گوناگون

داستان کوتاه

کوک : تنها با ساز تو می رقصم ،اما بدان سازت کوک نیست .

آهسته : آهسته صدایت می زنم تا شیطان بیدار نشود .

دستانم : دستام را در باغچه کاشتم هیچ نروئید .

زوزه ی سگ : هنگام خلق هر داستان صدای زوزه ی سگی را می شنیدم که از سرما در حال جان دادن بود .

سفر : سفر به اعماق ذهنت تنها یک چیز برایم داشت ، سالها گریستن .

رقص روی یخ : بیا روی یخ ها برقصیم تا هر لحظه امکان مرگمان بیشتر شود .

به سوی انتها : به سوی انتها گام برداشتم ، نمی دانستم انتها همینجاست،در قلبم.

دام : دامت را کجا پهن کرده ای ، می خواهم اسیرت شوم .

دل دریایی : دل دریایی ام با دیدن خورشید نگاهت ، خشک شد و ترک برداشت .

بدون مکث : پایت را بدون مکث روی گاز فشار بده ،دره منتظر است .

مطالب مرتبط با داستان کوتاه


 

پسورد فایل:

لینک دانلود -

icon برچسب ها:
  • نوشته: user
  • تاریخ: ۲۴ آذر ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • قسمت نظرات برای این مطلب غیر فعال شده است.