گوناگون

دل نوشته «حسام الدین سراج» در رثای «قیصر امین‌پور»

دل نوشته «حسام الدین سراج» در رثای «قیصر امین‌پور»
حسام الدین سراج

در آسمان ابری دلم خاطرات او مرور می‌شوند. خاطرات قیصر و سلمان و سید … و آن شبهای شور و شعر و درد و داغ و گلچین زمانه که گل‌های باغ را یکی پس از دیگری چید و داغ فراق بر دلها نشاند.
حسام الدین سراج خواننده موسیقی سنتی و از دوستان نزدیک مرحوم قیصر امین پور در یادداشتی که آن را در اختیار خبرگزاری فارس قرارداده از «قیصر امین پور» یاد کرده است:

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۴ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • ناودان و الماس

    ناودان و الماس

    شطحی از احمد عزیزی

    ناودان و الماسچترهای آسمانی‌مان را باز کنیم، خدا می‌بارد بر کوه، ابرها بر‌ شانه‌های کوه سنگینی می‌‌کنند، آنان را تا نزد آلاچیق های خود راه ‌دهیم.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۶ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • شادی،شگفتی وحیرت در …

    شادی،شگفتی وحیرت در …

    عشق والاترین موهبت زندگی است

    شادی،شگفتی وحیرت در ...شادی،شگفتی وحیرت در ...          عاشق بودن

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۸ اسفند ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • خدا هنوز از انسان نا امید نشده!

    خدا هنوز از انسان نا امید نشده!

    سخنانی از رابیندرات تاگور

    خدا هنوز از انسان نا امید نشده!

    عشقت را بر پرتگاه منشان چرا که بلند است آن!
     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۹ اسفند ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • خدا هنوز از انسان نا امید نشده!

    خدا هنوز از انسان نا امید نشده!

    سخنانی از رابیندرات تاگور

    خدا هنوز از انسان نا امید نشده!

    عشقت را بر پرتگاه منشان چرا که بلند است آن!
     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۱ بهمن ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • فرق خدای من با خدای آنها

    فرق خدای من با خدای آنها
    من خدایی دارم،
    که در این نزدیکی است
    نه در آن بالاها
    مهربان، خوب، قشنگ
    چهره اش نورانیست
    گاهگاهی سخنی می گوید،
    با دل کوچک من، ساده تر از سخن ساده من
    او مرا می فهمد
    او مرا می خواند،
    او مرا می خواهد
    او همه درد مرا می داند
    ***
    یاد او ذکر من است،
    در غم و در شادی
    چون به غم می نگرم،
    آنزمان رقص کنان می خندم
    که خدا یار من است،
    که خدا در همه جا یاد من است
    او خدایست که همواره مرا می خواهد
    ***
    دیگران می گویند :
    آن کسانی که به ظاهر بنده خوب خدایند
    به من می گویند :
    مرد کافر شده ای!!
    و چه هشدار که از آتش دوزخ دادند
    باز هم می گویند :
    که خدا اینجا نیست
    و خدای آنها، غیر آنست که من می بینم،
    می دانم
    یک خدایی بی رحم
    غرق در خودخواهی،عاشق ظلم و ریا و همه خشم و عذاب
    آن خدایست که آنها گویند
    بنده او باشیم
    ***
    دیده را می بندم
    در دلم می خندم
    زیر لب می گویم :
    پس خدا اینجا نیست !!!!

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: mahshid
  • تاریخ: ۲۰ دی ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • ای میلیونر؟

    ای میلیونر؟

    ای میلیونر؟چه لوحه ی یادبود و چه سنگ نبشته ای بر مزار توست، ای میلیونر؟ ما ندانیم که چه سان زیستی، اما این دانیم که عمر خود را در دادوستد و در میان گروه دلالان بسر آوردی، نه رادمردی و قهرمانی از آن تست، نه نبردی و نه افتخاری.«والت ویتمن»
     
    یادبودها در سراسر دنیا پراکنده اند. اگر بخواهیم آنها را پیدا کنیم و از مخفیگاه هایشان بیرون بکشیم، باید سفر کنیم.«میلان کوندرا»

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۶ دی ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • غزل مولانا

    از این پستی به سوی آسمان شو/روانت شاد بادا خوش روان شو*

    ز شهر پر تب و لرزه بجستی/به شادی ساکن دار الامان شو*

    اگر شد نقش تن نقاش را باش/و گر ویران شد این تن جمله جان شو*

    وگر روی از اجل شد زعفرانی/مقیم لاله زار و ارغوان شو*

    و گر درهای راحت بر تو بستند/بیا از راه بام و نردبان شو*

    و گر تنها شدی از یار و اصحاب/به یاری خدا صاحب قران شو*

    و گر از آب و از نان دور ماندی/چو نان شو قوت جانها و چنا شو*

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , ,
  • نوشته: user
  • تاریخ: ۹ دی ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • غزل مولانا

    کجا شد عهد و پیمان را چه کردی/امانتهای چون جان را چه کردی*

    چرا کاهل شدی در عشق بازی/سبک روحی مرغان را چه کردی*

    نشاط عاشقی گنجی است پنهان/چه کردی گنج پنهان را چه کردی*

    تو را با من نه عهدی بود ز اول؟ /بیا بنشین بگو آن را چه کردی*

    چنان ابری به پیش ما چه بستی/چنان خورشید خندان را چه کردی*

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , ,
  • نوشته: user
  • تاریخ: ۹ دی ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • غزل مولانا

    یار نخواهم که بود بدخو و غمخوار و ترش/چون لحد و گور مغان تنگ و دل افشار و ترش*

    یار چو آیینه بود دوست چو لوزینه بود/ساعت یاری نبود خایف و فرار و ترش*

    هر کی بود عاشق خود پنج نشان دارد بد/سخت دل و سست قدم کاهل و بی کار و ترش*

    ور چشمش بیش بود هم ترشی پیش کند/دان مثل بیشی او سرکه ی بسیار ترش*

    بس کن شرح ترشان این قدری بهر نشان/کی طلبد در دل و جان طبع شکر،بار ترش*

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , ,
  • نوشته: user
  • تاریخ: ۲ دی ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش