتاه جلد ماه.

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲ خرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • عکس و گفتگو با ملیکا زارعی ( خاله شادونه )

    گفتگوی سبزینه »ملیکـا زارعی: به خاطر بچه‌ها، شادونه را از دست نمی‌دهم

    m-211-2-54.jpg

    خاله شادونه به خاطر صدای کودکانه‌اش و صداقتی که در کلامش وجود دارد، خیلی زود در دل بچه‌ها جا باز کرد، او برای اینکه کودک درونش همیشه سرزنده باشد، دائم کتاب‌های ویژه کودکان را می‌خواند و سعی می‌کند تمام وقتش را با آنها سپری کند، او عاشق بچه‌هاست و به نظرش بچه‌ها پاک‌ترین موجوداتی هستند که خداوند آفریده… با ملیکا زارعی خواهر کوچک‌تر مریلا گفتگویی انجام دادیم که می‌دانیم خواندنش، هم برای شما جالب است و هم برای فرزندان‌تان…

    دانشجوی حقوق

    در اردیبهشت سال ۱۳۶۴ به دنیا آمدم، دانشجوی رشته حقوق قضایی و ساکن تهران هستم.

    ورود به عرصه هنر

    فعالیتم را زمانی که کلاس سوم دبستان بودم با اجرا در برنامه تازه‌ها از شبکه دو آغاز کردم و سال ۸۱ یک سکانس را در سریال «دوران سرکشی» بازی کردم، زمانی که در سریال «مهر خاموش» بازی داشتم با کنکور دست و پنجه نرم می‌کردم، پس از ورود به دانشگاه در سال ۸۳ به عنوان مجری «در باغ شادونه» کارم را آغاز کردم.

    عروسک‌های من

    وقتی بچه بودم، خیلی اهل شیطنت نبودم و بچه حرف گوش‌کن و آرومی بودم. خیلی خوب بلد بودم که سرم رو گرم کنم و به تنهایی با خودم بازی کنم، بیشتر وقتم رو با عروسک‌هام پر می‌کردم، محبوب‌ترین بازی کودکی‌ام هم خاله‌بازی بود، خیلی از بچه‌ها براشون سوال بود که من چطور در تنهایی با خودم بازی می‌کنم و حوصله‌ام سر نمی‌رود، هر چند که من و مریلا به خاطر اختلاف سنی‌مون همبازی هم نبودیم ولی اون به عنوان خواهر بزرگ‌تر همیشه هوامو داشت…

    قشنگ‌ترین شیطنت بچگی

    وقتی بچه بودم، عاشق کاغذ کادو بودم به همین خاطر وقتی مراسم تولدی برگزار می‌شد، همه کاغذ کادوهارو جمع می‌کردم و با اون‌ها بازی می‌کردم، علاقه عجیب به کاغذ کادو و تلاش برای جمع کردنشون برای خودم خیلی جالب است.

    محبوب‌های من

    در اون دوران به اجرای خانم الهه رضایی و خامنه‌ای خیلی علاقه‌مند بودم یادمه حرف‌های این دو عزیز رو موبه‌مو اجرا می‌کردم، از بین کارتون‌‌ها هم به مدرسه والت، خانواده دکتر ارنست و ایکیوسان علاقه زیادی داشتم یادمه در این کارتون یک زنگ تفریح پخش می‌شد در یکی از همین زنگ تفریح‌‌ها روی یک کاغذ تصویر یک قورباغه کشیده بودند و رویش یک پارچه انداختند و پس از چند لحظه آن نقاشی تبدیل به قورباغه شد، من هم این کار رو تو خونه انجام دادم و زمانی که دیدم نقاشی‌ام به قورباغه تبدیل نشد با وجود گریه کردم! چند روز هم اصلا نمی‌تونستم این کارتون رو تماشا کنم! احساس می‌کردم به من دروغ گفتند و… آخه بچه‌ها فرق دروغ و صداقت رو به خوبی می‌فهمند.

    خاله شادونه

    من قبل از این برنامه رابطه خوبی با بچه‌ها داشتم اما مثل الان به بچه‌ها فکر نمی‌کردم، وقتی می‌‌خواستم اجرای خاله شادونه‌رو بپذیرم، سعی کردم از تجربه خواهرم و دوستانش و البته آقای علیپور استفاده کنم مریلا به من گفت: سعی کن دائم با بچه‌ها ارتباط داشته باشی و خودت رو درگیر اونها کنی تا از این طریق به علایق آنها پی ببری، آقای علیپور هم به من گفت که سعی کن با بچه‌ها به زبان خودشون ارتباط برقرار کنی… حرف‌های این دو دوست ملکه ذهن من شد و باعث شد که من خیلی زودتر به شادونه برسم، شادونه به معنای پیام‌آور شادی، صلح و دوستی است.

    مهمونی دلچسب

    در پشت دوربین و زمانی که پذیرای بچه‌ها هستیم هم به اندازه زمانی که جلوی دوربین هستیم به ما خوش می‌گذرد. من قبل از ضبط با بچه‌ها بازی می‌کنم و با اون‌ها کلی حرف می‌زنم تا اون‌ها احساس غریبگی نکنند. یادمه زمستون سال گذشته وقتی برف سنگینی می‌بارید، به خاطر ترافیک سنگین و اینکه بعضی از عوامل دیر سر صحنه رسیدند و ضبط به تاخیر افتاد و از آنجا که حوصله بچه‌ها سر نرود، از مادرشان خواستم که آنها را خوب بپوشانند تا با آنها به حیاط بروم و برف‌بازی کنم، من ساعت‌ها با بچه‌ها بازی کردم و لذتی که در آن بازی من و بچه‌ها بردیم وصف ناشدنی بود، من دلم می‌خواد بچه‌ها زمانی که من را می‌بینند دقیقا همان چیزی باشم که در ذهن‌شان است.

    خسته نمی‌شم

    خیلی‌ها ازم می‌پرسند از اینکه دائم مجبوری وقتت را با بچه‌ها بگذرانی و حتی در مهمانی بزرگسالان هم باید کنار بچه‌ها باشی خسته نمی‌شوی، من هم در جوابشون می‌گویم نه… وقتی می‌بینم اونها با همه صداقت بچگانه‌شان من را دوست دارند نسبت به آنها احساس وظیفه می‌کنم. اونها انتظار دارند خاله شادونه تحت هر شرایطی بهشون محبت کنه، گاهی وقت‌ها هم که در مهمانی‌های خانوادگی حواسم به بچه‌ها نیست، مادرم می‌گوید ملیکا‌جون حواست به فلان بچه باشه و بهش توجه کن…

    بازیگری

    به نظر من، هر کس در کاری استعداد داره، با اینکه من بازیگری رو دوست دارم اما کار کودک رو بیشتر دوست دارم با اینکه پیشنهادات زیادی برای بازی دارم اما هیچ کدوم رو نمی‌پذیرم چون دلم نمی‌خواد بچه‌ها خاله شادونه رو با یک لباس دیگر و در قالب یک بزرگسال جدی ببینند.

    اردهالی

    خانواده سبز

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش